این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
دکتر ایرج شهبازی؛ استاد دانشگاه تهران / با این حال نباید گمان کرد که مولانا از همه ترس و لرزها تهی است. او در مقام یک عارف فرزانه از برخی از مسائل واهمه دارد. بیشترین ترس او از این است که براثر سخنانش کسی دچار لغزش شود. همین ترس باعث میشود که او در بسیاری از موارد حرف خود را ناتمام بگذارد:
شرح این را گفتمی من، از مِری/ لیک ترسم تا نلغزد خاطری/ نکتهها چون تیغ پولاد است تیز/ گر نداری تو سپر، واپس گریز!/ پیش این الماس بیاسپر میا!/ کز بُریدن تیغ را نبود حیا/ زین سبب من تیغ کردم در غلاف/ تا که کژخوانی نخواند برخلاف …











