شرق /متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
نسترن فرخه| چراغهای رنگی هنوز میان خاک و آوار خانه افتادهاند؛ چراغهایی که چند ساعت قبل حیاط خانه را برای جشن عروسی روشن کرده بودند. صدای مراسم در محل پیچیده بود که ناگهان با صدای موشکباران و انفجار یکی شد؛ دوباره جنگ شد. دو تا سه صدای انفجار همه را هراساند، سقف بر سر میهمانها فرو ریخت و رد خون روی زمین ماند و پنج نفر، ازجمله دو کودک چهارساله و ۱۶ساله، دیگر از آن جشن به خانه برنگشتند. وسط اتاق گودالی یکونیممتری باز شد و میهمانان سراسیمه به سمت بیرون خانه فرار کردند. عروسی سهشنبهشب کوهستک ۳۵۰ میهمان داشت که همه در انتظار عروس و داماد بودند؛ ضیاءالدین و مریم. خانواده ملاحی مراسم عروسی زنان را در خانه خودشان گرفته بودند. مراسم مردانه هم در خانه پسرعموی پدر عروس. آنها رسم داشتند مراسم سنتی عروسی را در خانه بگیرند؛ مراسمی که این بار تمام نشد.
از تصاویر ثبتشده این عروسی، فقط چند عکس و فیلم به جا مانده است؛ تصاویری از رد خون روی زمین، دیوارهای تخریبشده و میوه و شیرینیهایی که حالا در میان خاک و آوار غلت میخورند. میهمانها رقص محلی میکردند. زنان با لباسهای دستدوز محلی کِل میکشیدند که در همان لحظات سقف پذیرایی و دیوارهای اصلی خانه روی سرشان ریخت. در میان گردوخاک و آوار، ترکشها جان زردخاتون طاهری و کلثوم فلاحیملا را گرفت و خیلیها را مجروح کرد. در آن شلوغی کسی نمیدانست ترکشها، جان «امیرعلی کریمی» چهارساله و «محمد ملاحی» ۱۶ساله را هم گرفته است؛ کودکانی که برای رسیدن به این مراسم از صبح سهشنبه منتظر رسیدن وقت پایکوبی بودند. چند متر دورتر از محل و در نزدیکی دکل مخابراتی در حال بازی بودند که حمله شروع شد. …












