تعادل /تورم در اقتصاد ایران سالهاست از یک شاخص آماری فراتر رفته و به مهمترین دغدغه سیاستگذاران اقتصادی، بنگاهها و خانوارها تبدیل شده است. هر موج جدید افزایش قیمت، نهتنها قدرت خرید مردم را کاهش میدهد، بلکه فضای تصمیمگیری برای تولیدکنندگان و سرمایهگذاران را نیز پیچیدهتر میکند.
تورم در اقتصاد ایران سالهاست از یک شاخص آماری فراتر رفته و به مهمترین دغدغه سیاستگذاران اقتصادی، بنگاهها و خانوارها تبدیل شده است. هر موج جدید افزایش قیمت، نهتنها قدرت خرید مردم را کاهش میدهد، بلکه فضای تصمیمگیری برای تولیدکنندگان و سرمایهگذاران را نیز پیچیدهتر میکند. با این حال، برخلاف تصور رایج، ریشه تورم تنها در رشد قیمت ارز یا افزایش هزینه کالاهای وارداتی خلاصه نمیشود؛ بخش مهمی از آن به ساختار تأمین مالی اقتصاد ایران بازمیگردد؛ ساختاری که در آن بانکها تقریباً تنها بازیگر اصلی تأمین سرمایه هستند. اقتصاد ایران در دهههای گذشته بهتدریج به اقتصادی بانکمحور تبدیل شده است.
در بسیاری از اقتصادهای توسعهیافته، بنگاهها منابع مالی خود را از مسیر بازار سرمایه، صندوقهای سرمایهگذاری، اوراق بدهی شرکتی و سرمایهگذاران خصوصی تأمین میکنند. اما در ایران، سهم این ابزارها هنوز محدود است و بخش عمده نیاز مالی تولید، صنعت، مسکن و حتی پروژههای عمرانی از شبکه بانکی تأمین میشود.
همین وابستگی گسترده باعث شده بانک مرکزی در موقعیتی دشوار قرار بگیرد. از یکسو، وظیفه قانونی این نهاد کنترل نقدینگی و مهار تورم است؛ ازسوی دیگر، اگر جریان اعتبار بانکی محدود شود، بسیاری از بنگاهها با کمبود سرمایه در گردش روبهرو میشوند و رکود عمیقتر خواهد شد.
نتیجه این وضعیت، شکلگیری یکی از پیچیدهترین معادلات اقتصاد ایران یعنی «رکود تورمی» است؛ وضعیتی که در آن اقتصاد همزمان با رشد پایین و تورم بالا مواجه است.
چرا اقتصاد ایران بانکمحور شده است؟
بانکها در ایران فقط یک واسطه مالی نیستند؛ آنها عملاً ستون اصلی تأمین مالی اقتصاد محسوب میشوند. بسیاری از واحدهای تولیدی برای خرید مواد اولیه، پرداخت حقوق کارکنان یا توسعه خطوط تولید، نخستین و گاه تنها گزینه خود را دریافت تسهیلات بانکی میدانند. …













