به گزارش شهرآرانیوز، این متهم ۲۵ ساله پس از دستگیری در جریان یک سرقت گردنبند، در تحقیقات پلیسی درباره گذشته خود و مسیری که او را به دنیای جرم و سرقت کشاند، صحبت کرد.
این متهم هنگام دستگیری یک پلاک و زنجیر طلای سرقتی همراه داشت و ابتدا تلاش کرده بود ماموران را قانع کند طلاهای کشفشده متعلق به مادرش است، اما بررسیهای پلیس نشان داد مشخصات این طلاها با اموال سرقتی که ساعاتی قبل دزدیده شده بود، مطابقت دارد؛ بنابراین متهم در ادامه به سرقتهای سریالی اعتراف کرد.
در حال حاضر تحقیقات برای دستگیری همدست فراری او و شناسایی سایر مالباختگان احتمالی ادامه دارد. کارآگاهان همچنین در تلاش هستند مشخص کنند این متهم و همدستش در چه تعداد سرقت طلا نقش داشتهاند. در ادامه گفتوگو با این متهم را بخوانید.
*اولین بار چرا زندانی شدی؟
پدرم فوت کرد و من با مادرم زندگی میکردم. زمانی که نزدیک ۱۹ ساله بودم، متوجه شدم مردی برای مادرم مزاحمت ایجاد میکند. سراغش رفتم و آنقدر کتکش زدم که به کما رفت.
*مردی که با او درگیر شدی چه مدت در کما بود؟
اکبر حدود دو هفته در کما بود و بعد از آن به هوش آمد. واقعا خدا به من رحم کرد که زنده ماند.
* اکبر شکایت کرد؟
بله، شکایت کرد.
*بعد چه اتفاقی برایت افتاد؟
به خاطر ضرب و جرح به پنج سال حبس و پرداخت دیه محکوم شدم.
*چند سال زندان بودی؟
حدود سه سال در زندان بودم.
*چطور آزاد شدی؟
زندان بودم تا اینکه مادرم توانست رضایت شاکی را بگیرد و آزاد شوم.
*چطور به دنیای خلافکاران وارد شدی؟
همسلولی خلافکار مسیرم را عوض کرد.
*چطوری؟
بعد از آزادی از زندان با یکی از همسلولیهای سابقم همدست شدم و دوباره افتادم زندان...
در ادامه حتما بخوانید انهدام باند برادران دالتون که سارق منازل تهرانیها بودند
*چطور وارد سرقت شدی؟
در همان مدت که به خاطر کتک زدن اکبر زندان بودم با فردی به اسم سروش همسلول بودم که تا دلتان بخواهد خلاف و جرم در پروندهاش داشت. خودش میگفت مشروب میخورم و سرقت میکنم. مدتهایی که در زندان بود، بیشتر از سالهایی بود که آزاد بود. او پیشنهاد داد بعد از آزادی با هم کار کنیم. من زودتر از سروش آزاد شدم و چند ماه منتظر ماندم تا او هم از زندان بیرون بیاید. بعد از آزادی با هم شروع به گوشیقاپی کردیم. …













