مهاجرت جوانان از روستاها و شهرهای کوچک به مراکز بزرگتر، فقط جابهجایی چند میلیون نفر روی نقشه نیست؛ بخشی از جمعیت مولد و فعال از مبدا جدا میشود، خانوادههای گسترده از هم فاصله میگیرند و در برخی مناطق، ترکیب سنی جمعیت به سمت سالمندی میرود. در مناطق مرزی، این مسئله ابعاد دیگری هم پیدا میکند؛ جایی که کاهش جمعیت میتواند به تضعیف فعالیت اقتصادی، کاهش حضور اجتماعی و دشوارتر شدن تثبیت جمعیت در نواحی حساس منجر شود.
مهاجرتی که شکلش تغییر کرده است
ایران در چند دهه گذشته یکی از مهمترین دورههای شهرنشینی خود را پشت سر گذاشته است. بر اساس دادههای سرشماری عمومی نفوس و مسکن، سهم جمعیت شهری کشور از حدود ۵۴ درصد در سال ۱۳۶۵ به حدود ۷۴ درصد در سال ۱۳۹۵ رسیده است. در همین دوره، سهم جمعیت روستایی کاهش پیدا کرده است. اما تصویر امروز مهاجرت با الگوی چند دهه قبل تفاوت دارد. دیگر نمیتوان همه مهاجرتها را در قالب ساده «روستا به شهر» توضیح داد. بخش قابل توجهی از جابهجاییهای جمعیتی امروز میان شهرها اتفاق میافتد و مقصد بسیاری از مهاجران، شهرهای بزرگتر و برخوردارتر از فرصتهای شغلی، آموزشی و خدماتی است.
دادههای مربوط به سرشماریهای ۱۳۸۵، ۱۳۹۰ و ۱۳۹۵ نیز این تغییر را نشان میدهد. بر اساس دادههای مرکز آمار ایران، در فاصله سالهای ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۵ حدود ۱۲ میلیون و ۱۰۰ هزار جابهجایی مهاجرتی از روستا به شهر ثبت شد. این رقم در فاصله ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۰ به حدود پنج میلیون نفر و در فاصله ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۵ به حدود چهار میلیون و ۷۰۹ هزار نفر رسید. کاهش این رقم به معنای متوقف شدن مهاجرت نیست؛ بلکه نشان دهنده تغییر الگوی جابهجایی جمعیت و افزایش سهم مهاجرتهای شهری و سایر اشکال جابهجایی است.
در واقع، جوانی که در یک شهر کوچک یا روستا چشمانداز مناسبی برای اشتغال، تحصیل یا درآمد نمیبیند، لزوما فقط به نزدیکترین شهر مهاجرت نمیکند. مقصد میتواند مرکز استان، کلانشهر یا حتی شهری در فاصلهای بسیار دورتر باشد. نتیجه این روند برای محل مبدا مهم است؛ جمعیتی که خارج میشود، الزاما به اندازه جمعیت وارد شده جایگزین ندارد.
وقتی جوانها میروند، سن جمعیت بالا میرود …









