مرگ جواد مجابی فقط خاموش شدن یک شاعر نیست. اگر قرار باشد برای او عنوانی انتخاب کنیم، کار دشوار میشود؛ شاعر بود، اما فقط شاعر نبود. داستاننویس بود، اما نمیتوان او را تنها در تاریخ داستان معاصر ایران جای داد. طنزپرداز، روزنامهنگار، منتقد هنرهای تجسمی، پژوهشگر، نقاش و شاهد و راوی بخش بزرگی از تاریخ روشنفکری ایران بود. شاید همین دشواری در انتخاب یک عنوان، بهترین راه برای شناخت او باشد.
مجابی متعلق به نسلی بود که مرزهای میان ادبیات، روزنامهنگاری، هنر و روشنفکری برایش به سختی امروز نبود. شاعر میتوانست در تحریریه روزنامه بنشیند، شب به نمایشگاه نقاشی برود، درباره یک نقاش بنویسد، با داستاننویسان و نمایشنامهنویسان معاشرت کند و فردا دوباره شعر بگوید. فرهنگ برای آن نسل مجموعهای از حرفههای جداگانه نبود؛ نوعی زیستن بود.
حالا یکی دیگر از آدمهای آن جهان رفته است. خبر کوتاه است که جواد مجابی روز شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ پس از یک دوره بیماری درگذشت. او ۲۲ مهر ۱۳۱۸ در قزوین متولد شده بود؛ بنابراین هنگام مرگ ۸۶ سال داشت و تنها چند هفته با هشتادوهفتمین سالروز تولدش فاصله داشت. …












