صفحه سیاست-
ساعت ۵ بعدازظهر ۲۰ اسفند۱۴۰۳ مرد میانسالی در حالی که از ناحیه قفسه سینه و شکم مورد اصابت چاقو قرار گرفته بود، خود را به یکی از بیمارستانهای پایتخت رساند. مرد ۵۷ ساله چند ساعت بعد به خاطر شدت جراحات وارده و خونریزی شدید جان باخت.
با به دست آمدن این اطلاعات، امیر شناسایی و دستگیر شد. مقتول خونین در را را باز کرد و پیاده به بیمارستان رفت
متهم به قتل اعتراف کرد و مدعی شد: من به عنوان بازاریاب برای مقتول کار میکردم تا اینکه او فهمید من چند سنگ استخراجشده را با قیمتی پایینتر فروختهام. با ناراحتی به من اعتراض کرد و روز حادثه با هم داخل خودرو بودیم که در مسیر دعوایمان بالا گرفت. من عصبانی شدم و ناگهان با چاقویی که به همراه داشتم، چند ضربه به او زدم.
وی ادامه داد: به خودم که آمدم، دیدم مدیر شرکت خونین روی صندلی افتاده است. میخواستم او را به بیمارستان برسانم که به ترافیک خوردیم. او ناگهان خودش در را باز کرد و با همان حال بد پیاده رفت.
با تکمیل تحقیقات پرونده برای رسیدگی به شعبه ۱۰ دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. با چاقویم پوست میوه میگرفتم، ناخنگیر و دربازکن نوشابه بود!
در ابتدای جلسه مشخص شد که فرزندان مقتول رضایت دادهاند، اما پیش از برگزاری جلسه دادگاه مادر مقتول فوت کرده بود و خواهر و برادر مقتول به عنوان اولیای دم درخواست قصاص کردند.
پس از آن متهم به جایگاه رفت و گفت: من قصدم کشتن او نبود. روز حادثه به من اعتراض کرد که سنگها را به قیمت پایینی فروختهام و باید ضرر و زیان آن را بپردازم. بحثمان بالا گرفت و من با یک کارد چند کاره ضرباتی به او زدم. قاضی پرسید: چرا در داخل خودرو چاقو داشتی؟
متهم گفت: آن چاقو همیشه همراهم بود و چندکاره بود؛ هم با آن پوست میوه را میگرفتم هم ناخنگیر بود و هم دربازکن نوشابه. واقعا قصدم قتل نبود.
با پایان اظهارات متهم، قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.
…













