به گزارش خبرگزاری ایمنا، اجلاس سازمان همکاری شانگهای در بیشکک برگزار شد و مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، در حاشیه این اجلاس با نارندرا مودی، نخستوزیر هند و الهام علیاف، رئیسجمهور جمهوری آذربایجان دیدار و درباره روابط دوجانبه و همکاریهای منطقهای گفتوگو کرد. پزشکیان همچنین در دیدارهای دیگری با شماری از سران کشورهای حاضر در اجلاس رایزنی داشت؛ رایزنیهایی که در شرایط امروز ایران، بیش از یک دیدار معمول دیپلماتیک اهمیت پیدا میکند.
اما سؤال اصلی اینجاست که شانگهای برای ایران چه آوردهای میتواند داشته باشد؟ آیا عضویت و حضور در چنین مجموعهای قرار است فقط به افزایش دیدارهای سیاسی محدود شود یا میتوان از آن برای ایجاد مسیرهای تازه در اقتصاد ایران استفاده کرد؟
پاسخ به این سؤال زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم ایران در سالهای گذشته با یک جنگ اقتصادی گسترده مواجه بوده است؛ جنگی که بخش مهمی از آن از مسیر تحریمهای بانکی، محدودیتهای مالی، دشواری فروش نفت و ایجاد مانع در مسیر تجارت خارجی دنبال شده است. در چنین شرایطی، همکاری با کشورهایی که خود نیز به دلایل مختلف با فشارهای آمریکا و غرب مواجه هستند، میتواند از یک انتخاب سیاسی فراتر رود و به یک ضرورت اقتصادی تبدیل شود.
شانگهای؛ خط مقدم جنگ اقتصادی
شانگهای را میتوان یکی از میدانهای مهم این جنگ اقتصادی دانست؛ نه به این معنا که این سازمان قرار است به صورت مستقیم وارد تقابل اقتصادی با آمریکا شود، بلکه از این جهت که مجموعهای از کشورهای بزرگ و اثرگذار را کنار یکدیگر قرار داده که بخش قابل توجهی از آنها به دنبال کاهش وابستگی خود به سازوکارهای تحت سلطه غرب هستند.
چین و روسیه در رأس این جریان قرار دارند و هند نیز به عنوان یکی از اقتصادهای بزرگ جهان در کنار آنها قرار گرفته است. ایران هم در سالهای اخیر تلاش کرده حضور خود را در ساختارهای شرقی و منطقهای پررنگتر کند. این همکاریها اگر قرار باشد نتیجهای برای ایران داشته باشد، باید از سطح سیاست خارجی فراتر رود و به اقتصاد برسد. مسئله امروز این نیست که تهران چند توافقنامه دیگر امضا کند؛ مسئله این است که آیا این توافقها میتوانند پول، کالا، سرمایه و فناوری را در مسیرهای جدید به حرکت درآورند یا خیر. جغرافیایی که هنوز درست از آن استفاده نکردهایم …












