به گزارش خبرگزاری ایمنا، بازگشت به وطن، فقط عوض کردن یک جغرافیا نیست؛ آدم ممکن است هزاران کیلومتر سفر کند تا در نهایت به جایی برسد که باید از نو خودش را پیدا کند. «من یک آرمان دارم» از همین نقطه آغاز میشود؛ از بازگشت دختری که سالها دور از ایران زندگی کرده و حالا با قلبی خسته و زخمی به تهران برگشته است.
سارا، شخصیت اصلی داستان، پس از سالها غربت و تجربه تلخ زندگی در لندن، دوباره پا به تهران میگذارد. او که از گذشته و اتفاقات زندگیاش دلشکسته است، در نخستین لحظات بازگشت تلاش میکند با شهر و خاطرات وطن ارتباط بگیرد. حتی از راننده تاکسی میخواهد دو دور میدان آزادی بچرخد؛ انگار قرار است بوی تهران و خاطره خانه، مرهمی بر زخمهای قدیمیاش باشد. اما دود و آلودگی شهر، خیلی زود این تصور را به هم میریزد و این سؤال تلخ را در ذهنش مینشاند که آیا اینجا هم تفاوتی با لندن دارد؟ …










