مصطفی سلیمانی، دانشآموخته دکترای فلسفه، در کانال تلگرامی خود نوشت:
پروست جایی از زمان حرف میزند که دیگر شبیه یک خط مستقیم نیست؛ زمانی که در حافظه، حس و تجربهی انسان شکل دیگری پیدا میکند. انتظار هم چنین کیفیتی دارد. یک اتفاق هنوز نیفتاده، اما فضای زندگی را پر کرده است. صدای پیام نیامده، پشت درِ خانهای که هنوز باز نشده، نتیجهای که هنوز اعلام نشده؛ گاهی یک «هنوز» کوچک میتواند تمام روزهای آدم را تحت تأثیر قرار دهد. انتظار، زندگی کردن با چیزی است که حضورش از آینده میآید.
کودکی را تصور کنید که شب قبل از سفر، لباسهایش را آماده کرده و چند بار به ساعت نگاه میکند. مقصد هنوز دور است، اما سفر از همان شب آغاز شده. آدم بزرگها هم تفاوت چندانی ندارند؛ فقط شکل انتظارهایشان تغییر کرده است. یکی منتظر یک تماس است، یکی منتظر شروع دوباره، یکی منتظر روزی که بالاخره جرئت کند تصمیمی قدیمی را عملی کند. ما بخش زیادی از عمرمان را در فاصلهی میان «الان» و «آن روز» زندگی میکنیم. …










