به گزارش تابناک، «یک نفر که استقبال خوبی از مراسم هفتِ پدرش شده بود، برای روز چهلم او بلیطفروشی کرد!» این داستان، عجیب نیست و بالاخره هستند کسانی که حاضرند حتی از مرده پدر هم نگذرند و از آن، روایتی بسازند تادر اسرع وقت خاصیت نقد شوندگی فوری داشته باشد.
این طنز تلخ، دقیقاً پیکرهی حال و هوای این روزهای عبدالله شهبازی است. وقت یک روایت وارونه به نفع قاتلان پدر فرا رسیده است. مردی که به جای سوگواری بر مزار پدر، سنگ مزار او را می خراشد و نام و نشان دیگری بر روی آن می نویسد. سنگرِ تاریخ را به میدانِ تجارت سیاسی تبدیل کرده و از کشته شدن پدر، سکویی برای ژستهای روشنفکری و ابراز ارادت به محضر قاتل پدر ساخته است.
او در توییتی، پدرش حبیبالله شهبازی را «مردی که ایستاده مُرد» مینامد؛ اما این ایستادگی را وارونه جلوه می دهد و تاریخ را به روایتی که خودش بپسندد و وراث قاتلان پدرش را نرنجاند، ارائه می دهد. بخش هایی از آن را حذف می کند یا نادیده می گیرد و سپس در بخش های دیگری، تقلا می کند چیزی علیه حکومت امروز ایران بیابد و بدان اضافه کند. او نمرد، او را تیرباران کردند …













