به گزارش گروه روانشناسی رکنا، داستان سریال درباره نوروز، نقاش جوانی با بازی علی شادمان است که به دختری کولی و فالگیر دل می بندد. این رابطه در بستر جامعه ای شکل می گیرد که مناسبات قدرت و محدودیت های اجتماعی می توانند سرنوشت افراد را تحت تأثیر قرار دهند. رابطه عاشقانه این دو، بتدریج با تهدیدهایی روبرو می شود که از دنیای شخصی آنها فراتر می رود.
در چنین داستانی، عشق تنها یک احساس خوشایند نیست؛ بلکه می تواند به موقعیتی تبدیل شود که شخصیت ها ناچار شوند میان امنیت و خواسته قلبی خود انتخاب کنند.
از منظر روانشناسی، یکی از پرسشهای مهم این است که انسان در موقعیت تهدید چه چیزی را از دست دادنی تر می بیند: امنیت خود را یا رابطه ای را که به زندگی اش معنا داده است؟
البته پاسخ این پرسش برای همه افراد یکسان نیست. تجربه های گذشته، میزان استقلال فردی، شرایط اجتماعی و برداشت هر شخص از خطر می توانند بر تصمیم او اثر بگذارند. چرا بعضی عشق ها به انتخاب های پرخطر منتهی می شوند؟ …












