به گزارش هشمهری آنلاین، غروب یکی از روزهای بهاری سال گذشته وقتی تاجر ثروتمندی از سرکار به خانهاش برگشت همسرش با لیوان آبمیوه تازه به استقبالش آمد اما وقتی مرد جوان نوشیدنیاش را سرکشید لحظاتی بعد احساس سرگیجه کرد و روی مبل نشست.
هرچه زمان بیشتر میگذشت حالش وخیمتر میشد تا حدی که دیگر چشمانش به خوبی نمیدید اما در حالی که هنوز نیمه هوش بود همسرش را دید که در خانه را باز کرد و ناگهان دو مرد ناشناس وارد اتاق شدند و به سمت او آمدند. مرد تاجر که توان حرکت نداشت فقط سایه دو مرد را بالای سرش دید و لحظاتی بعد مردان ناشناس دست و پاهایش را بسته و او را خفه کردند.
همسر مرد تاجر که در تمام این مدت شاهد جنایت بود، بعد از اینکه مطمئن شد شوهرش کشته شده، به دو قاتلی که اجیر کرده بود دستور داد جسد شوهرش را هر چه سریعتر از خانه خارج کنند. آنها نیز جسد را در صندوق عقب خودرو مقتول جاساز کردند و به دستور زن جوان راهی یکی از شهرهای شمالی کشور شدند. …













