این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
سعید حسامالدینی
ساعت حوالی سه عصر است. آفتاب بیرمق و خستهی پاییزی روی سقفهای فلزی بلند و آسفالت لکهدار «ترمینال جنوب» پهن شده است. بوی غلیظ و خفهکننده گازوئیل سوخته با غبار معلق در هوا ترکیب شده و صدای مدام و یکنواخت درگیر شدن دندههای اتوبوسها در کنار فریاد بیامان جارچیهایی که اسم شهرها را در فضای سالن میپراکنند، فضای ناآرام و پرهیاهوی پایانه را میسازد. …








