کلمات همچون آدمها سویههای تاریک خود را دارند. یکی از این کلمات پایداری (persistence) است که هم میتواند به معنای مقاومت باشد و هم چیزی که باید در برابر آن مقاومت کرد و به آن دچار نشد. بازرس ژاور در رمان «بینوایان» را به خاطر داریم، دولتمردی که در دستگیری ژان والژانِ بینوا چنان پافشاری میکند که دست آخر، هم خودش از این پایداری غیرمنطقی و لجوجانه به تنگ میآید و هم خواننده.
بازرس ژاور، مفتونِ انجام وظیفه یا دقیقتر، بهتعبیر اندیشمند معاصر ربکا کامی، گرفتار سویۀ تاریک پایداری است. ربکا کامی در مقالهای با عنوان «علیه تابآوری» (Against Resilience) سویۀ تاریک این کلمه را برملا میکند. او باور دارد که مفهوم رادیکالِ پایداری به معنای ایستادگی و مقاومت را جریان نئولیبرال دستکاری کرده و منحرف ساخته است؛ بهگونهای که پایداری دیگر چیرگی بر موانع یا پیروزی بر سختیها و بلایا نیست. پایداری دیگر مترادف طاقت، ثبات قدم یا تابآوری نیست. …









