هفت صبح، علی سجادی| صفحه آخر، صفحه خواندنیهاست. آخر هفته است و مطلبی متفاوت از سایر روزها اینجا منتشر میکنیم. از برگی از تاریخ و پروفایل فاصله میگیریم و به یک موضوع جالب میپردازیم. هر روز در تقویم جهانی، به چیزی اختصاص دارد؛ روز جهانی شیر، روز پاپکورن، روز چتر، روز خرس قطبی، روز تخم مرغ، روز توت فرنگی و هر چه که فکرش را بکنید؛ خب امروز روز جهانی غرغروهاست!
ساعت ۶:۴۵ صبح است. زنگ ساعت به صدا درمیاد. چشمهامو باز میکنم و قبل از اینکه حتی بفهمم امروز چندشنبه است، با ساعت مشکل پیدا میکنم. این چه وضع زنگ زدن ساعته؟ اصلا چرا باید صبحها بیدار شیم؟ چه کسی گفته کار و زندگی باید از صبح شروع بشه؟ چرا ساعت کاری از ۱۰ صبح نیست؟ گوشیرو برمیدارم. ۲۳ تا پیام خوندهنشده دارم. یکی ساعت ۱۱ شب پیام داده «سلام، وقتتون بخیر». خب اگر وقت من بخیر بود فکر میکنی ساعت ۱۱ شب گوشی دستم نبود! میرم سراغ صبحانه. چای سرد شده. نون بیاته. تخممرغ هم درست از آب درنیامده. همسرم میگه: «خب خودت درست کن!» چه ربطی داره؟ من دارم غرمو میزنم تو معطل درست کردنشی.
…












