این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
هفت صبح| صبح چهارشنبه بیستونهم مهرماه است و حیاط خانه هنرمندان ایران هوای پاییزی و گرفتهای دارد. برگهای خشک روی سنگفرشهای پارک هنرمندان پخش شده و عدهای با لباسهای تیره و چشمهایی نگران و منتظر، گوشه و کنار ایستادهاند. اینجا قرار نیست صحنهای برای اجرای یک نمایش نو باز شود، سالن روبازی است برای وداع ابدی با مردی که صدای بم، آرام، کلمات شمرده و لحن طنازانهاش، بخشی جدانشدنی از حافظه شنیداری و تصویری چند نسل از مخاطبان هنر این مرز و بوم است: سیروس ابراهیمزاده. …













