حوزه امام و رهبری
به گزارش گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم، تحولات مربوط به جنگ ایالات متحده و رژیم صهیونیستی با جمهوری اسلامی ایران به نقطه عطفی برای افول جدی آمریکا در معادلات نظام بینالملل تبدیل شده است. از این رو رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام سالروز 13 آبان تصریح فرمودند: «امروز در اثر رسوایی خودساختۀ مستکبران، قدرت و سلطۀ رو به زوال آمریکا در هر دو بُعد قدرت سخت نظامی و قدرت نرم بینالمللی دچار سقوطی برگشتناپذیر شده و روند فروپاشی آن تسریع گردیده است.»
در همین راستا، نشست تخصصی تحلیلی با موضوع «بررسی آثار جنگ با ایران در افول ایالات متحده در نظام بینالملل و ضرورتها و الزامات ایران در میانه نظم در حال گذار جهانی» با حضور دکتر روحالله قادری کنگاوری (استاد دانشگاه و کارشناس مسائل بینالملل) و دکتر محمدحسین ضمیریان (آیندهپژوه و مدرس دانشگاه) در مرکز مطالعات راهبردی خبرگزاری تسنیم برگزار شد.
اساتید مدعو در این نشست به تفصیل ابعاد عینی افول هژمونی آمریکا و راهبردهای تثبیت قدرت ملی ایران در نظم نوظهور جهانی که رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام به مناسبت 13 آبان از آن به عنوان طلیعهای روشن و امیدآفرین از اعتلای پرچم جبهۀ حق و زمینهسازی برای نظم جدید جهانی یاد کردند، را مورد بحث و بررسی قرار دادند.
چیستی نظم در نظام آنارشیک؛ دوئل الگوی سلطهمحور و مقاومتپایه
دکتر روحالله قادری کنگاوری در ابتدای نشست به واکاوی مفاهیم بنیادین نظم در روابط بینالملل پرداخت و تاکید کرد که واژه «نظم (Order) » در ادبیات سیاسی به معنای دقیق کلمه، ناظر بر «دستور و سفارش» است و نه یک سامان خودجوش. در نظام بینالملل آنارشیک و فاقد اقتدار مرکزی، کشورها همواره در تلاشاند تا نظمی مبتنی بر منافع ملی و دفع تهدیدات خود را به طرف مقابل دیکته کنند. به باور دکتر قادری، شرط اصلی تبدیلشدن به بازیگر سفارشدهنده ـ و نه پذیرنده متفعِل ـ دستیابی به سازوکارهای جامع قدرت است.
وی قدرت اقتصادی را «ستون فقرات» و اقناع عمومی و رضایتمندی اجتماعی را «مغز استخوان» سازه امنیت ملی دانست و تصریح کرد که قدرت ملی باید همزمان دارای «قدرت دندان» (توان بازدارندگی سخت) و «قدرت زبان» (گفتمانسازی نفوذگذار) باشد.
قادری با تبیین تقابل تاریخی دو الگوی «نظم سلطهمحور» و «نظم مقاومتپایه»، خاطرنشان کرد که گفتمانسازی به تنهایی برای حاکمیت کافی نیست؛ بلکه گفتمان باید به نهاد (Institution) و سپس به رژیمسازی منتهی شود. علت تابآوری بینظیر جمهوری اسلامی در برابر تحریمها و فشارهای همهجانبه، ریشه در ساختار نهادمحور و مردمپایه آن دارد، حال آنکه در حوزههای اقتصادی و امنیتی، غربیها سعی کردهاند رژیمهای خلعسلاحی و نئولیبرالی خود را بر کشور تحمیل کنند.
ابعاد سهگانه افول هژمونی آمریکا و شکست چتر امنیتی
در ادامه نشست، ابعاد عینی افول هژمونی آمریکا مورد سنجش قرار گرفت. دکتر قادری با ارائه یک ارزیابی سه ضلعی، جنگ اخیر را نقطه عطفی در فروپاشی کارکردهای نظم موجود دانست.
ا- افت شدید اعتبار سیاسی و دیپلماتیک: ایالات متحده در سطح بینالمللی به عنوان بازیگری ناعهد و بدعهد شناخته میشود. سیر تاریخی بدعهدی آمریکا ـ از بیانیه الجزایر تا تفاهمنامه اسلامآباد ـ نشان میدهد که اتکا به تضمینهای واشنگتن یک فریب استراتژیک است.
2- خدشهدار شدن هژمونی نظامی: بیخاصیت شدن دیپلماسی سنتی «قایقهای توپدار» و عدم توانایی آمریکا در پوشش چتر امنیتی برای متحدان منطقهای، بیاعتباری پناهندگی امنیتی غرب را به اثبات رسانده است.
3- ناکارآمدی حقوق بینالملل در حمایت از قربانی: حقوق بینالملل موجود نه تنها توان منع متجاوز را ندارد، بلکه عملاً در خدمت قدرتهای سلطهگر است. مراجعه اخیر مقامات امنیتی ترکیه، پاکستان و عربستان به تهران، ناشی از درک همین حقیقت است که امنیت برونسپاریشده، سرابی بیش نیست.
دوران گذار در روابط بینالملل و جایگاه راهبردی ایران
در ادامه این نشست دکتر محمدحسین ضمیریان در تحلیل چارچوبهای کلان نظم بینالملل، یادآور شد که جهان پس از فروپاشی شوروی شاهد یک ساختار آمریکا-پایه بود که مرزها و تعاریف بازیگران را مشخص میکرد. اما امروزه این ساختار دچار فرسایش و فروپاشی عمیق شده است.
وی با شبیهسازی تاریخ روابط بینالملل خاطرنشان کرد همانگونه که انگلستان پس از جنگ جهانی دوم محدودیتهای مداخلهگری خود را ذیل نظم آمریکا (در قالب «روابط خاص») پذیرفت، امروز نظم بینالمللی متکی بر آمریکا ـ حداقل در سویه اروپایی آن ـ به پایان راه خود رسیده است.
ضمیریان با اشاره به شکلگیری الگوهای متعدد برای نظم آتی (شامل بیش از 11 مدل مفروض) و رقابت قدرتهایی نظیر چین، هند، ژاپن، فرانسه، عربستان، ترکیه و ایران، سخن جدی بایدن مبنی بر اینکه «تصمیمات امروز روابط بینالملل 80 سال آینده را شکل میدهد» را بسیار دقیق و حیاتی دانست.
وی تاکید کرد: تصمیمات استراتژیکی که امروز در تهران اتخاذ میشود، نه تنها جایگاه تاریخی ایران را مشخص میسازد، بلکه شاکله نظم آینده بینالملل را رقم خواهد زد. افول و فروپاشی قدرت آمریکا، فرصت کمنظیری برای بازتعریف موقعیت منطقهای و جهانی ایران فراهم آورده است.
ضمیریان با استناد به نظریه برژینسکی تصریح کرد که با کاهش اقتدار هژمونیک آمریکا در منطقه، دستنشاندگان آن دچار «واپاشی از درون» میشوند. وی اقدامات تهاجمی رژیم صهیونیستی و طرحهایی چون «هلال خسیب» (توسعه نفوذ از جنوب سوریه و اردن تا عراق و خوزستان) را آخرین دستوپا زدنهای یک بازیگر وابسته دانست که در برابر پویاییهای خیرهکننده جبهه مقاومت و انصارالله یمن با شکست مواجه شده است
بیداری هستهای و الزام بازدارندگی اتمی؛ از مانعزدایی تا اقدام عملی
یکی از محورهای چالشبرانگیز نشست، بحث و گفتوگو در باره مسئله بازدارندگی هستهای و ارتقای توان دفاعی کشور بود.
قادری با اشاره به حافظه تاریخی تلخ ایرانیان از تهاجمات ویرانگر تاریخی (نظیر حمله اسکندر، اعراب، مغول و جنگهای جهانی)، تاکید کرد که امنیت، نخستین و مهمترین پرسش ملی در تاریخ ایران بوده است.
وی از تحقق نوعی «بیداری هستهای» در میان نخبگان و توده مردم یاد کرد و افزود که تثبیت فناوری هستهای دیگر با دیپلماسی محض به دست نمیآید، بلکه نیازمند تست گرم اتمی است.
به باور دکتر قادری بازدارندگی اتمی، امر محرمانه و استراتژیکی است که نیازمند تصمیمگیری عقلای کشور، اقدام قاطع و اعلام رسمی است. کشاندن این بحث حیاتی به تریبونهای عمومی یا ارائه طرحهای متعدد پارلمانی، خطایی محاسباتی است. بازدارندگی اتمی، نظمساز و فرانظم است و دو خطر بزرگ را رفع میکند: اول، منع جنگ نامتعارف و تهدید موجودیت ملت ایران؛ دوم، مهار پیشدستی متجاوزان در جنگهای متعارف.
دکتر قادری با انتقاد از تفکر «باند خلعسلاح» در داخل، تاکید کرد که ایران هیچ مانع فنی یا فقهی برای نیل به بازدارندگی کامل ندارد و برای صیانت از امنیت خود نیازی به کسب اجازه از هیچ قدرت شرقی یا غربی ندارد. در همین زمینه، دکتر ضمیریان از منظر آیندهپژوهی با اشاره به محاسبات علمی صورتگرفته در دانشگاه MIT خاطرنشان کرد که دستیابی ایران به توان بازدارندگی اتمی و اجرای تست گرم، رژیم صهیونیستی را مستقیماً «از حیز انتفاع ساقط» میکند . به طوری که محققان دانشگاه MIT معتقدند تنها سه بمب تاکتیکی برای منهدم کردن تمامی محاسبات عملیاتی و استراتژیک رژیم صهیونیستی کافی است.
ضمیریان به آخرین مقاله کنت والتز، نظریهپرداز برجسته روابط بینالملل، اشاره کرد که تصریح کرده بود هستهای شدن ایران به نفع صلح و موازنه پایدار در خاورمیانه است.
آیندهپژوهی نظم نوظهور؛ کریدورگرایی و تقابل هوش مصنوعی غربی با الگوی مردممحور
ضمیریان با ترسیم کلانروندهای جهانی، تاکید کرد که جهان در حال ورود به یک «دوران گذار» با حداقل 11 الگوی نظم مفروض است. ایالات متحده به سمت دکترین موازنه فراساحلی (Offshore Balancing) عقبنشینی کرده و قدرتهای منطقهای در تلاش برای جانمایی خود هستند. وی دو جریان عمده در بازطراحی نظم آینده را چنین برشمرد:
الف) کریدورگرایی ژئوپلیتیک: رقابت میان کلانطرحهایی نظیر «یک کمربند یک جاده» چین و کریدور «آیمک» (IMEC) با محوریت آمریکا، هند و امارات
ب) فلسفه حکمرانی دیجیتال و هوش مصنوعی: حذف نقش شهروندان و جایگزینی الگوریتمها به جای مردم در ساختار حکمرانی
وی تاکید کرد که در برابر این الگوی ضدانسانی غربی، الگوی جمهوری اسلامی ایران، الگویی اصیل، انسانی و مردمپایه است. انقلاب اسلامی کاشف ملت ایران بود و امروز نیز برای عبور از چالشها نیازمند «وحدت ساحات» ـ یعنی همگرایی بینقص میان میدان نظامی، خیابان (مردم) و دیوانسالاری (دستگاه اجرایی) ـ هستیم.
تقدم میدان و توان سخت بر دیپلماسی رسمی
اساتید حاضر در این نشست متفقا بر تقدم میدان و توان سخت بر دیپلماسی رسمی تاکید ورزیدند.
قادری با ابراز این نکته که «دیپلماسی، معلول میدان است نه علت آن»، تصریح کرد که دیپلماسی بدون پشتوانه قدرت سخت، دچار لکنت زبان شده و کشور را به سوی توافقات پرهزینه سوق میدهد. برای شکستن حالت «نه جنگ و نه صلح»، سه پایه همزمان الزامی است: قدرت بازدارندگی بالاتر در سطوح نظامی و اطلاعاتی. تابآوری اجتماعی و گشایش اقتصادی برای رضایتمندی مردم. دیپلماسی فعال و هوشمند متکی بر دو پایه فوق.
ضمیریان نیز با یادآوری این جمله فوکو که «سیاست همان ادامه جنگ است»، تاکید کرد که ملت ایران به عنوان زادگاه تمدنی شکستناپذیر، قادر است اراده ملی خود را بر معادلات جهان تحمیل کند. وی تصریح کرد که برآمدن قدرت مردم و روندسازیهای صورتگرفته زیر سایه رهبری، افق روشنی را برای جامعهپردازی و تحقق تمدن نوین اسلامی در برابر افول هژمونی آمریکا نوید میدهد.
.
فیلم کامل نشست
انتهای پیام/












