قیمت طلا امروز




 خبرگزاری جام جم / ۴ ساعت قبل

برای خاطر کشته‌شدگان دی‌ماه، فیلم نساز!

سعید مستغاثی، منتقد سینما، در یادداشتی انتقادی به ادعا‌های مطرح‌شده درباره حضور یک فیلم ایرانی در جشنواره فیلم لندن واکنش نشان داد و با اشاره به بخش‌های مختل...
 برای خاطر کشته‌شدگان دی‌ماه، فیلم نساز!

این بخش به‌صورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.

جام جم آنلاین: با سر و صدا و قیل و قال بسیار گفت که فیلم به اصطلاح زیرزمینی ساخته و به جشنواره BFI فیلم لندن فرستاده و گفت آن را برای مردم و کشته‌شدگان دی‌ماه ۱۴۰۴ ساخته و به آنها تقدیم کرده است؛ فیلمی که فیلمنامه‌اش در شورای پروانه ساخت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تصویب شد و مجوز گرفت و خیلی هم روزمینی ساخته شد! فیلمی در ستایش از خودش و «دو تا و نصفی» شبه‌فیلمی که ساخته و در آن ادعا کرده که اگر مانعش نمی‌شدند و فیلم‌هایش را توقیف نمی‌کردند، همه جوایز جشنواره‌های جهانی و حتی اسکار را هم درو می‌کرد که البته هیچ‌کدام توقیف نشد و همگی، هم در جشنواره فیلم فجر اکران شده و هم به نمایش عمومی درآمدند.  وقتی شنیدم که گفته فیلمش را زیرزمینی ساخته یعنی بدون هیچ مانع و رادعی و بدون هیچ‌گونه جرح و تعدیلی و به اصطلاح سانسور نشده و با دست گشاده و فراغ بال، همه آنچه خواسته جلوی دوربین برده و نه تنها دولت و وزارت ارشاد و... بلکه حتی مخملباف و مرحوم کیارستمی هم جلویش را نگرفتند! یقین کردم که این بار دیگر از همین جشنواره لندن شروع کرده و جوایز را درو کرده و بعد دیگر جشنواره‌ها را هم یکی‌یکی درخواهد نوردید تا بالاخره در ۱۴ مارس ۲۰۲۷ (۲۳ اسفند ۱۴۰۵) به آرزوهایش دست یافته و برای دریافت اسکار‌های بهترین فیلم، کارگردانی و فیلمنامه و همچنین بهترین فیلم بین‌المللی، روی صحنه دالبی تئاتر لس‌آنجلس می‌رود و حتما چهار نطق جداگانه تنظیم و جوایزش را به کشته‌شدگان مورد نظرش تقدیم خواهد کرد!   در میان برنده‌ها که نبود! اما جشنواره لندن به پایان رسید و خبری از جوایز فیلم «نفرین توقیف» نشد! و اعلام شد در بخش اصلی مسابقه، فیلم «امپراتوری» ساخته سرگئی لوزنیتسا جایزه اول را دریافت کرده. گفتم شاید بی‌عدالتی کرده‌اند و جوایز بعدی را به این فیلم شاهکار جناب اعظم داده‌اند!  اما دیدم جایزه ساترلند در بخش مسابقه فیلم‌های اول به فیلم «۵ معبد تا بهشت»، جایزه گریسون در بخش آثار مستند به فیلم «سرزمین کنسرت» رسیده و در بخش فیلم‌های کوتاه فیلم «امان» به‌عنوان بهترین اعلام شد.  جایزه تماشاگران (یکی از مهم‌ترین جوایز جشنواره) نیز به فیلم «لا بولا نگرا» یا «توپ سیاه» ساخته خاویر آمبروسی و خاویر کالوو رسید که گویا نماینده اسپانیا در اسکار است؛ فیلمی که جایزه اصلی جشنواره تورنتو یعنی جایزه تماشاگران آن فستیوال را هم برد. گفتم شاید داوران و مردم این فیلم برجسته و شاهکار قرن را متوجه نشدند ولی حتما منتقدان آن را فهمیده و جایزه‌های خودشان را یکپارچه نثار آن کرده‌اند. اما خیر چنین موضوعی نیز در میان نبود!   کجای جشنواره بود؟! به وب‌سایت جشنواره BFI فیلم لندن مراجعه کردم و بخش‌های مختلف آن را از نظر گذراندم؛ بخش مسابقه اصلی شامل ۱۰ فیلم که نام نفرین توقیف در میان آنها نبود، بخش مسابقه اولین‌ها شامل ۱۰ فیلم که در میان آنها هم نبود، طبعا در بخش مسابقه فیلم‌های مستند و کوتاه هم چنین نامی نباید به چشم بخورد که البته برای اطمینان خاطر گفتم دنیا را چه دیدی شاید فیلم را برای دیده نشدن، شوت کرده‌اند در این بخش‌ها! (بالاخره توطئه علیه این جناب که فقط منحصر به ایران و سازمان سینمایی و خانه سینما و مخملباف و کیارستمی و... نبوده!)  اما خیر نبود که نبود! رفتم سراغ بخش‌های دیگر؛ بخش نمایش‌های ویژه شش فیلم داشت ولی نفرین توقیف در میان‌شان نبود، بخش «گالا» شامل ۱۶ فیلم بدون نفرین توقیف! در بخش کوتاه‌ها با ۱۳ فیلم مختلف و بخش «توسعه‌یافته‌ها» با پنج فیلم هم نبود! بخش دیگری به نام «مسیر‌های تماتیک» هم در جشنواره وجود داشت که خود شامل ۱۸ بخش می‌شد؛ عشق، مناظره، شهامت، حادثه، سفر، فرقه، خلق کردن، کوتاه‌ها، تجربه، خانواده، آرشیو، انیمیشن، مستند، گسترش‌یافته، ال‌جی‌بی‌تی‌کیو، سریال‌ها، عناوین انگلیسی و بالاخره خنده. باور بفرمایید همه این بخش‌ها را کاویدم که در هرکدام به‌طور متوسط ۱۵ ــ ۱۰ فیلم به چشم می‌خورد، اما در هیچ‌کدام نشانی از فیلم یاد شده ندیدم‌... تا جایی که فکر نمی‌کردم و اصلا نمی‌خواستم سراغش بروم یعنی بخش خنده! بله در این بخش بالاخره نام فیلم نفرین توقیف را مشاهده کردم!   جایی در زیر پونز! یعنی در‌مجموع ۲۵۱ عنوان اثر هفتادمین جشنواره BFI فیلم لندن (۱۶۹ فیلم، آثار بلند سینمایی بود) که در ۲۵ بخش جا داده شدند، فیلم نفرین توقیف در پرت‌ترین بخش حضور داشت (مثل زیر پونز نقشه‌های دیواری!) که حتی کوچک‌ترین یادداشت و نقد و نوشته و اظهارنظری درباره آن به‌جز تبلیغات گل‌درشت VOA و اینترنشنال و بی‌بی‌سی فارسی و رادیو فردا و سخن کوتاهی از محمد حقیقت که خیلی در پرده درباره‌اش صحبت کرد، مطلبی ندیدم و نخواندم.‌ای دل غافل! یعنی آن چیزی که نامش را فیلم گذاشته، قابلیت نداشت حتی اسمی از آن در سراسر جشنواره BFI لندن بیاید؛ جشنواره‌ای که در واقع یکی از ۷۳ جشنواره سینمایی و فیلم است که هر سال در شهر لندن برگزار می‌شود! واقعا به‌رغم همه ادعای زیرزمینی بودن و تبلیغات سرسام‌آور و سروصدا و... یعنی این‌قدر این فیلم ضد سینما بوده که (مثل اغلب آثار به اصطلاح زیرزمینی) حتی نتوانستند درست تحویلش بگیرند و مانند یک سرراهی با آن برخورد کردند؟! حالا حضرت اعظم سازنده این شبه‌فیلم که در خود آن، به فرشته مرگ می‌گفت در حد جشنواره‌های کن و برلین و ونیز و مراسم اسکار، می‌سازد و فقط بدخواهان، سانسورچی‌ها و حسودان نتوانستند موفقیت‌های بزرگ او را ببینند و مانعش شدند؛ حالا که همه‌چیز حاضر و آماده بود و... چه شد پس؟! یعنی این دفعه اهالی کن و برلین و ونیز و تورنتو و اسکار و گلدن‌گلوب و... مانعش شدند؟!    به جای لیست کردن دشمنان، «سینما» یاد بگیر! به نظرم در شبه‌فیلم بعدی‌اش که شاید به جای ملک‌الموت با خازن‌های جهنم هم‌کلام شود، باید این فقره بدخواهی «تی یری فره مو» (دبیر هنری جشنواره کن) و «آلبرتو باربرا» (دبیر جشنواره فیلم ونیز) و «کارلو چاتریان» (دبیر جشنواره فیلم برلین) و «لینت هوول» رئیس آکادمی علوم و هنر‌های سینمایی آمریکا را به‌عنوان موانع جدید دریافت نخل طلا و شیر زرین و خرس طلایی و اسکار به اسامی مرحوم کیارستمی و مخملباف و جشنواره فیلم فجر و سازمان سینمایی و... اضافه کند. ضمنا اول تأمل کند که لااقل یک فیلم سینمایی بسازد تا برخلاف آنچه تاکنون ساخته بتوان به آن «فیلم» و «سینما» اطلاق کرد (البته با چهار تا فیلم دیدن متوجه می‌شود اساسا سینما یعنی چی؟!) و وقتی یک فیلم درست و درمان ساخت، سپس آن را به کس یا کسانی تقدیم کند و پس از این‌که سینما را یاد گرفت، ادعا کند برای مردم فیلم می‌سازد! در حکایت شماره ۱۴ از باب چهارم گلستان سعدی به نام «در فواید خاموشی» آمده است: «ناخوش‌آوازی به بانگ بلند قرآن همی خواند. صاحبدلی بر او بگذشت، گفت: تو را مُشاهره چند است؟ گفت: هیچ. گفت: پس این زحمت خود چندین چرا همی دهی؟ گفت: از بهر خدا می‌خوانم. گفت: «از بهر خدا مخوان/ گر تو قرآن بر این نَمَط خوانی ببری رونق مسلمانی». این جناب، از برای مردم هم که شده، لطفا ساخت این شبه‌فیلم‌هایش را متوقف گرداند و دیگر نسازد تا این‌که لااقل کمی سینما بیاموزد! شاید نوشتن آن شبه‌بیانیه‌ها بهتر باشد. البته برای درست‌نویسی آنها هم بد نیست کمی دستور زبان فارسی مطالعه کند تا متن‌های بعدی کمی به بیانیه هم نزدیک شود! احتمالا یادگیری دستور زیان فارسی کمی راحت از سینما است. شاید هم اگر هیچ‌کدام از این دو کار را انجام ندهد، به نفع خودش و همه باشد.




یکشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۵ - 8 November 2026