جام جم آنلاین: درون انسان، جهان بزرگی وجود دارد و ازجمله، واجد ویژگیهای متضادی است که تضاد این خواستهها و گرایشها به مبارزهای درونی دامن میزند. همین مجاهدت پیوسته در بحث «سیر انفسی» اخلاق و سلوک بررسی میشود؛ مانند گرایش به خودبزرگبینی یا خودپسندی و دیگران را به چشم حقارت دیدن؛ یعنی همان «تکبرگرایی و استکبارورزی.» حالا اگر این استکبارورزی، برتریجویی، خودبزرگبینی و تحقیر دیگران در ساحت «بینشی» و «اندیشگی» رشد کند و سپس ریشهاش در ساحتی عمیقتر، یعنی «منش»، «شاکله»، «شخصیت» و «اخلاق» باشد، قطعا «کنشهای استکبارگرایانه» و «روشهای استکباری» را در دامنههای اجتماعی، کشوری و منطقهای بهدنبال خواهد داشت. «استکبارستیزی» طبق منطق قرآن و پیامبر اعظم (ص) و عترت طاهره ایشان، موضوعی دائما جاری و ساری است و بر پایه منطق قرآنی، همواره تحقق خواهد داشت؛ همانند جنگ حق و باطل که در طول تاریخ همواره در حال رویاروییاند و مقابل یکدیگر قرار دارند؛ یعنی هرگز با هم جمع نخواهند شد. ویژگی استکباری، ویژگی اهل باطل است و آنچه قرآن در تبیین روشنگرانه مبارزات پیامبران، بهخصوص پیامبران اولوالعزم و به شکل خاص، خاتم آنها، پیامبر اعظم (ص)، با مستکبران زمان خود بیان فرموده، دقیقا ناظر بر همین مسأله است. یعنی ریشه استکبارستیزی، علاوه بر اینکه در درون انسان قرار دارد، در طول تاریخ نیز در کنشگریهای بیرونی انسان تجلی داشته و در متن جامعه و تاریخ سریان و جریان یافته است. از سوی دیگر، کسانی که بینش و اندیشه توحیدی، الهی و عدالتخواهانه دارند، از گرایش، منش، شخصیت، شاکله و خلقوخوی توحیدی برخوردارند و کنشگریهای درونی و بیرونی، فردی و اجتماعی آنها نیز همان رنگ وجودی، بینشی و گرایشی آنها را دارد. پس این افراد لاجرم در برابر مستکبران قرار میگیرند و به مقابله با آنها میپردازند. اینکه چرا حضرت موسی (ع) در برابر فرعون، چرا حضرت ابراهیم (ع) در برابر نمرود و چرا حضرت محمد (ص) در برابر ابوسفیان و مجموعه همپیالههای او مانند ابوجهل، قرار گرفتند، راز و فلسفه مطلب در همین است. قرآن کریم در جایجای داستان پیامبران عظام الهی به این مسأله پرداخته که جنگ میان مؤمنان و موحدان با کسانی که «فرعونیمنش»، «فرعونیبینش» و «فرعونیروش» هستند، فرعونی فکر میکنند و فرعونی عمل میکنند، همواره در طول تاریخ جریان دارد. در نتیجه، وظیفه مهم مسلمانان این است که استکبار سیاسی و اجتماعی را بازبشناسند و در عرصههای مختلف با آن مبارزه کنند؛ در عرصه فرهنگی، اعتقادی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، امنیتی و اطلاعاتی و نیز در عرصه فکری و معرفتی. بهعبارتی ممکن است میدان تقابل یا عرصهها تغییر کند، اما اصل مبارزه قطع نمیشود. امروز مبارزه با استکبار همچنین در جریان جنگ رسانهای و جنگ نرم تحقق و تعین پیدا کرده و این از مسائل مهم است. مسأله جنگ روایتها، جنگ نرم و تهاجمات فرهنگی که استکبار جهانی ایجاد میکند، اهمیت بسیاری دارد. این مبارزه دیگر هیچگاه پایانی ندارد و چنین زد و خوردی قطع نخواهد شد. هرچند عرصههای پیکار شاید رنگ عوض کنند، اما اصل مبارزه همچنان استمرار دارد. زمانی عرصه مبارزه فرهنگی است و در اینجا باید جهاد تبیین و جهاد روشنگرانه صورت بگیرد. گاهی عرصه مبارزه اقتصادی است و استکبار، تروریسم اقتصادی راه میاندازد؛ همچننکه تروریسم فرهنگی، جنگ اطلاعاتی و امنیتی یا حتی جنگ نظامی را نیز به راه میاندازد. مگر نه اینکه ما در طول حدود نیم قرن پس از پیروزی انقلاب اسلامی، روشها، شیوهها، شگردها و تاکتیکهای گوناگون استکبار جهانی را در عرصههای مختلف تجربه کردهایم؟ ما تجربههای زیسته فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و... دامنهداری در تقابل و تضاد با استکبار داریم؛ بنابراین باید همواره بیدار و هوشیار بود و با ارادهای استوار و مستحکم، آماده مبارزه و مقابله ماند. واما کربلا؛ نماد سرخ ستمستیزی پاکان یکتاپرست است و با همه ابعاد پنهان و پیدای خود و یگانگی خاصش در ساحت رویارویی با استکبار، تنها نماد و مظهر مبارزه با استکبار نیست. تمام ائمه ما (ع) ــ البته غیر از پیامبر اعظم (ص) ــ واقعههایی شبیه به کربلا داشتند. منتها واقعه کربلا شکل، ساختار و بافتار خاص خود را دارد که در زمان و مکان خاص و با پیشینهای کاملا مشخص تاریخی رخ داد، اما ائمه (ع) نیز هریک براساس اقتضای زمانه با استکبار زمان خود مبارزه میکردند. همچنانکه پیشتر عرض کردیم، گاهی مبارزه علمی و اجتماعی میشود. امام زینالعابدین (ع) به یک شکل و امام باقر (ع) و امام صادق (ع) به نوعی دیگر به رویارویی پرداختند که جریان تاریخی آن کاملا مشهود است و ویژگیها و اقتضائات هر یک در مقطع تاریخی خود قابل بررسی است. سایر ائمه معصوم (ع) نیز هر یک رسالت خود را انجام دادند. استکبار هیچگاه دست از مبارزه علیه حق برنمیدارد. در این سوی میدان نیز حقجویان و حقطلبان هرگز دست از مبارزه و مقابله با استکبار برنخواهند داشت. ممکن است تاکتیکها، شیوهها، عرصهها و روشها به اقتضای زمان تغییر کند، اما اصل مبارزه همچنان ادامه دارد.
خبرگزاری جام جم / ۳ ساعت قبل
استکبارستیزی؛ مبارزهای که پایان ندارد
استکبارستیزی مفهومی فراتر از یک تقابل سیاسی و نظامی است؛ مبارزهای مستمر با سلطهطلبی، خودبرتربینی و تحقیر دیگران که از نگاه قرآن و سیره پیامبران الهی، در عر...

این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.











