موهایش کاملاً سفید شده اما هر روز صبح زود از خانه بیرون میزند. میگوید بعد از بازنشستگی، چند ماه اول فکر میکرد دیگر کارش تمام شده و باید فقط در خانه بماند، اما خیلی زود فهمیده که زندگی بعد از بازنشستگی تازه شکل دیگری پیدا میکند؛ شکلی که اگر برایش برنامهای نباشد، میتواند با تنهایی، انزوا و احساس بیفایده بودن همراه شود. حالا هفتهای چند روز به یک مرکز فرهنگی میرود، کتاب میخواند و به چند دانشجو مشاوره میدهد.