
اعتماد/متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
مهدی بیکاوغلی| میگویند احساس ناامنی، احساس تبعیض، احساس فقر و... از خود ناامنی، تبعیض، فقر و... خسارتبارتر است. ایرانیان سالهاست که با این احساس فقدانها دست به گریبانند. در شرایطی که نوسانات اقتصادی زندگی روزمره شهروندان را تحت تاثیر قرار داده، اعتراضات صنفی و اجتماعی در نقاط مختلف کشور بار دیگر بروز یافته است. از استان ایلام و فارس گرفته تا کرمانشاه و خراسان رضوی و البرز و... مردم خواستار ایجاد ثبات اقتصادی و ترسیم دورنمایی روشنتر از اقتصادند. اما به دلیل ناهنجاریهایی چون فساد گسترده، تحریمها، فقدان ارتباط با جهان پیرامونی، فقر، تورم و... مردم با مشکلات مواجهاند. جوادیحصار در گفتوگو با «اعتماد» با نگاهی تحلیلی به ریشههای شکلگیری اعتراضات اخیر تاکید میکند که مساله اصلی جامعه امروز ایران، نه یک مطالبه صرفا سیاسی، بلکه خستگی عمومی از بیثباتی اقتصادی و فقدان امنیت معیشتی است.
این روزها فضای اجتماعی کشور یک بار دیگر ملتهب شده است. به نظر میرسد بخشی از مطالبات اقشار مختلف به صورت اعتراضی بروز پیدا کردهاست. ریشههای اعتراضات اخیر را چطور تحلیل میکنید، اصلا شما این روزها به چه موضوعاتی بیشتر فکر میکنید؟
واقعیت این است که در شرایط فعلی، فکر کردن هم ساده نیست. هر شهروند ایرانی این روزها نگران کشور و دورنمای آینده ایران است. از یک طرف مشکلات داخلی، گرانیها و تورم، سوءمدیریتها و فسادهایی که طی سالها و دهههای متمادی رسوب کرده و از طرف دیگر دشمنان بیرونی که در انتظار بیثباتی و نوسان در داخل کشور هستند تا منویات خود را عملیاتی سازند. اما اگر بخواهم صادقانه بگویم، این روزها بیش از هر چیز به آرامش خاطر شهروندان و اهمیت حفظ ایران فکر میکنم. ما در مقطع بسیار حساس و خطیری از تاریخ خود قرار داریم؛ هم از نظر اقتصادی، هم از نظر روانی و اجتماعی. فشارهایی که از مدتها قبل بر مردم وارد شده، چه در حوزه معیشت و چه در حوزه روحی و روانی، به نقطهای رسیده که حقیقتا نیازمند تدبیر جدی است. به نظر من، همه ما باید فکر کنیم که چگونه میتوان این مسیر دشوار را با کمترین آسیب طی کرد و ایران که برای همه ما مهم است را از این گردنه به سلامت عبور داد.
یکی از ابهاماتی که لازم است درباره آن بحث و تبادل نظر شود، ریشههای بروز این اعتراضات است. به نظر شما اعتراضات اخیر ریشه در چه عواملی دارد؟ آیا میتوان اعتراضات 1404 را در امتداد اعتراضات سالهای گذشته به خصوص پس از سال 96 تحلیل کرد؟
بیتردید این اعتراضات1404 بیارتباط با اعتراضات قبلی نیست. از اعتراضات فراگیر سال ۱۳۸۸ گرفته تا اعتراضات سالهای ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ که در هر کدام وجهی از مطالبات مردم ظهور و بروز پیدا کرد. مردم در سال 88 خواستار بازگشت قطار مدیریت و عقلانیت کشور به مسیر تصمیمسازیهای درست بودند. در سال 96 و 98، مطالبات اقتصادی بیشتر مطرح و این دهکهای محروم جامعه بودند که بیشتر در میدان حضور داشتند. در رخدادهای اعتراضی سال 1401 روی دیگر سکه مطالبات مردم نمایان شد که جدا از مسائل اقتصادی، خواستار به رسمیت شناختن سبک زندگی خود بودند. هر کدام از اعتراضات اخیر که برشمرده شد مانند قطعات پازلی هستند که بخشی از مطالبات مردم را نمایان میکنند. جامعه حافظه دارد و مطالبات روی هم انباشته میشود. اما آنچه امروز برجستهتر از قبل دیده میشود، غلبه عامل اقتصادی است. به باور من، یکی از مهمترین مسائلی که جامعه امروز ایران به آن معترض است، عدم توازن آشکار میان هزینه و درآمد و مهمتر از آن، «بیسرانجامی اقتصادی» است.مردم ایران نمیدانند چه زمانی به ثبات خواهند رسید و این ندانستن درد جانگدازی برای خانوادههاست. نوعی ابهام در آینده روشنی که انگار هرگز از راه نمیرسد. مردم به ثبات و آرامش نیاز دارند. ثباتی که بتواند بر اساس آن برای 6 ماه یا یکسال آینده زندگیشان را برنامهریزی کنند. این روی هوا ماندن مختص به یک طیف و یک گروه خاص نیست. اغلب ایرانیان از کاسب و فعال اقتصادی گرفته تا حقوقبگیر و کارمند و کارگر با این فقدان ثبات دست به گریبان هستند. این بیبرنامگی اجباری، فرساینده است و احساس ناامنی دائمی ایجاد میکند.
شما به فقدان ثبات در زندگی شهروندان اشاره کردید، اما نگفتید این بیثباتی اقتصادی در زندگی روزمره مردم چگونه خود را نشان میدهد؟
اگر به بازار نگاه کنید، نمونههای عینی این بیثباتیها را میبینید. یک کاسب بازاری که سرمایهاش ریالی است، امروز ناچار میشود طلا یا هر کالای دیگری را بخرد تا ارزش داراییاش حفظ شود. اما وقتی فردا روز میخواهد کالای خود را بفروشد، متوجه میشود دیگر قادر نیست جایگزین کند، مگر اینکه قیمتها را بالاتر ببرد. اگر هم کالای خود را نفروشد، جامعه دچار کمبود میشود. توجه داشته باشید این بیثباتیها فقط محدود به طلا و ارز نیست؛ در بازار موبایل، کالاهای معیشتی، خوراکیها و سایر اقلام هم همین وضعیت وجود دارد. طبقه واسطه و کاسب، امروز میفروشد اما فردا نمیداند میتواند کالای فروخته شدهاش را با چه قیمتی جایگزین کند. این چرخه ناپایدار، هم بازار را به هم میریزد و هم ذهن جامعه را آشفته میکند.
اما برخی تحلیلگران معتقدند مشکل صرفا اقتصادی نیست و جنبه سیاسی، اجتماعی، دیپلماسی و روانی پررنگتری دارد. شما چقدر با این نظر موافقید؟
کاملا موافقم. امروز اقتصاد جامعه با سیاست و دیپلماسی همچنین روان جامعه به شدت به هم گره خوردهاند. بیثباتی اقتصادی، نااطمینانی ذهنی ایجاد و این نااطمینانی، خستگی و عصبانیت اجتماعی را تشدید میکند. مردم از این وضعیت «بیسرانجام» خسته شدهاند. از سوی دیگر مردم احساس میکنند برای داشتن حداقلهایی که در همه جهان عادی و روتین هستند، اینجا مشکلات عدیدهای وجود دارد. مثلا فیلترینگ، به رسمیت شناختن سبک زندگی، به رسمیت شناختن حق اعتراض و... در ایران هنوز پذیرفته شده نیستند. بهرغم این مسائل اما جامعه ما بیش از هر چیز به امنیت اقتصادی نیاز دارد. من وارد بحث امنیت سیاسی نمیشوم، اما مطمئنم اگر جامعه به امنیت و رفاه نسبی اقتصادی برسد، همراهی بسیار بالایی نشان خواهد داد. دوران پسابرجام نمونه برجستهای از این آرامش عمومی است. بعد از برجام، دستکم برای یکی، دو سال، اقتصاد ایران به یک ثبات نسبی رسید. رشد اقتصادی شکل گرفت، تورم کاهش یافت و مردم توانستند آینده کوتاهمدت خود را پیشبینی کنند. همین مقدار از پیشبینیپذیری، آرامش ایجاد کرد.این تجربه نشان میدهد که جامعه ایران، جامعهای نیست که بهطور ذاتی اهل تقابل یا تنش باشد. اگر حداقلی از ثبات و امنیت اقتصادی فراهم شود، رفتار اجتماعی هم متعادلتر خواهد شد.
در کنار مسائل اقتصادی، نقش اطلاعرسانی و روایت رسمی را چگونه ارزیابی میکنید؟ دولت تلاش کرده برخلاف گذشته، صدای مردم را شنیده و آن را به سایر بخشهای حاکمیتی بازتاب بدهد.
عملکرد دولت به نسبت قبل قابل دفاع است. اساسا اطلاعرسانی و شکل تهی به روایت، در بهبود وضعیت نقش بسیار مهمی دارد. بخشی از جامعه امروز تصور میکند که این ایران است که با دنیا لجبازی میکند و نمیخواهد تعامل داشته باشد. اگر رسانههای رسمی، به ویژه صداوسیما بتوانند واقعیتها را به زبانی که مردم بپذیرند توضیح بدهند، این سوءبرداشتها کاهش پیدا میکند. جامعه ایران لجوج یا حقناپذیر نیست. اگر مردم بفهمند مشکلات از کجا ناشی میشود و چه فشارها یا منافع پنهانی پشت آن قرار دارد، همراهی بیشتری نشان خواهند داد.
به نظر من، یکی از ریشههای نارضایتی عمومی همینجاست. در داخل کشور، گروههایی وجود دارند که از آشفتگی اقتصادی سود میبرند. کسانی که فقط به افزایش ثروت خود فکر میکنند و نه به وضعیت نابهسامان معیشت مردم یا تبعات اجتماعی آن.با این گروهها باید برخورد جدی شود. تصمیمگیریهای موازی، کانونهای غیرشفاف قدرت و جریاناتی که چوب لای چرخ دولت میگذارند، باید به مردم معرفی شوند. دستگاه قضایی باید در حمایت از منافع عمومی، برخورد شفاف و علنی داشته باشد.اگر کسی پول دولت را گرفته، نفت فروخته و منابع را بازنگردانده، باید محاکمه شود و مردم بدانند با چه کسانی طرف هستند. محاکمه علنی و اطلاعرسانی شفاف، هم بازدارنده است و هم بخشی از درد جامعه را تسکین میدهد.مردم وقتی حس کنند عدالت اجرا میشود و رانتخواری هزینه دارد، اعتمادشان تا حدی ترمیم میشود.
در نهایت، راه برونرفت از وضعیت فعلی را در چه میبینید؟
راهحل، همسویی و هماهنگی واقعی میان حاکمیت، دولت و نهادهای تصمیمگیر است؛ این هماهنگی باید با محوریت منافع مردم عینیت یابد. مردم ایران ثابت کردهاند که برای کشورشان هزینه میدهند؛ فرزند دادهاند، شهید دادهاند و از کشور دفاع کردهاند.اگر ببینند که نظام و دولت صادقانه در مسیر کاهش بیثباتی، تامین امنیت اقتصادی و مقابله با منافع رانتی حرکت میکنند، حاضرند سختیها را تحمل کنند. بازگشت اعتماد اجتماعی، کلید عبور از این مرحله حساس است.
منبع : آخرین خبر

















































