آخرین خبر/ مادر بزرگ من پخت یک شله زرد عالی رفتم کنار او زود با ظرف های خالی او ریخت نذری اش را در ظرف های آبی بازار گفتم چه با سلیقه آبی و آفتابی تزیین کردم آن وقت من دانه دانه اش را با دارچین نوشتم یک یا حسین زیبا وقتی تمام شد کار مادربزرگ آمد با مهربانی او گفت: نذرت قبول باشد شعر از: زهرا عراقی