از آنجا که من وضع مالیام خوب شده بود و دو باب مغازه خریده بودم، به وضوح حسادت همسایهها را میدیدم و همین سبب شد تا آنها هر چند روز یکبار به دروغ به همسرم بگویند که من را با یک زن غریبه دیدهاند و من هرشب باید کلی وقت و انرژی میگذاشتم تا به همسرم ثابت کنم آنها دروغ گفتهاند.