
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و هنر برنا؛ در سالهای اخیر بحث درباره تغییر عادتهای مطالعه و کاهش توان تمرکز بر متنهای طولانی به یکی از موضوعات مهم در حوزه فرهنگ و ادبیات تبدیل شده است. بسیاری از خوانندگان گزارش میدهند که رمانهایی که پیشتر برایشان جذاب و قابلفهم بود اکنون دشوارتر از گذشته به نظر میرسند.
در مقابل مصرف روزانه محتوا در فضای دیجیتال افزایش یافته است؛ از شبکههای اجتماعی و پیامها گرفته تا ایمیلها و اخبار کوتاه. این تغییر به شکلگیری الگوهای جدیدی از خواندن منجر شده که بیشتر بر سرعت و جابهجایی مداوم توجه استوار است تا تمرکز عمیق.
پژوهشهای روانشناسی شناختی نشان میدهد که استفاده مداوم از صفحهنمایشها میتواند الگوی توجه انسان را تغییر دهد. کاربران در محیط دیجیتال مدام با محرکهای جدید مواجه میشوند؛ از اعلانها و لینکها گرفته تا تبلیغات و... این وضعیت، تمرکز پایدار بر یک متن واحد را دشوارتر میکند.
مطالعات مربوط به رفتار خواندن آنلاین (online reading behavior) نیز نشان دادهاند که بخش قابل توجهی از کاربران تنها چند ثانیه نخست یک مقاله را مطالعه میکنند و سپس آن را ترک میکنند. این مسئله در بلندمدت میتواند بر عادتهای مطالعه و توانایی مواجهه با متنهای پیچیدهتر تاثیر بگذارد.
در کنار این تغییرات، سبک زندگی مدرن و نوع کار نیز نقش مهمی دارد. بسیاری از افراد بخش عمدهای از روز را درگیر ارتباطات دیجیتال، گزارشها، ایمیلها و پیامها هستند. این حجم از اطلاعات ورودی نوعی خستگی ذهنی ایجاد میکند که در زمان فراغت، تمایل به خواندن رمانهای طولانی و پیچیده را کاهش میدهد.
در این میان، خواندن رمانهای کلاسیک به چالشی جدی برای بسیاری از مخاطبان تبدیل شده است. آثاری از نویسندگانی مانند دیکنز، استرن یا استوکر که زمانی بخشی از مطالعه روزمره بودند، اکنون برای برخی خوانندگان سنگین و دشوار به نظر میرسند.
با این حال، کارشناسان ادبیات تاکید میکنند که مشکل لزوما در خود آثار نیست بلکه در «تمرین خواندن» (reading practice) است. خواندن متون پیچیده یک مهارت ذهنی است که مانند هر مهارت دیگری نیاز به تداوم و بازآموزی دارد.
یکی از راهکارهای پیشنهادی، تقسیم مطالعه به بخشهای کوچکتر است؛ به جای تلاش برای خواندن طولانیمدت، میتوان مطالعه را به فصلها یا حتی بخشهای کوتاهتر محدود کرد. این روش به تثبیت تمرکز و درک بهتر ساختار متن کمک میکند.
راهکار دیگر، استفاده از نسخههای حاشیهنویسیشده (annotated editions) و انتقادی آثار کلاسیک است. نسخههایی مانند پنگوئن کلاسیکز (Penguin Classics) یا اکسفورد ورلدز کلاسیکز (Oxford World’s Classics) معمولا شامل مقدمههای تحلیلی (introductions)، توضیحات تاریخی (historical notes)، واژهنامه (glossary) و یادداشتهای توضیحی هستند که به درک بهتر لایههای پنهان متن کمک میکنند.
این یادداشتها نهتنها به فهم ارجاعات فرهنگی و تاریخی کمک میکنند بلکه نشان میدهند رمانهای کلاسیک در گفتوگویی مداوم با یکدیگر قرار دارند؛ از بازنویسی و طنز گرفته تا نقد و پاسخ به آثار پیشین.
همچنین برخی پژوهشگران توصیه میکنند برای بازگشت به ادبیات کلاسیک بهتر است از آثار کوتاهتر یا رمانهایی آغاز شود که زبان و ساختار سادهتری دارند؛ آثاری که میتوانند پلی میان خواننده امروز و جهان ادبیات کلاسیک باشند.
در این میان، اهمیت استمرار در مطالعه نیز مورد تاکید قرار میگیرد. خواندن تدریجی، آهسته و پیوسته، میتواند به بازسازی توان تمرکز کمک کند و تجربه خواندن را عمیقتر سازد.
در نهایت مسئله اصلی نه کنار گذاشتن رمانهای کلاسیک بلکه یافتن شیوهای تازه برای خواندن آنهاست. در جهانی که سرعت و پراکندگی توجه بر آن غالب شده بازگشت به خواندن عمیق نوعی بازآموزی ذهنی و فرهنگی محسوب میشود.
منبع : خبرگزاری برنا





















![ادعای رسانه سعودی: لبنان و اسرائیل به آتشبس دست یافتند / ادعای ترامپ درباره زمان توافق: اگر اتفاق بیفتد، ممکن است آخر هفته به نتیجه برسد / آنها خیلی به امضای سند نزدیک هستند / دوست دارم موضوع لبنان را [از ایران] جدا کنم / معاون اندیشکده کوئینسی: ایران دیگر بازیِ «یک ضربه در مقابل یک ضربه» را کنار گذاشته؛ در برابر هر حمله «حداقل ۱/۵ برابر محکمتر» تلافی میکند](/news/u/2026-06-04/entekhab-wse2x.jpg)



























