بهترین پزشک پوست ومووزیبایی درشرق …موسسه طراحان مد، طراحی لباس و خیاطیباتری انواع لپ تاپساخت قالب دیوار گچی پیش ساخته به …

روحانی و ظریف نجات می یابند، اما سیاست خارجی آنها نه
تهیه شده توسط بنیاد مطالعات مترقی اروپایی نویسنده این مطلب: عدنان طباطبایی دیپلماسی ایرانی: خروج آمریکا از توافق هسته ای سال 2015 ایران موسوم به برجام فشار شدیدی بر دولت رئیس جمهوری حسن روحانی وارد آورده است. همانطور که حصول برجام به تقویت دولت روحانی کمک کرد، سقوط موجب اختلال در تحقق اهداف دولت دوم روحانی  (2017-2020) شد. برای درک بهتر شدت «بحران برجام» که هم رفتار سیاست خارجی ایران و هم توازن قدرت داخلی در این کشور را تحت تاثیر قرار می دهد، باید انتظارات از تحقق توافق و منطق کلی نخبگان برای اجماع و ایفای نقش در تحقق توافق با ای3/اتحادیه اروپا را در نظر گرفت. 2. بحران برجام و تاثیر آن بر فضای داخلی ایران تجدید نظر در رفتار سیاست خارجی ایران ثمرات وعده داده شده را در پی نداشت. دونالد ترامپ در نوامبر 2016 در کارزار انتخاباتی وعده داد ایالات متحده را از برجام خارج می کند و در ماه مه 2018 این کار را کرد. در اوت 2015 نگرانی هایی درباره تغییر روند توافق هسته ای توسط دولت جدید ایالات متحده ابراز شده و در یک میزگرد در شورای راهبردی روابط خارجی در تهران از ظریف سوالاتی پرسیده شده بود. ظریف آن زمان اطمینان داده بود که ایالات متحده چاره ای جز «پایبندی به قطعنامه 2231» ندارد. اظهاراتی از این قبیل حالا گریبان گیر دولت روحانی شده اند. 2.1 روحانی و ظریف نجات می یابند، اما رویکرد سیاست خارجی آنها نه! اگرچه رفتارهای سیاست خارجی تحت حمایت روحانی و ظریف در نتیجه نقض برجام توسط آمریکا خنثی شد، شرایط برای این دو چندان نگران کننده نبوده و نیست. روحانی از بلندپروازی ها در زمینه حذف برچسب امنیتی از شرایط یا حتی عادی سازی روابط با ایالات متحده به اظهارات شدیدالحن علیه آمریکا روی آورد و برخلاف دولت اول خود، در دولت دوم مکررا علیه اسرائیل سخن گفت. با اینکه احساسات ضدآمریکایی در ایران به دلیل سیاست های بیش از حد خصمانه کاخ سفید بوده، اما این تغییر رویکرد روحانی برای او در اردوگاه اصلاح طلبان و در میان رای دهندگان گران تمام شد. شاید مهم ترین اتفاق حمایت سردار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس که توسط ترامپ ترور شد، از روحانی در پی تهدید به بستن تنگه هرمز و موضع گیری شدیدالحن در برابر اسرائیل بود. ظریف هم اگرچه عمدتا از سوی عناصر تندرو محافظه کار مورد حمله قرار می گیرد، اما همچنان از حمایت بخش هایی دور از انتظار در جمهوری اسلامی مورد حمایت است.  2.2 واکنش احتمالی تندروها و تجدید صفوف نخبگان ایران پیشتر در دوره رئیس جمهوری اصلاحات، تجربه وعده برآورده نشده عادی سازی را تجربه کرده بود. فشار داخلی بر دستورکار اصلاحات و سیاست های خصمانه رئیس جمهوری وقت آمریکا، جورج دابلیو. بوش، آن زمان مانع از تحقق اصلاحات شد و در نتیجه، در انتخابات ریاست جمهوری بعدی در سال 2005 تقریبا 20 میلیون رای دهنده واجد شرایط از رای دادن خودداری کردند. رای دهندگان اصول گرا نهایتا با تعهد و رویکرد ایدئولوژیک خود ریاست جمهوری را به محافظه کار تندرو، محمود احمدی نژاد، تحویل دادند. در سال 2013، پایان دوره دوم احمدی نژاد، این وعده اصول گرایان مبنی بر عدم آسیب پذیری در برابر فشار خارجی بود که برآورده نشد. اگرچه روحانی و کابینه او را نمی توان اصلاح طلب قلمداد کرد، اما چهره های سرشناس اردوگاه اصلاح طلبان از او پشتیبانی و رای دهندگان خود را در سال 2013 و همچنین کارزار انتخاباتی موفقیت سال 2017 بسیج کردند.  با این حال، روحانی نتوانست از اصلاح طلبان قدردانی مناسبی کند چون به وعده انتخاباتی خود برای بهبود حقوق شهروندی عمل و از چهره های اصلاحات در کابینه خود استفاده نکرد. ظاهرا روحانی به این نتیه رسید که نیازی به حمایت اصلاح طلبان ندارد. او اجازه حضور مجدد در انتخابات امسال را نخواهد داشت، اما به نظر می رسد می خواهد اطمینان حاصل کند که سرانجام او مانند رئیس جمهوری اصلاحات یا محافظه کار تندرو پیشین نخواهد شد. روحانی به عنوان سیاستمداری با سابقه سه دهه فعالیت در دستگاه امنیتی ایران، سرمایه لازم برای پیمایش در پیچیدگی های جمهوری اسلامی را دارد. روحانی درست پس از پیروزی انتخاباتی خود در سال 2017، با فرماندهان عالی رتبه سپاه پاسداران برای حل اختلافات نشستی برگزار کرد. به طور کلی، لازم به ذکر است که سردار سلیمانی، محبوب ترین چهره سپاه پاسداران در ایران، اگرچه به ندرت در مورد امور داخلی اظهار نظر می کرد، اما به اردوگاه میانه رو روحانی گرایش داشت. او در جریان مبارزات انتخابات پارلمانی 2016 از علی لاریجانی، رئیس مجلس و از متحدان نزدیک رئیس جمهوری روحانی، حمایت کرد. اگر سردار سلیمانی ترور نشده بود، تعامل بین او و روحانی می توانست عاملی تعیین کننده در آینده حرفه ای رئیس جمهوری پس از ترک دولت باشد. 2.3 در زمان دشواری، رای دهندگان به تکنوکرات ها گرایش نشان می دهند و نه ایدئولوگ ها سطح نارضایتی در میان ایرانی ها افزایش یافته و اعتراض های جسته و گریخته در مناطق مختلف کشور به امری عادی تبدیل شده است. کارگران از دستمزدهای پرداخت نشده خشمگین و رانندگان تاکسی خواستار بهبود امنیت اجتماعی هستند؛ برخی به از دست رفتن ثروت خود در یکی از موسسات اعتباری خصوصی اعتراض می کنند و برخی به چالش های محیط زیست که به تهدیدی برای زندگی تبدیل شده اند؛ بیکاری و کاهش کلی قدرت خرید شهروندان عادی هم دولت را تحت فشار گذاشته است. اما رسیدگی و پاسخگویی به همه شکایات موجود به روشی مشابه تقریبا غیرممکن است. بی شک، بازگشت تحریم های ایالات متحده تاثیر تشدید کننده بر همه چالش های اقتصادی داشته است. رشد 18 درصدی اقتصاد ایران در حدود دو سال تخفیف تحریم ها (2016 و 2017) متوقف شده و تحریم های نفتی به میزان قابل توجهی درآمد دولت را کاهش داده است. کاهش ارزش پول ملی ایران (ریال) در برابر دلار آمریکا بین آوریل و اکتبر 2018 به 70 درصد رسید و بی ثباتی و عدم اطمینان در بازار به فرار سرمایه و عدم سرمایه گذاری بیشتر انجامید. تورم که در دوره اول ریاست جمهوری روحانی به زیر 10 درصد رسیده بود، دوباره به بیش از 30 درصد افزایش یافته است. یک استدلال کلی هم وجود دارد که عوامل اصلی بیماری اقتصادی کشور، فساد و سوءمدیریت هستند که یعنی مشکلات ریشه داخلی دارند. برای یک کارزار جامع مبارزه با فساد، همکاری قوی و سازگار بین سه قوه دولت لازم است، اما این روند اغلب توسط گروه های فشار خنثی شده که به عنوان نمونه می توان به لایحه علیه تامین مالی تروریسم و پولشویی (اف.ای.تی.اف) اشاره کرد. اما جدا از تلاش های ناکافی در مبارزه با فساد، رهبری سیاسی ایران تاکنون نتوانسته از نسل جوان تکنوکرات برای نوسازی ساختار اقتصادی کشور استفاده کند. شاید رئیس جمهوری روحانی از تعداد زیادی تکنوکرات در کابینه خود استفاده کرده باشد، اما بیشتر آنها از پیش از دهه 1990 خدمت می کرده اند و به نظر می رسد به مفاهیم قدیمی بهبود اقتصادی و توسعه پایدار اعتقاد دارند. ایران به چهره های جدید نیاز دارد. اینکه این چهره ها از اردوگاه اصلاح طلبان، میانه روها یا اصول گرایان باشند، اهمیت چندانی ندارد. مهم این است که فرد تکنوکرات و قادر به انجام وظایف محول شده باشد. (این مطلب ادامه دارد.) منبع: بنیاد مطالعات مترقی اروپایی / تحریریه دیپلماسی ایرانی 34