بهقلم؛ جواد امام؛ دبیرکل مجمع ایثارگران انقلاب اسلامی
ایران در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ معاصر خود قرار دارد؛ مقطعی که بیش از هر زمان دیگری به گفتوگوی ملی، عقلانیت سیاسی، اعتماد عمومی و پرهیز از دوگانهسازیهای کاذب نیازمند است. در چنین شرایطی، تبدیل هر سخن درباره مذاکره، صلح یا مراجعه به نظر مردم به اتهام «تسلیم» و «خیانت» نهتنها کمکی به تقویت منافع ملی نمیکند بلکه میتواند، شکافهای اجتماعی را عمیقتر و سرمایه اجتماعی کشور را فرسودهتر کند. یادداشت اخیر حسین شریعتمداری نمونهای از همین رویکرد است؛ جایی که سخنان حسن روحانی و سیدمحمد خاتمی درباره جنگ و صلح، بهجای آنکه با استدلال و نقد سیاسی پاسخ داده شود، در معرض برچسبگذاری سیاسی و امنیتی قرار گرفته است. مسئله اما روشنتر از آن است که با برچسب حل شود: دفاع از کشور الزاماً به معنای ادامه نامحدود جنگ نیست؛ همانگونه که مذاکره و صلح نیز الزاماً به معنای تسلیم نیست.
دفاع برای حفظ ایران است، نه تبدیل جنگ
به هدف
دفاع از میهن برای حفظ جان مردم، امنیت، استقلال، تمامیت ارضی و آینده کشور است. بنابراین نمیتوان «دفاع» را به وضعیتی دائمی و بیپایان تبدیل کرد و هر پرسش درباره هزینههای جنگ، پیامدهای آن، چشمانداز پایان درگیری یا ضرورت مذاکره را عقبنشینی تلقی کرد. پرسش از اینکه جنگ تا کجا، با چه هزینهای و با چه چشماندازی ادامه یابد، نفی دفاع نیست؛ بخشی از مسئولیتپذیری در برابر جان مردم و آینده کشور است. قدرت ملی نیز صرفاً در توانایی جنگیدن خلاصه نمیشود. توانایی جلوگیری از جنگ، استفاده از دیپلماسی، کاهش هزینههای درگیری، تأمین امنیت و فراهم کردن آیندهای مطمئن برای مردم نیز بخشی از قدرت ملی است. از همین منظر، دفاع، مذاکره و صلح سه مفهوم متعارض نیستند. کشوری که توان دفاعی دارد الزاماً نباید از مذاکره گریزان باشد و کشوری که مذاکره میکند الزاماً از دفاع دست نکشیده است. مذاکره ابزار تأمین منافع ملی است، نه مترادف تسلیم؛ همانگونه که جنگ ابزار است، نه هدف.
مردم، تماشاگر سرنوشت کشور نیستند …

































































































































































