وحید ریحانی -در تاریخ اندیشه معاصر، سه متفکر برجسته بیش از دیگران بر پیوند میان «هنر» و «جامعه مدرن» تاکید ورزیدهاند که اگرچه هر یک مسیری متفاوت پیمودند، اما منظومهای اثرگذار را شکل دادند. هربرت مارکوزه با نقد جامعه صنعتی و سرکوبگر، و برتولت برشت با ابداع تئاتر روایی و فاصلهگذاری، تلاش کردند هنر را به ابزاری برای تغییر آگاهی بدل کنند. اما ضلع سوم این مثلث، والتر بنیامین، راهی متفاوت و شاید عمیقتر برگزید؛ راهی که از میان ویرانهها میگذشت. در حالی که برشت به دنبال کنش سیاسی مستقیم بود، بنیامین …