فرارو- رویا پاک سرشت؛ نمایش «مون واک» به نویسندگی و کارگردانی سجاد داغستانی، دراماتورژی امید نیاز و با بازی محمد شعبانپور، یک کمدیدرام تک نفره است که این شب ها در تماشاخانه هامون روی صحنه می رود.این نمایش از خلال خاطرات عطا، تماشاگر را به جهان کودکی، نوجوانی و سال های شکل گیری شخصیت او می برد؛ جهانی که در آن واقعیت و خیال، خنده و اندوه و میل به رهایی و محدودیت، مدام جای یکدیگر را می گیرند.
«مون واک» در ظاهر روایت مجموعه ای از خاطرات است، اما در لایه عمیق تر، درباره تاثیری است که گذشته بر روان انسان می گذارد. عطا صرفا خاطراتش را تعریف نمی کند؛ او در حال بازخوانی بخش هایی از خودش است که هنوز تمام نشده اند. گذشته در اینجا یک اتفاق پشت سر گذاشته شده نیست، بلکه چیزی است که همچنان در شخصیت او حضور دارد و به شیوه های مختلف خودش را نشان می دهد. وقتی خیال جای واقعیت را می گیرد
یکی از جذاب ترین لایه های نمایش، رابطه عطا با مایکل جکسون است. مایکل برای او فقط یک ستاره محبوب نیست؛ تبدیل به یک دوست خیالی می شود؛ حضوری که در جهان ذهنی عطا شکل می گیرد و در سال های کودکی همراه اوست.از منظر روانشناختی، این خیال را می توان نوعی سازوکار جبرانی دانست. کودک زمانی که نمی تواند واقعیت بیرونی را تغییر دهد، ممکن است جهان درونی خود را گسترش دهد. عطا نیز چیزی را که در جهان واقعی در دسترسش نیست، در خیال خود می سازد: یک همراه، یک الگو و تصویری از جهانی متفاوت.
به همین دلیل، مایکل جکسون در «مون واک» صرفا یک ارجاع نوستالژیک نیست. او بخشی از فرایند شکل گیری هویت عطاست؛ تصویری از آزادی، حرکت و امکان متفاوت بودن. کودک از طریق این جهان خیالی، برای خودش فضایی می سازد که در آن می تواند آن کسی باشد که در جهان واقعی فرصت بودنش را ندارد. کودکی که هنوز تمام نشده است
در پس خاطرات عطا، تجربه های کودکی نقش مهمی در شکل گیری شخصیت او دارند. نمایش به جای آنکه مستقیما درباره آسیب های روانی سخنرانی کند، آنها را در رفتار، شوخی ها، واکنش ها و نحوه روایت کردن گذشته نشان می دهد. …



































































































































































