«شاخه همخون» ما را به جریانی در هنر ایران ارجاع میدهد که به اشکال مختلف و بهعنوان بخش مهمی از سنت ساختن دورنما در هنر مدرنیستی و معاصر ایران تکرار شده است؛ جریانی که بهاشکال مختلف بر روی تصویر کردن درخت تاکید دارد. چه زمانیکه سهراب سپهری به سراغ تنه درختهایش رفت که بر روی پسزمینه خاکی تصویر میشدند و چه زمانیکه ابوالقاسم سعیدی شاخههای آویخته درختان را با گلهای رنگین گرد نقاشی میکرد و یا درختان عظیم داوود امدادیان که بر کل فضای بصری غالب میشدند و چه در نمونههای متأخرتر که تنه درختهای …