جنگ؛ بوی باروت و آوار/ روایتی از ویرانههای فرجام، آپادانا و عشقیار
یک مرد تعمیرکار منطقه فرجام گفت: با شدت موج انفجار، خودش و شاگردش به زمین پرت شدند و وقتی از جا بلند شده، تمام خیابان، دود بوده و خاک و غباری تلخ و سوزان با کفی پوشیده از شیشههای خرد شده و تکههای درشت سنگ و اجر و آسفالت کنده شده.