
همشهری آنلاین - حوادث: چند روز پیش مرد تاجری هنگام عبور از یکی از خیابانهای غرب تهران، هدف یک سناریوی مجرمانه قرار گرفت. چهار پسر جوان راه او را سد کردند و با معرفی خود بهعنوان مأمور پلیس، مدعی شدند گزارشی مبنی بر قاچاق مواد مخدر علیه او دریافت کردهاند و لازم است برای ارائه توضیحات، همراه آنان به اداره پلیس برود. مرد تاجر که تصور میکرد با مأموران واقعی روبهروست، سوار خودروی پژوی آنها شد؛ بیآنکه بداند در دام گروگانگیری و اخاذی افتاده است.
پس از سوار شدن، ورق برگشت. سرنشینان خودرو با تهدید، کارتهای بانکی مرد تاجر را گرفتند و او را وادار کردند با یکی از دوستانش تماس بگیرد و درخواست پول کند. در ادامه، متهمان حسابهای بانکی او را خالی کرده و حدود ۶۰ میلیون تومان برداشت کردند. این گروگانگیری حدود دو ساعت به طول انجامید و در نهایت، گروگان را در نقطهای رها کرده و متواری شدند.
مرد تاجر با مراجعه به پلیس، جزئیات این حادثه را شرح داد و گفت ظاهر متهمان بهدلیل همراه داشتن تجهیزات نظامی مانند بیسیم و دستبند، کاملاً شبیه به ماموران بوده است. با طرح این شکایت، پروندهای در شعبه نهم دادسرای جنایی تهران به ریاست بازپرس عظیم سهرابی تشکیل و تحقیقات تخصصی برای شناسایی عاملان آغاز شد.
در مدت کوتاهی، چهار متهم شناسایی و دستگیر شدند؛ چراکه مبالغ اخاذیشده به حسابهای بانکی آنها واریز شده بود. این افراد که همگی جوان و کمسنوسال هستند، در بازجوییها به گروگانگیری و اخاذی اعتراف کردند اما مدعی شدند انگیزه آنها نه پول، بلکه «سرگرمی و هیجان» بوده است.
تحقیقات از متهمان برای افشای زوایای پنهان پرونده ادامه دارد.
پارسا 21 سال بیشتر سن ندارد. او مدام گریه می کند و هرگز فکرش را نمی کرد که پای پلیس و دستگاه قضایی به ماجرا کشیده شود.
فردی را در خیابان گروگان گرفته و از او اخاذی کرده اید، بعد تصور می کردید لو نمی روید؟
باور کنید اصلا فکر نمی کردیم مرد جوان از ما شکایت کند. همه چیز برای ما شبیه به یک بازی بود.
حالا چرا گریه می کنی؟
چون آبروی خودم و خانواده ام رفته است. من تا به حال پایم به اداره پلیس و دادسرای جنایی باز نشده بود. در یک خانواده آبرومند بزرگ شده ام و الان اصلا روی نگاه کردن به چشمان پدر و مادرم را ندارم.
پس هدفتان از گروگانگیری و اخاذی چه بود؟
برای سرگرمی و بازی. باور کنید شبیه به یک تفریح بود برایمان.
تعریف کن که چه شد نقشه گروگانگیری و اخاذی کشیدید ؟
با دوستانم دور هم جمع شده بودیم. شروع کردیم به بازی. از مافیا گرفته تا پانتومیم. مدام گروه ما می باخت و گروه برنده گفت بروید در خیابان و یک نفر را سرکار بگذارید! درواقع می گفت با یک غریبه، شوخی عجیب کنید. ما هم راه افتادیم رفتیم توی خیابان. مرد جوان را دیدیم که در حال گذر از خیابان بود.دوستم گفت او سوژه خوبی است و رفتیم سراغش.
او را می شناختی؟
نه اصلا. اتفاقی او را شناسایی کردیم.
چقدر از او پول اخاذی کردید؟
حدود 60 میلیون تومان! هدف ما که پول نبود. فقط سرگرمی و تفریح بودیم. طرف را سرکار بگذاریم و با هم بخندیم.
اما این کار شما جرم است و مجازاتش سنگین. یعنی خبر نداشتی؟
نه. باور کنید نه.
مواد مصرف می کنی؟
نه اما آن شب مشروبات الکلی مصرف کرده بودیم و حالت عادی نداشتیم.
پس تجهیزات پلیسی را از کجا آورده بودید؟
برای یکی از بستگان دوستانم بود. ما اصلا فکر نمی کردیم که طرف ، فریب می خورد. شرط بستیم که او متوجه می شود مامور نیستیم اما مرد تاجر باورش شد که ماموریم. شوخی شوخی همه چیز ناگهان جدی شد. خیلی پشیمانیم، خیلی اشتباه کردیم..
منبع : همشهریآنلاین

















































