فرارو نوشت: در حالی که تنشها میان ایران و آمریکا همچنان در سطح بالایی قرار دارد؛ رئیس جمهور آمریکا به یکباره و در اوج تنش تصمیم به حملات گستردهتر علیه ایران را به قول خوش به تعویق انداخت و حال سؤال اینجاست که دلیل این تعویق چیست و سناریوهای آینده چه میتوانند باشند؟
دلایل تعویق یا انصراف از حملات بیشتر به کشورمان را میتوان در چند مورد خلاصه نمود. فشارهای سیاسی داخلی بر ترامپ و حزب جمهوری خواه در پی افزایش هزینههای اقتصادی جنگ و آستانه پایین تحمل سختیهای اقتصادی توسط مردم آمریکا را میتوان مهمترین دلیل محسوب نمود. نظرسنجیها نشان میدهند که نزدیک به ۷۰ درصد مردم آمریکا و نیز اکثریت حزب دموکرات با ادامه جنگ مخالف هستند.
از سوی دیگر ادعای آمریکاییها مبنی بر تضعیف ایران با واقعیتهای میدانی نمیتواند تطابق داشته باشد. وزیر دفاع آمریکا پیت هگست گفته بود که ایران به ضعیفترین وضعیت تاریخی خود رسیده است ولی حملات گسنرده پهپادی و موشکی ایران به پایگاههای آمریکا در خاورمیانه نشان از آن دارد که تهران توان تولید تسلیحات موشکی و پهپادی خود را بازسازی نموده و حتی ظرفیت ساخت آنها را نیز افزایش داده است.
از طرفی نباید خیلی هم به بحث عدم حمله مجدد خوشبین بود چراکه آمریکا هنوز هم ظرفیت نظامی آغاز یک عملیات نظامی جدید و تهدید زیرساختهای ایران را دارد و شاهد آن هم تحرکات ارسال جنگندههای بیشتر و سامانههای دفاع موشکی بیشتر به منطقه میباشد و در مقابل نیز ایران آمادگی خود را برای مقابله با هرگونه جنگ افروزی جدید آمریکائیها اعلام کرده است.
در خصوص پیش بینی آینده تحولات تقابل آمریکا و ایران چهار سناریوی محتمل را میتوان مطرح نمود:
سناریوی اول: شدت گرفتن حملات هوایی و موشکی به ایران
هر چند این سناریو با احتمال بالاتری وجود دارد ولی با یک مشکل جدی و اساسی روبه رو است و آن اینکه بسیاری از اهداف نظامی مهم در ایران از اول جنگ تاکنون هدف قرار گرفتهاند و ممکن است دیگر هدف نظامی موثری برای آمریکا باقی نمانده باشد و در این شرایط در حملات احتمالی آینده گسترش حملات بیشتر هدف گرفتن زیرساختهای غیر نظامی را مدنظر قرار خواهد داد مثل تآسیسات تولید انرژی؛ نیروگاهها و شبکه برق، پلها و جادهها و شبکههای مخابراتی و تلویزیونی
عامل بازدارنده در سناریوی فوق آن خواهد بود که زدن زیرساختهای غیر نظامی توسط آمریکا ترامپ با اتهام ارتکاب جنایت جنگی روبه رو شده و افکار عمومی جهانی به موازات افکار عمومی مردم آمریکا در محکومیت ترامپ خواهد بود. از سوی دیگر در صورت حمله به زیر ساختهای ایران توسط آمریکا؛ ایران نیز پاسخ نظامی خواهد داد و زیرساختهای حیاتی متحدین آمریکا در حوزه خلیج فارس، از جمله تآسیسات آب شیرین کن و مراکز تولید انرژی را هدف قرار خواهد داد. در این شرایط قیمت نفت هم ممکن است تا ۱۵۰ و حتی ۲۰۰ دلار در هر بشکه نیز افزایش یابد، اتفاقی که اقتصاد جهان را به طور کامل وارد بحران تازه میکند.
سناریوی دوم: حمله زمینی
یکی دیگر از سناریوهای احتمالی ترامپ اجرای نوعی عملیات زمینی محدود علیه جزایر ایرانی است. اما عامل بازدارنده در این سناریو برای آمریکاییها این است که نیروهای زمینی آمریکا که در منطقه هستند برای به دست آوردن اهداف واقعی نظامی مورد نظر ترامپ به هیچ وجه کافی نبوده و صرفا برای عملیاتهای بسیار محدود مناسب هستند و نمیتوانند کنترل سواحل ایران در تنگه هرمز را به دست بیاورند. به طور مثال حمله به جزیره خارک مستلزم عبور طولانی و بسیار خطرناک از بخش غربی تنگه هرمز است: مسیری که ورود نیروهای زمینی آمریکایی احتمال تلفات سنگین را بدنبال دارد.
سناریوی سوم استفاده از سلاح هسته است
خطرناکترین سناریو استفاده از سلاح هستهای است. در این خصوص باید گفت عوامل بازدارنده بسیاری وجود دارند که حتی صرفا انفجار نمایشی سلاح هستهای را نیز زیر سوال میبرند. اولا سلاح هستهای فقط یک بار و آنهم در جنگ دوم جهانی بر علیه ژاپنیها توسط آمریکاییها بکار برده شده است و تبعات منفی آن حتی تا به امروز برای آمریکا باقی مانده است و طبیعتا ترامپ که خود را صلح طلب مینامد مورد اتهام جنایت جنگی قرار خواهد گرفت و نزد افکار عمومی جهانی نیز منفور خواهد شد. از سوی دیگرپیامدهای ژئوپلیتیکی این اقدام نیز بسیار گسترده خواهد بود و آن اینکه کشورهایی مانند روسیه و چین نیز نگاه خود را نسبت به استفاده از سلاح هستهای تغییر داده و حداقل در جنگ اوکراین تکرار شود
سناریوی چهارم مذاکره است
از بین گزینههایی که دونالد ترامپ بر روی میزش گذاشته است بنظر میرسد حرکت به سوی مذاکره منطقیتر و کم هزینهترین راه است. ترامپ میتواند ادعا کند که فشارهای نظامی آمریکا، ایران را پای میز مذاکره کشانیده است. اولین اقدام در این مسیر میتواند بازگشایی کامل تنگه هرمز و باب المندب باشد: اقدامی که احتمالا موجب کاهش قیمت نفت و بازگشت آرامش به بازارهای مالی جهان خواهد شد. در چنین سناریویی، ترامپ میتواند دستاورد سیاسی این تحول را به نام خود ثبت کند، بی آنکه جهان وارد جنگ خطرناک، ویرانگر و یک بحران اقتصادی فراگیر شود و کشورمان نیز در ازاء آن امتیازاتی مانند آزاد سازی اموال بلوکه شده خود را داشته باشد.


































































































































































