
همشهری آنلاین - خدیجه نوروزی: چرا بسیاری از ازدواجها، برخلاف انتظار، به جای شادی، باعث بدبختی میشوند؟ پاسخ در یک کلمه نهفته است: "دروغ". ما از کودکی با داستانهای شاهزادهها و پرنسسها بزرگ شدهایم که تصویری فانتزی از عشق در ذهن ما ساختهاند. اما در دنیای واقعی، سه باور غلط وجود دارد که اگر آنها را باور داشته باشید، هرگز متوجه نخواهید شد چرا در رابطه خود احساس تنهایی و نارضایتی میکنید.
ازدواج، یکی از ارزشمندترین کارهای زندگی است، اما تفاوت ظریفی میان "ارزش" و "آسانی" وجود دارد. مشکل از جایی شروع میشود که ما از سند ازدواج، بخش "شرح وظایف" را حذف میکنیم و انتظار داریم شریک زندگیمان، همهکاره، همهچیزتمام و همیشه عاشق باشد. بیایید با هم به بررسی سه افسانهای بپردازیم که به طور غیرمستقیم، افراد را در روابط آسیبزا گرفتار میکند. این ۳ دروغ اغلب از سوی مردان به زنان القا یا وعده داده می شود.
بیشتر بخوانید: زوجهای خوشبخت قبل از خواب چه کارهایی انجام میدهند؟ | ۷ عادت شبانه زوجها برای حفظ صمیمت و عشق

در اینجا دروغ هایی وجود دارد که باعث می شود افراد در ازدواج های ناخوشایند گیر بیفتند:
بسیاری از ما با تصویری فانتزی از ازدواج مواجهیم. این فقط یکی از دروغ های بزرگ در ازدواج های ناموفق است که توسط تبلیغات، فیلم ها، داستان های عاشقانه جعلی و از همه مهم تر توسط خود شوهر ترویج می شود. دروغ های دیگر شامل این موضوع می شود که شریک زندگی شما آنجاست تا شما را خوشحال کند و همیشه هنگامی که غمگین هستید به شما آرامش دهد و زمانی که آسیب می بینید شما را شفا دهد. از نظر تئوری، یک شریک عالی برخی از این کارها را انجام می دهد، اما ما در مورد مراقبت از خودمان باید خودمان دست به کار شویم.
یکی از بزرگترین آسیبها، باور به این است که شریک زندگی، مسئولِ شفا دادن زخمها و تامین دائمی شادی ماست. اگرچه یک همسر خوب میتواند در لحظات سخت حامی شما باشد، اما نباید فراموش کرد که مسئولیت مراقبت از سلامت روان، در نهایت بر عهده خود فرد است. همسر را باید به عنوان یک “هدیه و همراه” دید، نه یک “تأمینکننده نیازهای بنیادین”.
شاید عجیب به نظر برسد، اما هرچه نیاز عاطفی یک فرد بیشتر باشد، بیشتر در دام این تصور میافتد که “وظیفه همسر است که مرا خوشحال نگه دارد”. این انتظارِ غیرواقعی، موتور محرک فروپاشی ازدواج است. متأسفانه، هر چه بیشتر به عشق نیاز داشته باشید، بیشتر آسیب دیده اید، و هر چه بیشتر برآورده نشده باشید، بیشتر به این دروغ چنگ می زنید که این وظیفه شریک زندگی شماست که شما را راضی نگه دارد. این دروغ می تواند ازدواج را از بین ببرد.
البته، بسیاری از دروغهای دیگر نیز میتوانند وارد یک ازدواج شوند و باعث آسیب شوند: دروغهایی که به خودمان میگوییم، دروغهایی که به دلیل شرم میگوییم، و دروغهایی که خیانتهای اساسی را پنهان میکنند که بازسازی اعتماد را غیرممکن میکند.
حتی اگر همسرتان به شما قول داد که تا همیشه و در تمام زمان ها کاری جز راضی نگه داشتن شما نخواهد داشت، بشنوید اما باور نکنید.
بعد از ما تکرار کنید: شما مسئول خوشبختی خود هستید نه هیچ کس دیگری. بهترین ازدواج ها توسط دو نفر ایجاد می شود که می توانند واقعاً خود و یکدیگر را بشناسند. افسانه ها را به خاطر دارید؟ پایان های خوش بعد از اینکه شاهزاده خانم زیبا ظلم، دروغ، و سختکوشی را تحمل کرد، به وجود می آید. او در خوبی، شجاعت و میل به عشق قوی باقی می ماند، و شاهزاده نیز برای غلبه بر موانع تلاش می کند.
حقیقت این است که خوشبختی در رابطه، نه یک موهبت اتفاقی، بلکه نتیجه مستقیم “خودشناسی” و “توانایی مراقبت از خویشتن” است. درست مثل ماسک اکسیژنی که در هواپیما ابتدا باید برای خودتان بگذارید، تا زمانی که نتوانید خودتان را واقعاً دوست داشته باشید و خوشبخت کنید، نمیتوانید این عشق و شادی را به شریک زندگیتان نیز هدیه دهید.
همه ما دوران "ماه عسل" در رابطه را تجربه کردهایم؛ آن شور و هیجان اولیه که انگار همه چیز عالی است. اگر همسرتان این حس را به شما داد که این عاشقانگی همیشگی است باید کمی به خود نهیب بزنید که همه چیز همیشه عالی نخواهد بود. حقیقت این است که این حسِ پرواز، گذراست و جای خود را به واقعیتهای زندگی روزمره میدهد. خیلی زود، اختلافات کوچک و بی اهمیت - مثل نحوه قرار دادن ظرف ها در ماشین ظرفشویی - میتوانند سر باز کنند و جرقههای اولیه عشق را به درگیریهای جدی تبدیل کنند.
اگر مراقب نباشیم، این شکافهای کوچک میتوانند به کوهی از دلخوری تبدیل شوند. نکته کلیدی اینجاست: عشق واقعی، کامل نیست و نباید هم باشد. آنچه در نهایت روابط ما را میسازد، نه آن شور اولیه، بلکه نحوه عبور ما از این لحظات دشوار و تثبیت ارزشهایمان در کنار یکدیگر است.

















































