گاهی عجیبترین بخش رسیدن به چیزی که میخواهیم این است که هرچه بیشتر به آن فکر میکنیم، بیشتر احساس میکنیم از آن فاصله داریم.
میگوییم:
«پول بیشتری میخواهم.»
«یک رابطه خوب میخواهم.»
«میخواهم شغل بهتری داشته باشم.»
«میخواهم سالمتر و پرانرژیتر باشم.»
اما پشت جمله «میخواهم» ممکن است یک پیام پنهان وجود داشته باشد: «هنوز ندارمش.»
آبراهام هیکس (نویسنده) برای عبور از این احساس، یک بازی ذهنی بسیار ساده پیشنهاد میکند که نام آن «Wouldn’t It Be Nice If…?» است؛ یعنی:
«چه خوب میشد اگر…؟»
ایده اصلی این است که به جای تلاش برای متقاعد کردن خودمان که چیزی همین حالا اتفاق افتاده، فقط اجازه بدهیم احتمال آن را تصور کنیم. این تکنیک در کتاب Ask and It Is Given نیز مطرح شده است. بازی دقیقاً چطور انجام میشود؟
فقط دو دقیقه برای خودتان وقت بگذارید.
یک موضوع را انتخاب کنید؛ مثلاً پول، عشق، کار، سلامتی یا آرامش.
حالا به جای اینکه بگویید:
«من یک رابطه فوقالعاده میخواهم.»
بگویید:
«چه خوب میشد اگر وارد رابطهای میشدم که در آن احساس امنیت و آرامش میکردم.»
بعد جمله بعدی را بسازید:
«چه خوب میشد اگر کسی وارد زندگیام میشد که واقعاً من را میفهمید.»
«چه خوب میشد اگر کنار کسی بودم که میتوانستم کاملاً خودم باشم.»
«چه خوب میشد اگر رابطهای داشتم که در آن عشق و احترام دوطرفه بود.»
لازم نیست خودتان را مجبور کنید باور کنید که این اتفاق همین حالا افتاده است.
فقط اجازه بدهید تصورش کنید.
چرا این روش برای بعضی افراد راحتتر است؟
گفتن جملههایی مثل «من ثروتمندم» یا «من کاملاً خوشحالم» گاهی برای ذهنی که دقیقاً خلاف آن را تجربه میکند، مصنوعی به نظر میرسد.
اما «چه خوب میشد اگر...» ادعای قطعی نیست.
شما نمیگویید:
«این اتفاق افتاده.»
فقط میگویید:
«چه خوب میشد اگر اتفاق میافتاد.»
همین تفاوت کوچک میتواند مقاومت ذهنی را کمتر کند و به شما اجازه دهد بدون جنگیدن با افکارتان، به سمت تصویری مطلوبتر حرکت کنید. در آموزههای آبراهام هیکس، هدف این بازی همین تغییر جهت توجه از «نبودن خواسته» به «تصور داشتن آن» است. یک مثال برای پول …









































































































































