
همشهری - پریسا نوری: در جنگ اخیر هزاران خانه آسیب دید و ساکنانشان در هتلهای شهر مهمان شهرداری تهران شدند تا بازسازی و مرمت خانهها انجام شود. حالا پس از هفتهها اسکان اضطراری در هتلهای تهران، بسیاری از خانهها مرمت شده و اهالی در حال بازگشت به خانههایشان هستند. همچنین با اجاره و رهن خانه برای افرادی که خانههایشان نیازمند تخریب و نوسازی است، کمکم هتلها خلوت میشوند. به چند خانواده در جنوب تهران سر زدیم تا روایتشان را از اقامت در هتل و بازگشت به خانه بشنویم.
از شهرداری ممنونیم
مقصد اولمان کوچه مهری در شهرری است؛ جایی که خانواده غلامی پس از ۷۰ روزسکونت در هتل، حالا در واحدی اجارهای ساکن شدهاند تا خانهشان نوسازی شود. محل فعلی زندگی، ساختمانی چهارطبقه و نوساز با نمای گرانیت است و خانواده غلامی در طبقه چهارمش ساکن شدهاند. فاطمه خانم، با لبخند پذیرایمان میشود و پس از احوالپرسی از تخریب خانهشان میگوید: «چند روز به عید مانده بود که نیمه شب خانهمان موشک خورد، من و همسرم، مهمان دخترمان بودیم. فقط پسرم، آقارضا، خانه بود. وقتی فهمیدم خانهمان خراب شده، دنیا روی سرم خراب شد، نگران پسرم بودم، تا اینکه فهمیدم سالم مانده و فقط کمی زخمی شده است.» حرفهایش که به اینجا میرسد، ادامه میدهد: «خدا را شکر بعد از خرابی خانه، شهرداری ما را تنها نگذاشت. بلافاصله ما را به هتل ارم بردند و در طول ۲ ماه، همهجور پذیرایی از ما شد. واقعا از شهرداری ممنونیم.»
هدیهای از کربلا
خانه از اثاثیه خالی است و تنها یک ماشین لباسشویی در آشپزخانه و فرشی کوچک اتاق خواب را پوشانده است. فاطمه خانم میگوید: «ببخشید، اسباب پذیرایی ندارم. راستش ۲ روز پیش از شهرداری با ما تماس گرفتند و گفتند این خانه را برایمان رهن کردهاند. دیروز از هتل به اینجا آمدیم و فقط فرصت کردیم خانه را نظافت کنیم. البته شهرداری برای خرید لوازم خانه ۴۰۰میلیون تومان هدیه داده که قرار است عصر با پسرم برویم و اثاثیه بخریم.» فاطمه خانم به تابلوی نفیسی که مزین به بخشی از زیارت عاشوراست، اشاره میکند و میگوید: «امسال قسمت نشد به کربلا بروم اما وقتی در هتل بودیم این هدیه را از عتبات عالیات عراق برایمان فرستادند.»

سر سفره افطار خانهمان خراب شد
مقصد بعدی، ساختمانی در خیابان غلامرضایی است که پس از آسیب در جنگ اخیر با همت شهرداری و نیروهای جهادی مرمت و برای بازگشت ساکنان آماده شده است. البته هنوز داربستها جمع نشدهاند. ساختمان چهارطبقه متعلق به خانواده پرستش است. حسین پسر بزرگ خانواده که همراه فرزندان و همسرش در طبقه سوم زندگی میکند، لحظه حمله را شرح میدهد: «مشغول خوردن افطاری بودیم که ناگهان انفجار رخ داد. موشک روبهروی خانه ما اصابت کرد و موج انفجار آنقدر زیاد بود که درِ خانه از جا کنده شد. دیوار خانه آسیب دید و تلویزیون و وسایلمان روی هم ریخت. واقعا صحنهای عجیب و شوکهکننده بود.»

شهرداری ما را تنها نگذاشت
حسین پرستش با آب و تاب بقیه ماجرا را شرح میدهد: «از فردای حادثه، برای ما اسکان موقت درنظر گرفته شد و مدتی در هتل مستقر بودیم تا روند بازسازی خانه به پایان برسد. برای کمک نیروهای شهرداری و جهادی آمدند، آوار و خاک را جمع کردند، شیشهها و پنجرهها را تعویض کردند و کار بازسازی را پیش بردند. واقعا کمکها مؤثر بود و باعث شد خانه دوباره قابل سکونت شود.» پرچم کوچکی که کنار پنجره نصب شده، توجهمان را جلب میکند. پرستش میگوید: «شهرداری واقعا در آن وضعیت بحرانی ما را تنها نگذاشت و سنگ تمام گذاشت، ما هم وظیفه خودمان میدانیم که از کشورمان حمایت کنیم، برای همین هر شب با بچهها در تجمعها شرکت میکنیم.»

















































