در جنگ تحمیلی سوم بسیاری از مردم برای همدلی به همنوع خود از هر کمکی که از دستشان بر میآمد دریغ نورزیدند؛ دنیا این همه عشق را یکجا ندیده. رسانههای جهان انگشت به دهان ماندهاند از حماسهای که مردم خلق میکنند. حماسه گروه جهادی انصارالزهرا(س) در غرب تهران در مدت جنگ تحمیلی سوم از همین جنس است.
همشهریآنلاین_سیدهکلثوم موسوی: خیرالنسا زکیخانی که به همراه همسرش مهدی اخلاقی، مسئولیت گروه جهادی انصارالزهرا(س) را برعهده دارند، فعالیتشان را از سال ۸۷ آغاز کردهاند: «زمان ثبت گروه ۱۸سال داشتم و از دور با این گروه آشنا بودم. سال ۹۲ با مهدی اخلاقی، مسئول گروه جهادی، ازدواج کردم و فعالیتم در کنار او شروع شد. همیشه دوست داشتم هر کاری از دستم برمیآید برای دیگران انجام دهم. به همین دلیل، مددکاریام را در ندامتگاه زنان انتخاب کردم؛ چون میخواستم به مددجویان و آسیبدیدگان کمک کنم. در گروه انصار هم در این مدت فعالیتهایی همچون پخت غذا، تمیز کردن مکانهای گردشگری و هتلهایی که خانوادههای جنگزده اسکان دارند، غسل پیکر شهدا، امداد به مجروحین و... انجام دادهایم. به این طریق حالمان با حال خوب آدمها گره خورده است. اگر خدمتی در این جنگ به مردم میکنیم فقط میخواهیم قدمی برای حال خوبشان برداریم.» خدمت به آدمها یک جور رزق است زکیخانی با بیان اینکه خدمت کردن به آدمها یک جور رزق است، فعالیت گروه را از شروع جنگ تحمیلی اینطور توضیح میدهد: «با توجه به شرایط موجود از همه ظرفیتهای فعال محله و گروهها استفاده میکنیم تا خدمات گستردهتر شود. البته فعالیتها را در چند محور تعریف کردهایم: بازسازی و مرمت خانههای آسیبدیده، پخت و آمادهسازی غذا و میانوعده برای مدافعان امنیت، دوخت پرچم، مشاورههای مجازی و حضوری، آمادهسازی تیمهای واکنش سریع در محله، انجام کارهای خدماتی مجموعههای گردشگری و هتلها که خانوادههای آسیبدیده جنگ در آن حضور دارند و برپایی غرفه فرهنگی کودک کنار موکبها در میدانها ازجمله کارهای گروه ماست.» همه داوطلب و پیشقدم بودند مهدی اخلاقی، مسئول گروه جهادی انصارالزهرا(س) که خودش مؤسس آن است، از فعالیت و مشارکت خودجوش مردم در پشتیبانی از رزمندگان چنین میگوید: «روز اول جنگ، مردم برای مشارکت به گروه مراجعه میکردند و آنقدر تماسها زیاد بود که پاسخگویی را مشکل میکرد. بسیاری اصرار میکردند که کاری برایشان تعریف شود؛ حتی پختن حلوا و پخش آن بین تجمعکنندگان. هر کس به اندازه توان و ظرفیتش پیشنهادی میداد. یکی میگفت من میتوانم مشاوره بدهم، دیگری میگفت من میتوانم لباسهای برادران را که خانواده هایشان نیستند بشویم، خانمی میگفت من میتوانم ترشی درست کنم که کنار غذای رزمندهها بگذاریم. هر کس به هر طریقی میخواستکار کند.» مردم پای کار هستند اخلاقی سختی کار را نوعی راحتی میداند و بهنظرش هرچه کار سختتر آرامش روح بیشتر است. او میگوید: «به کمک خدا از کارهای سخت خسته نمیشویم. پارسال رهبر شهیدمان فرمودند: هرکس با هر توانی که دارد به لبنان کمک کند. من عازم لبنان شدم و همسرم با دو فرزندمان در خانه ماند و صبوری کرد تا من برگشتم. این مسائل هم جزئی از همان کار سخت است. در این روزها خودم و همسرم حتی دو فرزندمان در کنار افراد گروه مشغول فعالیت جهادی هستیم.»
اخلاقی در باره تیم بچههای واکنش سریع و غسالهها که داوطلبانه در این بخش خدمت میکنند، چنین میگوید: «در تیم واکنش سریع بچههایی عضویت دارند که برای امداد و خدماترسانی به مجروحان اعزام میشوند. این بچهها آموزشهای لازم در زمینه کمکهای اولیه را دیدهاند و هر زمان که اعلام نیاز کنند به هر منطقهای برای کمکرسانی به مجروحان اعزام میشوند. پس از بررسی وضعیت، تیم امداد خانواده آسیبدیده را همراهی میکنند. گروه دیگرمان کارشان شستن و غسل دادن پیکر شهداست؛ پیکرهایی که زیر آوار بهشدت آسیب دیدهاند و بعضا دیدن آن حتی برای خانوادهها دلخراش و غیرقابل تحمل است. البته از زمان شروع جنگ گروههای جهادی زیادی هستند که چنین کارهایی را انجام میدهند و هر زمان که باز هم نیاز به نیرو باشد مردم کشور ما برای کمک به هم دریغ نخواهند کرد.»