
به گزارش همشهری آنلاین، بهنام صدقی، روزنامهنگار: تاریخ گواهی میدهد که این سیاست نهتنها به شکست انجامیده، بلکه هر بار که چهرهای شاخص ترور شده، مقاومت نهتنها فرو ننشسته، بلکه متحول، قدرتمندتر و گستردهتر شده است. تحلیل روندهای سیاسی و نظامی در این سالها، نشان میدهد که ترور به مثابه راهکار کوتاهمدت، نهتنها بازدارنده نبوده، بلکه تأثیرات معکوس و تحریکآمیزی در پی داشته است. از سید عباس موسوی تا فتحی شقاقی، چرخهای بود که مقاومت را تقویت کرد. سید عباس موسوی، دبیرکل حزبالله لبنان، ترور شد اما این واقعه نه تنها حزبالله را متوقف نکرد، بلکه به گفته تحلیلگران، تا چندین برابر قویتر شد و ابعاد سیاسی و نظامی جدیدی به خود گرفت.
این نمونه برجسته، نمادی از ناکامی سیاست ترور در مهار جریانهای مقاومت است. در ایران نیز سیاست ترور نتوانسته به اهداف خود دست یابد. شهید مجید شهریاری، دانشمند هستهای، زمانی که زیر پنج درصد غنیسازی در ایران در جریان بود، ترور شد، اما پس از آن، توسعه برنامه هستهای ایران به سطح ۲۰ درصد، سپس ۶۰ درصد و در نهایت به سوی پیشرفتهای بیشتری ادامه یافت. این نمونه بارز نشان میدهد که حذف فیزیکی افراد کلیدی، توان پیشرفت یک برنامه ملی را متوقف نمیکند. ترور رهبران جنبش حماس مانند اسماعیل هنیه و یحیی السنوار نیز نتوانست این گروه را زمینگیر کند. حماس در این سالها همچنان فعال باقی مانده است.
در جنگ رمضان، شلیک چندین موج موشک به سرزمینهای اشغالی، هرچند بدون فرماندهی شهید حاجیزاده انجام شد، اما نمایانگر کارایی و پایداری توان نظامی ایران بود. ترور سردارانی همچون شهید طهرانیمقدم و دیگران، نتوانست توسعه کمی و کیفی موشکهای ایران را متوقف کند. روند پیشرفت تنوع و قدرت موشکی ایران همچنان ادامه داشته و دارد و این نشان میدهد که سیاست ترور صرفا در کوتاهمدت یک تأثیر محدود دارد اما نمیتواند نقشی در توقف حرکت راهبردی ایران و دیگر همپیمانان آن ایفا کند.
نمونه دیگر، ترور فتحی شقاقی، بنیانگذار جنبش جهاد اسلامی فلسطین بود که آن هم نتوانست باعث انحراف یا انحلال این گروه شود و در مقابل، جهاد اسلامی با قوت بیشتری فعالیتهای خود را توسعه داد. بنابراین، مجموعه شواهد تاریخی و تحلیل روندهای کنونی بیانگر آن است که سیاست ترور، اگرچه برای رژیم صهیونیستی ابزاری قابل استفاده بوده، اما نهایتا به شکستی راهبردی منجر شده است.
این سیاست، نهتنها باعث توقف مقاومت نشده، بلکه به آن انگیزه، نیروی تازه و مشروعیت بیشتر بخشیده است. جهانیان، امروز میدانند ترور به عنوان ابزاری کوتاهمدت برای مقابله با دشمن، هرگز راهحل پایداری نبوده و در عوض، این سیاست، به برجستهتر شدن چهرههای مقاومت و تقویت عزم آنها منجر شده است. واقعیت تاریخی و سیاسی به ما میآموزد که هر تلاشی برای تضعیف و یا نابودی محور مقاومت از طریق حذف فیزیکی افراد، تنها باعث تعمیق ریشههای آن و پیشرفت آن خواهد شد.
منبع : همشهریآنلاین

















































