
همشهری آنلاین: در ابتدای فروردین امسال و در خلال جنگ تحمیلی سوم، ترامپ در تهدیدی که مصداق عینی جنایت علیه بشریت بود، از نابودی نیروگاههای بزرگ ایران گفت. فارغ از محتوای این تهدید، حالات روحی ترامپ و مقاومت غیرتمندانه آحاد کشور در این جنگ، چنین تهدیدی به وضوح نشان داد که امنیت انرژی دیگر یک مفهوم صرفا فنی یا اقتصادی نیست، بلکه به یکی از ستونهای اصلی امنیت ملی، تابآوری اقتصادی و پایداری اجتماعی کشورها تبدیل شده است.

جنگها، حملات سایبری، تنشهای منطقهای و افزایش مخاطرات اقلیمی، به ما یادآوری میکنند که ساختارهای سنتی تأمین انرژی، در برابر شوکهای بیرونی و بحرانهای غیرمنتظره، آسیبپذیرند. تجربه جنگ اخیر در ایران نیز این حقیقت را برجسته کرد که امنیت زیرساختهای انرژی و پایداری شبکه، نهتنها با نگاه تمرکزگرایانه تضمین نمیشود، بلکه نیازمند بازاندیشی جدی در معماری تولید و توزیع برق است.
ایران با برخورداری از گستره جغرافیایی وسیع، زیرساختهای فراگیر، جمعیت قابل توجه و موقعیت ژئوپلیتیکی ویژه در منطقه، ناگزیر است موضوع انرژی را فراتر از یک مسئله صنعتی ببیند. انرژی در جهان امروز، بخشی از زیرساخت حاکمیت و امنیت ملی است. هرگونه اختلال در تأمین برق، تنها به خاموشی منازل یا اختلال در فعالیت واحدهای صنعتی منتهی نمیشود، بلکه میتواند بر خدمات درمانی، سامانههای ارتباطی، حملونقل، آبرسانی، تولید، تجارت و حتی آرامش روانی جامعه اثر بگذارد.

از این منظر، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و جدی گرفتن مفهوم تولید پراکنده، بهویژه در بهرهگیری از انرژی خورشیدی و همزمان گسترش سامانههای ذخیرهساز مبتنی بر باتری، باید به عنوان یک راهبرد ملی در نظر گرفته شود؛ راهبردی که همزمان به امنیت، اقتصاد و محیط زیست پاسخ میدهد. ایران از معدود کشورهای جهان است که در کنار برخورداری از ذخایر عظیم نفت و گاز، دارای ظرفیت کمنظیر تولید برق خورشیدی نیز هست. بسیاری از مناطق مرکزی، جنوبی و شرقی کشور از بالاترین سطوح تابش خورشیدی در جهان برخوردارند و این مزیت طبیعی میتواند به یکی از مهمترین پایههای امنیت انرژی ایران در دهههای آینده تبدیل شود. فقط کافیست در نظر بگیریم کمترین پتانسیل خورشیدی کشور ما، از بیشترین پتانسیل خورشیدی اروپای غربی هم بیشتر است.
اما مزیت انرژی خورشیدی تنها در پاک بودن آن نیست. ویژگی اصلی و راهبردی این فناوری، امکان تولید پراکنده و غیرمتمرکز است. ساختار فعلی صنعت برق در ایران، مانند بسیاری از کشورهای در حال توسعه، هنوز متکی بر نیروگاههای بزرگ و شبکههای انتقال گسترده است. این مدل، در شرایط عادی کارآمد به نظر میرسد، اما در شرایط بحران، جنگ، حملات سایبری یا بلایای طبیعی، به یک نقطه آسیبپذیر تبدیل میشود. هزاران سامانه خورشیدی بر بام خانهها، مدارس، بیمارستانها، بانکها، مراکز اداری و واحدهای صنعتی، از منظر تابآوری، پدافند و امنیت، ارزشی فراتر از یک ظرفیت متمرکز دارند. چرا که این سیستم ها آسیبپذیری سیستم را کاهش میدهند و امکان ادامه خدمت را حتی در شرایط سخت فراهم میکنند.
در ادبیات نوین امنیت انرژی و پدافند غیرعامل، یکی از مهمترین اصول، توزیعپذیری زیرساختهاست. هدف پدافند غیرعامل صرفا حفاظت فیزیکی از تأسیسات نیست، بلکه تضمین استمرار خدمترسانی در شرایط تهدید و بحران است. از این منظر، توسعه نیروگاههای خورشیدی توزیعشده، نه یک انتخاب اقتصادی، بلکه یک سرمایهگذاری امنیتی است. وقتی تولید برق در نقاط مختلف جغرافیایی توزیع شود، تمرکز خطر کاهش مییابد، بازیابی شبکه آسانتر میشود و کشور در برابر سناریوهای بحرانی، انعطافپذیری بیشتری پیدا میکند. این همان معنای واقعی تابآوری است؛ یعنی سیستمی که نهتنها در برابر فشار مقاومت میکند، بلکه پس از هر شوک نیز قادر به ادامه کار است.
با این حال، انرژی خورشیدی به تنهایی پاسخ کامل نیست. هر سیاست جدی در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر، بدون ذخیرهسازهای انرژی ناقص خواهد بود. ذخیرهسازهای مبتنی بر باتری، حلقه اتصال میان تولید پاک و بهرهبرداری پایدار هستند. انرژی خورشیدی در طول روز تولید میشود، اما مصرف برق در همه ساعات یکنواخت نیست. باتریها این امکان را فراهم میکنند که انرژی در ساعات کمباری ذخیره و در ساعات اوج مصرف یا در زمان قطع شبکه آزاد شود.
در جهان امروز، کشورهایی که آیندهنگری کردهاند، بهدرستی روی ترکیب تولید برق از انرژی خورشیدی به علاوه سیستمهای ذخیرهساز مبتنی بر باتری سرمایهگذاری کردهاند. در ایران نیز بیمارستانها، مراکز داده، تأسیسات آبرسانی، مراکز مخابراتی، پایگاههای امدادی، فرودگاهها و دیگر زیرساختهای حساس میتوانند با بهرهگیری از سامانههای خورشیدی و باتری، حتی در شرایط اختلال شبکه سراسری نیز به فعالیت خود ادامه دهند.

از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که ذخیرهسازها و انرژی خورشیدی فقط ابزار امنیتی نیستند؛ آنها ابزار افزایش بهرهوری نیز هستند. صنعت برق ایران سالهاست با مسئله ناترازی، رشد تقاضا و اوجبار فصلی روبهروست. بخش مهمی از سرمایهگذاریهای سنگین نیروگاهی برای تأمین چند صد ساعت اوج مصرف در سال انجام میشود. این در حالی است که با توسعه باتریها، میتوان بخشی از انرژی تولیدی در ساعات کممصرف را ذخیره و در ساعات پیک مصرف به شبکه تزریق کرد. چنین رویکردی هم از نیاز به احداث ظرفیتهای پرهزینه جدید میکاهد و هم بهرهوری سرمایهگذاری ملی را افزایش میدهد.
امسال، همزمان با هفته محیط زیست، بیش از هر زمان دیگری باید بر پیوند میان توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و حفاظت از محیط زیست تأکید کنیم. انرژی خورشیدی با کاهش مصرف سوختهای فسیلی، کاهش انتشار آلایندهها و گازهای گلخانهای، کاهش فشار بر منابع آبی و کمک به بهبود کیفیت هوا، مستقیماً در خدمت سلامت انسان و پایداری سرزمین قرار میگیرد. در کشوری مانند ایران که همزمان با چالش آلودگی هوا، کمآبی و فرسایش منابع طبیعی روبهروست، گسترش انرژیهای پاک تنها یک انتخاب صنعتی نیست، بلکه ضرورتی برای حفظ زیستپذیری آینده کشور است.

جامعه جهانی نیز با درک همین ضرورت، در بیستوهشتمین کنفرانس تغییر اقلیم سازمان ملل متحد (COP۲۸)بر هدف سهبرابر کردن ظرفیت انرژیهای تجدیدپذیر جهان تا سال ۲۰۳۰ و دو برابر کردن نرخ بهبود بهرهوری انرژی تأکید کرد. ایران نیز اگر بخواهد جایگاه شایسته خود را در نظم جدید انرژی حفظ کند، ناگزیر است از امروز با نگاه راهبردی در این مسیر حرکت کند.
در چنین شرایطی، حضور مؤثر و هدفمند ایران در فرآیندهای بینالمللی مرتبط با انرژی و اقلیم از اهمیت ویژهای برخوردار است. به علاوه، بخش خصوصی ایران نیز باید با رویکردی فعال در گفتوگوهای جهانی حضور داشته باشد تا ضمن معرفی ظرفیتهای کمنظیر کشور در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر، از فرصتهای انتقال فناوری، جذب سرمایه و توسعه همکاریهای بینالمللی بهرهمند شود.
بر همین اساس، حضور فعال بخش خصوصی ایران در COP۳۱ میتواند فرصتی ارزشمند برای تبیین ظرفیتهای کشور، ارائه دستاوردهای ملی، توسعه همکاریهای فناورانه و مشارکت در شکلدهی به آینده انرژی منطقه باشد. امروز توسعه انرژیهای خورشیدی و سامانههای ذخیرهسازی نه فقط یک ضرورت اقتصادی یا زیستمحیطی، بلکه یک سرمایهگذاری راهبردی برای امنیت ملی، تابآوری زیرساختی و آینده پایدار ایران است؛ مسیری که میتواند همزمان امنیت، توسعه و حفاظت از محیط زیست را برای نسلهای آینده تضمین کند. این مسیر، مسیری است که منافع ملی، منافع اقتصادی و منافع زیستمحیطی را در یک نقطه به هم میرساند.

















































