
همشهری آنلاین - بهنام صدقی:
هشدار ایران، نه یک موضعگیری لفظی، بلکه اثری مستقیم در میدان گذاشت. بازدارندگی ایران، دشمن را به عقبنشینی وادار کرد.
۱. نظریه هویت واحد: مبانی تحلیل راهبردی
طرف اول: جبهه استکبار
آمریکا، رژیم صهیونیستی و برخی دولتهای عربی، هرچند در ظاهر با نامها و عناوین جداگانه شناخته میشوند، اما در واقع اضلاع یک حقیقت واحدند.
مجموعهای همماهیت که تفاوت میان اجزای آن، نه در اصل هویت، بلکه تنها در اندازه سهم و نقشی است که در این ساختار مشترک و خصمانه بر عهده گرفتهاند.
اصل راهبردی: هرگونه تفکیک محاسباتی میان آمریکا، اسرائیل و دولتهای عربی همسو با آنان، خطایی راهبردی است که میتواند درک واقعیت میدان را مخدوش کند.
طرف دوم: جبهه مقاومت
جمهوری اسلامی ایران، حزبالله لبنان و دیگر اضلاع جبهه مقاومت در یمن، عراق و فلسطین، تجلی یک هویت بههمپیوسته و یکپارچهاند.
هویتی که باید در تحلیل تحولات منطقه، بهصورت منسجم و غیرقابل تفکیک فهم شود.
۲. کاربست عملی هویت واحد توسط دشمن در جنگ اخیر
آنچه دشمن انجام داد
آمریکا و متحدانش در جریان جنگ اخیر، منطق «هویت واحد» را بهروشنی در میدان عمل به کار گرفتند.
بازوهای مختلف جبهه مقاومت، بهویژه حزبالله لبنان، مقاومت فلسطین و جریانهای مقاومت عراق، بیرون از چارچوبهای اعلامی آتشبس تعریف شدند.
هیچ فرصتی برای هدف قرار دادن آنها از دست نرفت.
شاهد میدانی
تداوم حملات گسترده و بیوقفه رژیم صهیونیستی به لبنان، خود گواهی روشن بر همین رویکرد است.
کمبود راهبردی در سوی مقابل
به نظر میرسد در سوی مقابل، این قاعده آنگونه که باید و شاید در سطح اقدام و محاسبه عملیاتی به کار گرفته نشده است.
۳. تعریف دقیق اضلاع دشمن: چرا تفکیک خطاست
رژیم صهیونیستی
رژیم صهیونیستی، بدون پشتیبانی، هدایت و اراده آمریکا، فاقد استقلال در تصمیمگیریهای کلان خود است.
دولتهای عربی همسو
برخی دولتهای عربیِ همسو نیز چیزی جز بازوهای اجرایی همان پروژه مشترک نیستند.
اصل محاسباتی
جنایات آنان علیه ایران، حزبالله و دیگر نیروهای مقاومت را نمیتوان مستقل از اراده و طراحی آمریکا تحلیل کرد.
۴. هشدار راهبردی سردار عبداللهی
فرمانده صادرکننده هشدار
سردار عبداللهی، فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء (ص)
متن هشدار
جنایات رژیم صهیونیستی علیه حزبالله لبنان و هرگونه تعرض احتمالی به ضاحیه و بیروت، بیپاسخ نخواهد ماند.
اخطار مستقیم به شهرکنشینان
در صورت عملی شدن تهدید بمباران ضاحیه و بیروت، ساکنان بخشهای شمالی و شهرکهای نظامی در سرزمینهای اشغالی باید منطقه را ترک کنند، اگر نمیخواهند در معرض آسیب قرار گیرند.
اهمیت راهبردی هشدار
حزبالله لبنان نه یک بازیگر منفصل، بلکه بخشی ریشهدار از منظومه مقاومت و یکی از امتدادهای راهبردی انقلاب اسلامی است.
جریانی که نمیتوان آن را جدا از پیکره اصلی این جبهه تصور کرد.
۵. نتیجه میدانی هشدار: آمریکا عقب نشست
گزارش شبکه تلویزیونی رژیم صهیونیستی
شبکه تلویزیونی رژیم صهیونیستی به نقل از یک منبع آگاه اعلام کرد:
اسرائیل قصد داشت حملهای گسترده را به حومه جنوبی بیروت انجام دهد، اما در واپسین لحظه، به دلیل مداخله آمریکا، این عملیات به تعویق افتاد.
گزارش شبکه کان
شبکه «کان» در ادامه گزارش داد:
پس از تماس ترامپ و نتانیاهو، حمله به بیروت فعلاً متوقف شده است.
تحلیل نهایی
معنای روشن این تحولات آن است که پس از هشدار ایران، آمریکا ناچار شد رژیم صهیونیستی را از اجرای حمله بازدارد.
آنچه طرح حمله به بیروت را متوقف کرد، نه تغییر محاسبات تلآویو از سر اختیار، بلکه هراس از تبعات پاسخی بود که ایران و جبهه مقاومت درباره آن هشدار داده بودند.
این توقف، بیش از هر چیز، نشانه اثرگذاری بازدارندگی ایران و عقبنشینی اجباری طرف مقابل در برابر پیام صریح مقاومت است.
۶. جمعبندی: زنجیره علت و معلول
حلقه اول: نظریه هویت واحد
آمریکا، اسرائیل و دولتهای عربی همسو، یک واحدند. ایران و جبهه مقاومت نیز یک واحدند. تفکیک میان آنها خطای راهبردی است.
حلقه دوم: کاربست عملی توسط دشمن
دشمن بازوهای مقاومت را بیرون از آتشبس تعریف کرد و بیوقفه به آنها حمله کرد. بهویژه حملات گسترده به حزبالله لبنان.
حلقه سوم: هشدار قاطع ایران
سردار عبداللهی: حمله به ضاحیه و بیروت بیپاسخ نمیماند. ساکنان شمال سرزمینهای اشغالی منطقه را ترک کنند.
حلقه چهارم: عقبنشینی فوری دشمن
اسرائیل قصد حمله گسترده به بیروت را داشت. آمریکا پس از تماس ترامپ و نتانیاهو، حمله را متوقف کرد.

















































