خبرگزاری ایلنا / ۱۴۰۴/۱۲/۲۹

گوشه‌ای از خاطرات رهبر انقلاب درباره رهبر شهید

​رهبر انقلاب سال‌ها قبل گفت‌وگویی درباره آیت الله سید جواد خامنه‌ای و رهبر شهید داشته‌اند و در آن به ذکر نکات قابل توجهی از زندگی شخصی ایشان پرداخته‌اند.
گوشه‌ای از خاطرات رهبر انقلاب درباره رهبر شهید

به گزارش ایلنا، پایگاه خبری مقام معظم رهبری اقدام به انتشار مصاحبه‌ای از آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای درباره منش پدر شهیدش حضرت آیت الله سیدعلی خامنه‌ای پرداخته است 

متن این گفت‌وگو به نقل از KHAMENEI.IR در ادامه می‌آید.  

«آنچه از نظر می‌گذرانید، بخش‌هایی از تنها مصاحبه‌ی رهبر انقلاب، حضرت آیت‌الله سیّدمجتبیٰ حسینی خامنه‌ای (دام‌ظلّه)   است. ایشان در همه‌ی این سال‌ها از حضور در رسانه‌ها و انجام هر گونه مصاحبه پرهیز داشتند و در این مورد استثنایی نیز که در آستانه‌ی برگزاری نکوداشت مقام علمی و معنوی آیت‌الله سیّدجواد خامنه‌ای (رحمه‌الله)  روی داد، صرفاً به قصد اداء حق و تجلیل شخصیّت مرحوم آیت‌الله سیّدجواد خامنه‌ای حاضر به انجام این مصاحبه شدند. در زمان انجام این مصاحبه ــ یعنی نیمه‌ی سال ۱۴۰۰ ــ که ساعاتی به طول انجامید، در ضمن گفت‌وگو درباره‌ی مرحوم آیت‌الله سیّدجواد خامنه‌ای، سخن از موضوعات مختلفی از جمله خاطرات شخصی و همچنین برخی ویژگی‌های ممتاز و بی‌بدیل رهبر شهید انقلاب نیز به میان آمد که البتّه ایشان ضمن پاسخ به سؤالات، متذکّر می‌شدند که موضوع اصلی این گفت‌وگو درباره‌ی آن عالم ربّانی و پرهیزگار است و مسیر سخن را به جریان اصلی آن بازمی‌گرداندند و ازاین‌رو، اساساً در مقام شرح و تبیین ابعاد شخصیّتی رهبر شهید انقلاب نبودند. بااین‌حال، گفتنی‌هایی در این مصاحبه ثبت شده که بسیار خواندنی و شایان توجّه است؛ لذا بخش‌هایی از این مصاحبه را که عمدتاً درباره‌ی رهبر شهید انقلاب بوده، برای مطالعه‌ی مخاطبان رسانه‌ی KHAMENEI.IR برگزیده‌ایم.  متن کامل این مصاحبه در ویژه‌نامه‌ی نکوداشت آیت‌الله سیّدجواد خامنه‌ای (قدّس سرّه) با عنوان «صحیفه‌ی پارسایی»، توسّط انتشارات انقلاب اسلامی منتشر خواهد شد؛ ان‌شاءالله.»

 یکی از نکاتی که در خاطرات شفاهی عموها و اخوی‌های جنابعالی وجود دارد، علاقه‌ و اُنس ویژه‌ی مرحوم آیت‌الله سیّدجواد با حضرت آقا است؛ شما هم نکته‌ای دراین‌باره به ذهن دارید؟

 حضرت آقا رابطه‌ی بسیار عاطفی و نزدیکی با پدرشان داشتند. البتّه معمولاً پدرها و فرزندان رابطه‌ی عاطفی نزدیکی با هم دارند، امّا همان‌طور که اشاره کردید، به نظر می‌رسد رابطه‌ی مرحوم آقا با پدرم یک رابطه‌ی صرفاً عاطفی محض نبوده، بلکه انگار چیزی فراتر بوده است. شاید دلیل عمده‌ی آن هم به کارهایی برمی‌گردد که پدرم انجام داده بودند و، به اصطلاحِ رایج، در چشم مرحوم آقا گل کرده بودند. فرض کنید ظاهراً ایشان در سنّ خیلی کم، دو شاگرد پیدا می‌کنند که آن‌ها آدم‌های بزرگسال بودند و می‌آمدند پیش ایشان درس می‌گرفتند و گویا یکی از همان افراد می‌آید و از ایشان دعوت می‌کند که در یک مجلس روضه‌ی زنانه مسئله بگوید. آن زمان در مجالس، مسئله‌گو حضور پیدا می‌کرد و از روی کتاب‌هایی که به شکل سؤال‌وجواب بود، مسئله می‌گفت. هنوز رساله‌های توضیح‌المسائل به شکل امروزی باب نشده بوده؛ این مدل رساله ظاهراً از زمان آقای بروجردی باب می‌شود. من خودم نیز از کتاب‌های جدّ مادری‌مان، دو کتاب سؤال‌وجواب داشتم ــ به‌هرحال، ایشان کاسب و بازاری بود و از این کتاب‌ها داشت ــ یکی سؤال‌وجواب مرحوم آقا سیّدابوالحسن و یکی هم مربوط به آقا شیخ عبدالکریم حائری. گویا ایشان یکی از همان کتاب‌های سؤال‌وجواب را از مرحوم پدرشان می‌گیرند و پدرشان ایشان را توجیه می‌کنند و می‌روند و از پس این قضیّه هم به‌خوبی برمی‌آیند. آن زمان، پدرم حدود دوازده سیزده سال داشتند. لذا این حالت‌ها نیز طبیعتاً در ذهن مرحوم آقا اثر داشته است.

نکته‌ی دیگر، جنبه‌ی علمی بارز آقا در آن سنّ کم بود. طبیعتاً بُروز استعداد علمی پدرم در این ذهنیّت مرحوم آقا اثر داشته است. ظاهراً وقتی مرحوم آقا به پدرم «شرح لمعه» درس می‌دادند و حاضرجوابیِ درسیِ آقا را می‌بینند، می‌گویند که علی آقا مجتهد است. البتّه طبعاً چنین تعبیری در آن سن، بیانگر تصدیق اجتهاد به معنای متداول آن نبوده، چون بالاخره آقا سال‌ها زحمت کشیدند و پای درس بسیاری از بزرگان رفتند؛ این تعبیر، در واقع، نوعی تمجید و تحسین بوده که مرحوم آقا از وضعیّت علمی پدرم داشتند و منظورشان این بوده که این دست‌فرمان را اگر ایشان پیگیری کند، علی‌القاعده در زمان کوتاهی به اجتهاد متداول منتهی می‌شود.

به‌علاوه، ایشان نسبت به پدرشان اطاعت بارز و همراهی‌هایی در امور دیگر مثل حرم رفتن‌های مرحوم آقا داشتند. ظاهراً گاهی اوقات که مرحوم آقا به حرم مشرّف می‌شدند، پدرم نیز در ایّام نوجوانی با ایشان همراهی می‌کردند؛ در طول مسیر، بعضی‌ها با مرحوم آقا سلام و احوالپرسی می‌کردند که ایشان مشغول نافله یا ذکری بودند و پدرم جواب سلام افراد را می‌دادند. مرحوم آقا به نوافل و مستحبّات خیلی مقیّد بودند. پدرم نقل می‌کنند که زیارت جامعه‌ی کبیره را آن‌قدر در زیارت‌های همراه با مرحوم آقا خوانده بودند که خودشان هم حفظ شده بودند.

به‌هرحال، برای پدرم نسبت به دیگر فرزندان فرصت خوبی برای خدمت به پدرشان فراهم می‌شود. مثلاً ایشان مقیّد بودند که هر روز به خانه‌ی پدرشان بروند و با مرحوم آقا گعده می‌کردند و برایشان کتاب می‌خواندند و بحث و گفت‌وگو داشتند. کلّاً به جهت همین فضای طلبگی، بین آن‌ها هم‌زبانیِ بیشتری بوده و این یعنی غیر از آن عواطف، یک بسترِ طبیعیِ این‌چنینی هم وجود داشته است.

یک خاطره‌ای را آقا خودشان از زمان ریاست جمهوری برایمان تعریف می‌کردند. خب عادت آقا این بود که به صورت مستمر، هر چند روز یک بار، با والدینشان تماس تلفنی می‌گرفتند و صحبت و احوالپرسی می‌کردند. یکی از روزها، آقا چند دقیقه‌ای با ایشان صحبت کردند و بعد خداحافظی کردند، مرحوم آقا هم خداحافظی کردند. بعد با این تصوّر که آقا گوشی را گذاشته‌اند، خیلی آرام ــ که انگار دارند با خودشان صحبت می‌کنند ــ با همان لهجه‌ی شیرین ترکی گفتند «قربانت علی». ایشان تصوّر می‌کردند که آقا گوشی را گذاشته‌اند، ولی آقا هنوز گوشی را نگه داشته بودند و این جمله را شنیده بودند.

در مجموع، این حالت‌ها جدای از رابطه‌ی پدر و فرزندی باعث اثراتی می‌شود؛ همه‌ی این موارد، در رابطه‌ی عاطفی ایشان مؤثّر بوده است.

البتّه از همه مهم‌تر ماجرای معروف نابینایی مرحوم آقا است که آقا به خاطر پدرشان تحصیل در قم را ترک کردند و آمدند مشهد؛ این هم حتماً اثر زیادی بر رابطه‌ی عاطفی بین آقا و پدرشان داشته است. در اوایل دهه‌ی ۴۰، چشم پدربزرگ ما دچار همان بیماری‌های آب‌مروارید و آب‌سیاه شد که خطرناک بود و لازم بود یک نفر در کنار ایشان باشد و کمک و رسیدگی و پیگیری نماید. خب عمو محمّدِ ما تازه ازدواج کرده بودند و سرِ زندگی رفته بودند. عمّه‌مان هم که از عمو هادی بزرگ‌تر بود، در آن ایّام نوجوان بود. پسران کوچک‌تر مانند عموهادی‌آقا هم که سنّشان کم بوده است. بنابراین، طبیعتاً اوّلین کسی که می‌توانسته این کار را بکند آقا بودند. ایشان امّا در آن زمان قم بودند و به لحاظ علمی و حوزوی وضع خیلی خوبی داشتند و درس‌هایشان را با جدّیّت می‌خواندند. ایشان قبل از آن، در قم، در درس‌های مختلفی از جمله درس‌های آقای بروجردی شرکت می‌کردند؛ حتّی گویا جزوه‌ی ایشان در درس آقای بروجردی، از جزوات منتخب شده و تقدیر و تحسینی هم دریافت می‌کنند. درس مرحوم امام و مرحوم داماد هم می‌رفتند و خیلی هم علاقه داشتند. درس امام جزو درس‌های شلوغ بوده و آقا علاقه‌ی فراوانی به این درس داشتند. درس آقای داماد به آن شلوغی نبوده، امّا به‌هرحال درسی عمیق بوده است. درس مرحوم آقا مرتضیٰ حائری نیز بسیار کم‌تعداد بوده و ظاهراً در دوره‌ای، تنها منحصر به خود آقا بوده است؛ یعنی درس یک‌نفره داشتند. مرحوم آقای حائری هم به آقا علاقه داشتند. حاج شیخ مرتضیٰ به دلیل علاقه‌شان به پدرم، جزوات خودشان را می‌دادند به ایشان که استفاده کنند. وقتی آقا بنا را بر برگشت به مشهد می‌گذارند، برخی از اساتیدشان از جمله مرحوم حاج آقا مرتضیٰ به رفتن ایشان راضی نبودند. البتّه بعضی از فضلای قم در تحسین ایشان می‌گویند فلانی یا رئیس کل می‌شود یا رئیس خراسان که منظور از «رئیس»، همان مرجعیّت بوده است. این مسائل نشانگر میزان رشد و ارتقاء علمی حضرت آقا در قم بوده است. لذا ایشان مردّد بودند که باید چه کاری را انجام دهند. از طرف دیگر، وضع پدرشان بود و در قبال پدر، احساس مسئولیّت می‌کردند. در همان ایّام، یک روز آقا به تهران می‌آیند و به منزل مرحوم آقا ضیاء آملی، پسر آشیخ محمّدتقی آملی که با هم ارتباط و رفاقت داشتند، می‌روند. آقا می‌گویند که من هرچه نگاه می‌کنم، می‌بینم دنیا و آخرت من در قم است و از طرف دیگر، وضع پدر من آن‌گونه است. مرحوم آقا ضیاء می‌گویند که اگر خدا بخواهد، دنیا و آخرت شما را در همان مشهد درست می‌کند. آقا می‌گفتند تا این جمله را گفتند، من دیدم عجب! من که خودم این را می‌دانستم، امّا چرا به این مطلب توجّه نداشتم. لذا همان جا بسیار راحت تصمیم به بازگشت به مشهد می‌گیرند. جالب آنکه بعد از این تصمیم، درها یکی‌یکی به روی آقا باز می‌شود، از لحاظ تدریس، از لحاظ مسجد و منبر و مانند این‌ها.

 بعد از این ماجرا بود که فعّالیّت‌های تبلیغی آقا در مساجد مشهد اوج می‌گیرد؟

 بله؛ مثلاً از زمانی که من به یاد دارم، ایشان در دو مسجد فعّالیّت داشتند: یکی مسجد کرامت بود که به‌نوعی مرکزیّت داشت و دیگری مسجد امام حسن که بعدها توسعه پیدا کرد. مسجد امام حسن یکی از مراکز مهمّ تجمّعات مبارزان در مقدّمه‌ی انقلاب، یعنی کانون مبارزه‌ی طلّاب و دانشجویانِ فعّال بود. یکی از صحنه‌هایی که مکرّر اتّفاق می‌افتاد و هنوز به یادم دارم، صحنه‌ای است که آقا ایستاده در حال سخنرانی بودند و عدّه‌ی زیادی از افراد، ضبط‌صوت‌ها را روی دست گرفته و بالا آورده‌ بودند که صدای ایشان را ضبط کنند؛ بعد از سخنرانی هم افراد، دُور آقا جمع می‌شدند و خیلی شلوغ می‌شد.

 یعنی خود همین بازگشت آقا به مشهد به خاطر پدرشان، زمینه‌ی توفیقات ایشان هم می‌شود.

 طبیعتاً این خدمات بی‌جواب نمی‌ماند و به هر ترتیب، آن اقدامی که آقا در نسبت با پدرشان کردند، حتّی اگر مرحوم آقا هم به آن توجّهی نمی‌داشتند ــ که داشتند ــ تکویناً اثر خودش را در زندگی آقا می‌گذاشت، که گذاشت. البتّه آثار این خدمت به پدر و مادر هم در هر کسی ممکن است متفاوت باشد. مثلاً عمو حسنِ ما وقتی همه باید می‌آمدند تهران، کنار مرحوم آقا و خانم در مشهد ماندند؛ خود ایشان می‌گفت که اثر آن خدمت به پدر و مادر این بود که من زندگی خیلی باآسایش و آرامی دارم.

 رابطه‌ی علمی رهبر معظّم انقلاب با مرحوم آیت‌الله سیّدجواد خامنه‌ای چگونه بوده؟ لطفاً قدری از مراوده‌ی علمی ایشان با پدرشان نیز بفرمایید.

 ظاهراً ابتدا مرحوم آقا به عموی ما آقا سیّدمحمّدآقا یک درس می‌گفتند و به پدرم درس سطح پایین‌تری را می‌گفتند که بعد از مدّتی، درس این دو نفر یکی می‌شود و با هم «شرح لمعه» را نزد مرحوم آقا می‌خوانند. پدرم می‌گفتند در دوره‌ای وقتی من از درس آقای میلانی برمی‌گشتم، مرحوم آقا هم از نماز حرم برمی‌گشت و ما در راه به هم می‌رسیدیم. مرحوم آقا از من سؤال می‌پرسیدند که آقای میلانی امروز در درس چه گفت، من شروع به تقریر درس آقای میلانی می‌کردم و ایشان نیز نکاتی در تکمیل یا توضیح می‌گفتند. البتّه مرحوم آقا این کار را روی حساب می‌کردند تا پدرم بلافاصله بعد از آن درس مهم، یک نوع مباحثه‌ با یک فرد ارشد داشته باشند و نکاتی را بگویند. این فرایند، بسیار مؤثّر است و مطلب را در ذهن حک می‌کند و اگر مستمر انجام شود، اثرات بسیار مهم و فراوانی دارد. گویا این برنامه هم مدّتی استمرار داشته است.

آقا گاهی در همان سنین، در مباحثه‌های علمی پدرشان مشارکت می‌کردند و نظر هم می‌دادند که خاطراتی هم از این مشارکت‌ها هست. مثلاً یک بار ایشان به همراه پدرشان به منزل آقا سیّدهاشم رفته بودند. آنجا مرحوم آقا سیّدهاشم یک بحث علمی مطرح می‌کند و پدرم با ایشان بحث می‌کند. وقتی خارج می‌شوند، مرحوم آقا به پدرم می‌گویند که شما چرا این‌جوری کردید و با ایشان بحث کردید. البتّه مرحوم آقا به محتوای کلام پدرم اشکال نکرده بودند، بلکه به نحوه‌ی مواجهه با مرحوم آقا سیّدهاشم خرده گرفته بودند. یک بار من از پدرم سؤال کردم که آقا سیّدهاشم شاگرد آقای نائینی بوده، مرحوم آقا نیز شاگرد ایشان بوده؛ آیا شما از نظر علمی این دو نفر را با هم مقایسه کرده‌اید؟ پدرم گفتند که بعضی‌ها معتقد بودند که مرحوم آقا خیلی با آقا سیّدهاشم تفاوت دارد و از نظر علمی بالاتر است و ترجیح دارد. البتّه به لحاظ سنّی، آقا سیّدهاشم ده سال بزرگ‌تر و هم‌سنّ مرحوم آقای حکیم بودند و بنا به گفته‌ی مرحوم آقای واعظ‌زاده، دوره‌ای هم با آقای حکیم در نجف هم‌بحث بودند.

یک وقتی هم آقا درباره‌ی پدرشان می‌فرمودند که مرحوم آقا تا همان آخر هم به مطالعه و به‌خصوص مطالعه‌ی فقه خیلی علاقه داشتند و یکی از خصوصیّات اخلاقی خوبشان این بود که وقتی مثلاً به ما «کفایه» می‌گفتند، گاهی پیش می‌آمد که بگویند اینجا را اشتباه گفتم. آدم‌ها معمولاً این کار را نمی‌کنند؛ مثلاً روی منبر گاهی اوقات که اشتباه می‌کنند، با شیوه‌ای نامحسوس برای مردم، حرف خطا را به صحیح منتقل می‌کنند. خب در تدریس و مانند این‌ها، این کار سختی است که آدم به اشتباهش اعتراف کند؛ یعنی کسی بخواهد از این کارها بکند، اعتبارش زود از دست می‌رود و معمولاً این کار را نمی‌کنند و حتّی ممکن است یک منطقی هم برای اشتباهشان درست کنند.

 سؤالی که می‌خواهم بپرسم، بیشتر تحلیلی است تا خاطره. با توجّه به موضوعاتی که فرمودید، به نظر شما حضرت آقا در چه ویژگی‌هایی از ابوی‌شان متأثّرند؟

 پاسخ به این سؤال کمی سخت است؛ احتمالاً التزام ایشان به نوافل و این موارد، به پدرشان برمی‌گردد.

 اگر بخواهم سؤالم را دقیق‌تر بگویم، ‌منظورم «شباهت» بود؛ به نظر شما چه شباهت‌هایی بین این دو بزرگوار وجود دارد؟

 یکی‌اش شاید زهد آقا باشد. این توضیح لازم است که باید گفت مرحوم آقا زاهد بودند و حتّی فقیر بودند. البتّه این‌طور نبوده که مرحوم جدّمان از روی بیچارگی زاهد شده باشد. زهد حضرت آقا هم کاملاً زهد انتخابی است. ایشان دریافت مالی به عنوان حقوق مرسوم ندارند؛ یعنی اصلاً حقوق نمی‌گیرند. مثلاً من یک وقتی می‌خواستم مبلغی را احتیاطاً از طرف خودم به دفتر بدهم، یکی از برادرهای دفتر گفت که آقا همین تازگی فلان قدر برای تصرّفات خودشان داده‌اند؛ خب از بیت‌المال که برنمی‌دارند بدهند به بیت‌المال، از همین نذوراتی است که افراد برای شخص ایشان انجام می‌دهند.

غیر از نذورات، هدایایی که افراد از سر عشق و علاقه برای شخص آقا می‌آورند هم به همین نحو است. مثلاً در یک مورد، حدود سی سال پیش، برادران یمن یک ظرف حلبی بزرگ از نگین‌های عقیق یمنی برای ایشان آوردند؛ در کنار این، چند جعبه که نگین‌های خاص را در آن گذاشته بودند هم آوردند که کسانی که عقیق‌شناس بودند می‌گفتند قیمت آن‌ها خیلی زیاد است؛ امّا بااین‌حال، ایشان همه‌ی آن نگین‌ها را به دیگران داد. یا یک کسی عبایی برای آقا آورده بود که بسیار لطیف و گران‌قیمت بود؛ آقا آن را دادند که بفروشند و با پول آن، ‌ تعدادی عبا تهیّه کردند و به اشخاص مختلف هدیه دادند. مسائل مادّی اصلاً برای حضرت آقا اهمّیّت نداشته است و در عین تمکّن بالایی که دارند و با انواع و اقسام محامل شرعی می‌توانند بهره‌مند باشند، امّا هرگز استفاده نمی‌کنند.

پدرم معمولاً هدایای ارزشمندی را که به شخص ایشان اهدا می‌کنند، به آستان قدس رضوی می‌دهند. کتاب‌های خطّی بسیار زیادی به آقا هدیه می‌شود که ایشان نوعاً آن‌ها را به آستان قدس می‌سپارند. یکی از اساتید بزرگ و معاصر خط برای ایشان یک دیوان حافظ به خطّ شکسته‌ی نستعلیقِ وصال شیرازی فرستاد که بسیار زیبا بود؛ من قصد داشتم آن را به یک نفر نشان دهم که دیدم نیست؛ در نهایت، معلوم شد آقا آن را مانند بقیّه‌ی موارد خوب و زیبا به آستان قدس داده‌اند و اصلاً خودشان استفاده و تصرّف نمی‌کنند. کلّاً چیزهای نفیس و خوب را آقا می‌دهند آنجا.

همین جا بگذارید خاطره‌ای برایتان بگویم. من در کودکی از کلمه‌ی «فقیر» بدم می‌آمد. خب بچّه بودم و تصوّرم از «فقیر» مثلاً کسی بود که گوشه‌ی خیابان می‌نشیند و گدایی می‌کند. آن زمان هنوز انقلاب پیروز نشده بود و من کلاس دوّم دبستان بودم و مشهد زندگی می‌کردیم، در همین خانه‌ای که الان هم هست. یادم هست در گوشه‌ای از همان خانه، مقداری بسته‌های آذوقه و روغن‌نباتی بود. ما، یعنی سه فرزند و پدر و مادر، نشسته بودیم و در حال صحبت بودیم که آقا در میان کلام گفتند که من افتخار می‌کنم که فقیر هستم! تا این را آقا گفتند، این‌قدر این جمله برای من ضرب داشت که یک‌دفعه گویا تصوّرم نسبت به «فقر» عوض شد، به طوری که تا الان هم همین‌جوری هستم. این به‌نوعی نشانه‌ی بی‌تعلّق بودن ایشان به دنیا از همان اوایل زندگی و تارک بودن ایشان است.

 آقا در مصاحبه‌ای در اوایل پیروزی انقلاب می‌گویند که من چون نمی‌خواهم فقرنمایی بشود، خاطرات زندگی خودم را نمی‌گویم و عبور می‌کنند. اگر صلاح می‌دانید، شما قدری دراین‌باره توضیح بفرمایید.

 ایشان اصلاً اجازه نمی‌دهند زندگی‌شان دچار زرق‌وبرق شود. مثلاً وسایل زندگی ایشان بسیار ساده است. فرض کنید اجاق‌گاز خانه‌ی ایشان از همین اجاق‌های سه‌شعله‌ی قدیمیِ رومیزی است که من چند بار از والده خواهش کردم که این را عوض کنید. والده هم در این جهت واقعاً از آقا کمتر نیستند. هنوز اجاق‌گازشان همان سه‌شعله‌ی قدیمی است که روی میز می‌گذارند! مادر، به رغم اصرارهای زیاد ما، آخر هم قبول نکردند و گفتند اصلاً نمی‌شود.

تا چند سالِ گذشته، تلویزیون منزل آقا از همان قدیمی‌ها بود. یک دستگاهِ گیرنده، به قیمت آن موقع، حدود پنجاه هزار تومان تهیّه شد و من آمدم که آن را به تلویزیون وصل کنم. آقا سر نماز بودند. دیدم این تلویزیون این‌قدر قدیمی است که اصلاً جای فیش آن دستگاه را ندارد! تلویزیون خود ما هم قدیمی است، امّا جای فیش آن را دارد. ما فکر این را نکرده بودیم که این‌ دستگاه این‌قدر قدیمی باشد که جای فیش ورودی از دستگاه را نداشته باشد. بعد از آن، دیگر آن تلویزیون واقعاً از حیّز انتفاع ساقط شد و بعد از چند سال از همین تلویزیون‌های معمولی که حالاها معمول شده و چند کانال را می‌گیرد، به خانه‌ی آقا آمد.

مورد دیگر مثلاً این است که آقا از سال ۸۰ به دلیل کمردرد مجبورند به تجویز دکتر روی صندلی بنشینند. ایشان حتّی بین دو نماز باید روی صندلی بنشینند و تقریباً نشستن روی زمین ندارند و والده هم مشکل کمردرد دارند. امّا صندلی‌ و میزی که در خانه‌ی آقا وجود دارد، پلاستیکی است؛ مثل مغازه‌هایی که می‌خواهند بدون هیچ هزینه‌ی اضافه‌ای صندلی چوبی یا آهنی نخرند، ولی صندلی هم داشته باشند. لذا تعدادی از همین صندلی‌های پلاستیکی خریده‌اند و گوشه‌ای در اتاقِ پشتیِ منزل روی هم گذاشته‌اند برای مهمان‌ها که در مواقع نیاز به تعداد بیشتر، دُور اتاق چیده می‌شود.

از این دست وسایل قدیمی، می‌توان به تخت آقا اشاره کرد. تختی که آقا الان روی آن می‌خوابند، همان تختی است که از سال ۶۰، یعنی از زمان ترور و جراحت و آسیب ناشی از آن، روی این تخت خوابیده‌اند و الان چهل سال است که از آن استفاده می‌کنند. اگر یک نفر یک قلم و کاغذ بردارد، شاید بتواند بیش از پانزده مورد از این وسایل قدیمی را فهرست کند. والده نیز در این جهت بسیار مؤثّر بوده‌اند؛ ایشان هم پابه‌پای آقا در تمام این سال‌ها بوده‌اند.

 غیر از این ویژگی زهد، دیگر چه شباهت‌هایی بین حضرت آقا با پدر و مادرشان وجود دارد؟

 پدرم، با وجود فهم سیاسی و تجارب متراکم و دقّت‌هایی که در جزئیّات دارند، صفا و صمیمیّت خاصّی هم دارند. امروز ۴٢ سال از انقلاب می‌گذرد و شاید بیش از پانزده سال نیز قبل از انقلاب، این مبارزات ادامه داشته است و در نتیجه، ایشان تجارب و تشخیص‌های مختلفی دارند؛ امّا با وجود این، صفای خاصّی دارند. صفا به معنی صدق. این شاید به آن دو بزرگوار، یعنی خانم و آقا، برمی‌گردد؛ زیرا آن‌ها نیز همین صفا را داشتند.

از جلوه‌های این صدق، صراحت لهجه است. من این حالت صراحت را در خانم دیده‌ام؛ مثلاً اگر کسی غیبت می‌کرد، صراحتاً به او می‌گفتند غیبت نکنید یا آن حرف را قطع می‌کردند. یادم هست من بچّه بودم و با ایشان و مادرم و بعضی دیگر به روضه‌ای در ابتدای خیابان احمدآباد می‌رفتیم. آنجا برخی از فرزندان صاحبخانه یا مهمانان دیگر بی‌حجاب بودند. خانم همان جا با یک‌یکِ آن بچّه‌ها با لحن ملایم و با «دخترم» و الفاظی مانند آن شروع کرد به صحبت‌کردن و پیگیر ماجرا شد، به طوری که همان جا چادر به سر کردند؛ در حالی که نه مرحوم خانم فرد منسوب به قدرتی بود و نه پشتوانه‌ی دیگری از این قبیل داشتند.

در یک مورد دیگر مثلاً خانم به تهران آمده بودند و بعضی از خانم‌های شخصیّت‌ها که مطّلع می‌شدند، از طریق والده‌ی ما ایشان را به مهمانی زنانه دعوت می‌کردند. در یکی از آن مهمانی‌ها که در منزل یکی از شخصیّت‌های مهم بود، آن‌ها برای پذیرایی عصرانه چند نوع غذا درست کرده بودند. امّا این موارد از نظر فرهنگ ما و به‌ویژه مرحوم خانم زیاد بود و ایشان بعد از مجلس و به طور خصوصی تذکّر می‌دهد که خیلی اسراف کرده‌اید و چرا اسراف می‌کنید. خانم در بحث امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر بسیار صریح بودند و این صراحت در پدرم نیز وجود دارد. مثلاً وقتی آقا ایرانشهر تبعید بودند، یک بار رفته بودیم ملاقات ایشان. من کلاس سوّم دبستان بودم، ماه رمضان بود و هوا هم گرم. من می‌خواستم کتاب بخوانم، امّا کتابی نداشتم. آقا آن موقع کلید سه تا کتابخانه‌ی شهر را داشتند، با هم رفتیم که کتاب انتخاب کنیم. در مسیر، جوانی را دیدیم که داشت علناً ساندویچ می‌خورد؛ آقا همان جا به او تذکّر دادند. حالا تصوّر کنید که آقا در آن شهر تبعید بودند، امّا باز هم دست از نهی‌ازمنکر برنداشته بودند.

 علاقه‌ی زیاد آقا به کتاب و کتاب‌خوانی چطور؟ آیا این هم به نظر شما یک ویژگی وراثتی است؟

 خب هم پدر و هم مادر آقا هر دو اهل مطالعه بودند. پدرشان که معلوم است، مادرشان نیز اهل ‌مطالعه بودند و حتّی فکر کنم از خود خانم شنیده بودم که من بیشتر از آقا ــ یعنی پدربزرگ ما ــ حدیث بلدم؛ شاید منظورشان همین تسلّط به مسائل مختلف بوده و اینکه مثلاً مرحوم آقا فقه بلد هستند و ایشان حدیث بلدند. امّا بااین‌حال، به نظرم این علاقه به کتاب و مطالعه در این حدّی که آقا دارند، می‌توان گفت ذاتیِ خودشان است.

جالب است بدانید آقا وقتی که دوازده‌ سیزده سالشان بود، گاهی می‌رفتند در این مغازه‌هایی که کتاب‌های فرسوده و کهنه داشتند، می‌گشتند و از بین آن‌ها کتاب‌هایی را که به‌دردبخور بود انتخاب می‌کردند، بعد خودشان آن‌ها را صحّافی می‌کردند و برمی‌داشتند برای مطالعه. من الان یک کتاب «نصاب‌الصّبیان» دارم که مال همان ایّام است و آقا خودشان آن را صحّافی کرده‌اند. کتاب «نصاب‌الصّبیان» شاید اوّلین کتاب تحصیلی حساب بشود و من آن را از کتب صحّافی‌شده‌ی خود آقا دارم. یک بار به یکی از خدمه‌ی دفتر که برای مرتّب‌سازی اتاق به من کمک می‌کرد، این را توضیح دادم که مثلاً آقا هزینه‌ی تهیّه‌ی کتاب نداشتند و از میان آن کتاب‌ها که ارزان‌تر بود، این‌ها را جمع می‌کردند و صحّافی می‌کردند. وقتی این‌ها را توضیح می‌دادم، او به‌شدّت متأثّر شده بود.

بنابراین، من فکر می‌کنم عادت مطالعه‌ی ایشان فوق این مطالب است. مثلاً مطالعه‌ی قبل از خواب یک امر کاملاً مرسوم برای آقا است، مگر وضعیّتِ خلافِ قاعده‌ای پیش بیاید؛ وَالّا قاعده‌ی ایشان این است که همیشه با کتاب و مطالعه بخوابند. مطالعه‌ی ایشان از نظر تنوّع کتب و موضوعات هم بسیار گسترده و عجیب است. اگر کسی ایشان را همان زمان جوانی‌شان هم می‌دید، برایش جالب بود و این دیدگاه نسبت به ایشان از ناحیه‌ی افرادی که حتّی از حوزه نبودند و مثلاً در ادبیّات و شعر یا حتّی در موضوعات روشنفکری سررشته داشتند، ابراز شده است.

 آخرین باری که مرحوم پدربزرگ‌تان را دیدید کِی بود و از رحلت ایشان چگونه مطّلع شدید؟

 من در خانواده‌ی خودمان آخرین کسی هستم که مرحوم آقا را پیش از فوت دیدم؛ مرحوم خانم را هم آخرین نفر من دیدم؛ یعنی اتّفاقاً این‌طوری شده است. من دو هفته پیش از فوت مرحوم آقا، اوایل تیر ۱۳۶۵، در جبهه دچار یک بیماری عجیب شدم که هر کس من را می‌دید، از چهره‌ی بسیار زرد و زارم متوجّه می‌شد که خیلی بیمار هستم و من خودم هم از واکنش آن‌ها می‌فهمیدم که حالم خیلی بد است. من خیلی اهل مرخصی نبودم، لذا خود فرمانده گفت تو باید برگردی تهران. ماه رمضان بود و من به توصیه‌ی فرمانده به مرخصی آمدم. ابتدا آمدم تهران و بعد از چند روز با رفقا به مشهد رفتیم. اوّل به منزل مادربزرگ مادری و بعد به منزل پدربزرگ و مادربزرگ پدری رفتم. مرحوم آقا و خانم به دلیل بیماری و کهولت سن نمی‌توانستند روزه بگیرند، لذا ناهار درست کرده بودند؛ من هم در مشهد مسافر بودم و روزه نمی‌گرفتم. خانم به من گفت ناهار پیش ما بمان؛ امروز ظهر برای آقا برنج و گوشت درست کردم، شما هم بمان. من ماندم و یک سفره‌ی سه‌نفره پهن کردند. از جمله‌ی چیزهایی که از آن روز یادم هست، اینکه مرحوم آقا مکرّر برای من گوشت می‌گذاشت و می‌گفت بخور. بعد از غذا، خانم به آقا گفتند که مجتبیٰ می‌خواهد به جبهه برود. با مرحوم آقا خداحافظی کردیم و ایشان برای استراحت تشریف بردند؛ خانم نیز معمولاً ظهرها می‌خوابیدند، من هم رفتم یک کتاب برای مطالعه برداشتم و بعد از استراحت، خداحافظی کردم و رفتم تا به وعده‌ی قرار با رفقا برسم.

بعد از برگشت به تهران، چند روزی در تهران بودم و با اتمام مرخصی به منطقه برگشتم. به‌زودی، عملیّات کربلای یک شروع شد. بعد از مرحله‌ی دوّم عملیّات، شبی که در حال برگشت از منطقه به پشت جبهه بودیم، یاد خانم و آقا افتادم. از میان این‌همه مطلبی که در عالم هست، یکباره به ذهن من خطور کرد که اگر منافقین به منزل خانم و آقا که محافظ ندارند، بروند و آسیبی بزنند یا مثلاً آن‌ها را بربایند، آن‌وقت باید چه کار کنیم! در واقع، این افکار من احتمالاً هم‌زمان بود با همان ساعاتی که مرحوم آقا فوت کرده بودند. در این افکار بودم که به چادرهای محلّ استقرارمان رسیدیم و از شدّت خستگی نتوانستم کاری بکنم و خوابیدم. در آن منطقه، یک رودخانه ظاهراً به نام گاوی وجود داشت که رود عریضی بود و آب کم‌عمقی هم در آن جریان داشت. صبح رفتم و داخل آب رودخانه نشستم تا گل‌های چسبیده به سر و بدنم پاک شود. بقیّه‌ی نیروها هم کم‌کم بیدار می‌شدند و برخی می‌آمدند مثل من در آب می‌نشستند که لباس‌هایشان تمیز شود و برخی هم می‌رفتند دنبال کارهای دیگر مثل تهیّه‌ی صبحانه. در همین اثنا، یک نفر از محلّ چادرها به سمت من آمد و بی‌مقدّمه گفت «محمّدجواد حسینی خامنه‌ای چه‌کاره‌ی تو است؟» ما اصلاً آقا را به اسم «محمّدجواد» نمی‌شناختیم، ولی او گفت «محمّدجواد»! من درگیر نام «محمّدجواد» بودم که ببینم کیست و اصلاً ذهنم به سمت مرحوم آقا نمی‌رفت. دوباره گفت «آیت‌الله سیّدمحمّدجواد حسینی خامنه‌ای کیه؟» گفتم پدربزرگم است که ناگهان و به‌یکباره گفت «فوت شد»! من هنوز در آب نشسته بودم و تا این را گفت، به تعبیر خودمانی وا رفتم. این بنده‌خدا هفده سال بیشتر نداشت؛ نمی‌دانم می‌خواست مثلاً کار بامزه‌ای کرده باشد یا گمان می‌کرد اگر این‌طور خبر بدهد، بهتر است. بعد هم خیلی محترمانه تسلیت گفت و دوستان هم به‌تدریج یکی‌یکی آمدند و تسلیت گفتند. گویا دوستان رادیو را روشن می‌کنند که اخبار صبح را گوش کنند و در آنجا در اخبار اوّلیّه خبر درگذشت پدر رئیس‌جمهور را می‌دهند. گویا همان جا نیز پیام تسلیت امام (رحمة الله علیه) را قرائت می‌کنند.

از آنجا که عملیّات تمام شده بود و دیگر کار خاصّی نبود، با اجازه‌ی معاون گردان، بعدازظهر از نیروها جدا شدم و خودم را به اندیمشک رساندم و با قطار اندیمشک به تهران آمدم. وقتی رسیدم، فردای روز دفن مرحوم آقا بود و پدرم از مشهد برگشته بودند. مرحوم حاجی شمقدری و چند نفر از پاسدارها و دایی ما آقا مهدی خجسته حضور داشتند. گویا حاج آقا مصطفیٰ نیز همراه آقا در تهران بودند. من وارد ریاست‌ جمهوری شدم و آقا روی ایوان ما را دیدند و روبوسی کردیم. آقا مغموم و گرفته بودند و این کاملاً مشخّص بود.

خاطره‌ای که به‌مناسبت خوب است اینجا نقل کنم، این است که ظاهراً پدرم در همان ایّام، مرحوم آقا را خواب دیده بودند که با کوله‌پشتی نظامی دارد می‌رود. چون همان‌ زمان هم من جبهه بودم، ایشان این‌طور گمان کرده بودند که شاید تعبیر این خواب این است که من شهید شده‌ام. اتّفاقاً در همان عملیّات و در مرحله‌ی اوّل، در میان شلوغی‌هایی که آن زمان در شب اوّل عملیّات بود، تعاون لشکر اسم من و جمعی از دوستان را به عنوان مفقودی ثبت کرده بود. مرحوم آقای هاشمی به آقا می‌گویند که شما مجتبیٰ را فرستاده‌اید جبهه، آقا می‌گویند بله؛ ایشان هم گفته بود چرا بچّه را فرستاده‌اید جبهه و آقا جواب داده بودند که مگر طوری شده، ایشان هم احتمالاً برای اینکه آقا را آماده کنند، گفته بودند نه، ولی یک چیزهایی میگویند حالا. در هیئت دولت هم گفته بودند که احتمالاً پسر آقای خامنه‌ای شهید شده است و برای همین، چنین تصوّری نسبت به من وجود داشت. لذا وقتی من آمدم تهران، همه در ابتدا یک جوری به من نگاه می‌کردند. آقا این خوابشان را همان وقت‌ها برای من تعریف کردند و من این‌طور به ذهنم آمد که آن خواب مربوط به خود مرحوم آقا بوده و در واقع، خود ایشان بوده که داشته می‌رفته است.

خلاصه، عصر همان روز من به سمت مشهد رفتم. مادربزرگ مادری‌مان به فرودگاه آمده بود و از همان جا من را مستقیم به مجلس ختم بردند. بعد از مجلس ختم، به منزل مرحوم آقا آمدیم که آنجا آقای دانشمند و آقای لوائی و دیگران حضور داشتند. پس از آن، در مجالس ختم متعدّدی از جمله در مسجد ترک‌ها و مسجد امام حسن که مساجد خود مرحوم آقا بودند، حضور پیدا کردیم.

محلّ دفن مرحوم آقا پشت سر حضرت رضا (علیه السّلام) واقع شده است. آن زمان، چند جای خالی محدود بود که برای برخی از علما بود. با توجّه به اینکه ایشان هیچ گاه و مطلقاً درباره‌ی محلّ دفنشان فکر و برنامه و پیشنهادی نداشتند، به نظر می‌رسد این عنایتی بوده است که به هر ترتیب، آن محلّ دفن برای ایشان پیش آمد. از آنجا که این محل در قسمت پشت سر و زنانه است، پدرم فقط در مراسم‌های غبارروبی حرم مطهّر می‌توانند برای قرائت فاتحه در آنجا حضور پیدا کنند. خانم که فوت کردند نیز در همین قسمت زنانه، کمی دورتر، در دارالضّیافه دفن شدند.

من از مرحوم آقا خواب‌های خوبی می‌دیدم. یک شب خواب دیدم که مرحوم آقا برای نماز جماعت آمده‌اند و ظاهراً قرار است امام‌جماعت باشند؛ اذان را گفتند امّا قبل از اینکه اقامه را بگویند، یک ظرف خرما بود که یک یا دو خرما برداشتند و خوردند. وقتی برای پدرم این خواب را گفتم، ایشان فرمودند الحمدلله معلوم می‌شود نمازهای آقا قبول شده است.

 به عنوان سؤال آخر، بفرمایید بعد از فوت آن مرحوم، آیا آقا عمل خاصّی برای ایشان انجام می‌دادند؟

 بله، هم در زمان حیات ایشان‌ و هم بعد از آن. مثلاً برایشان نماز می‌خوانند. ما وقتی که نوجوان بودیم، در فصل‌های ابتدایی سال چون اذان صبح زودتر است و آقا هم مقیّد به نوافل شب بودند، چندان نماز صبح آقا را درک نمی‌کردیم؛ امّا در فصل‌های سرد که اذان صبح در تهران کمی قبل از ساعت شش است، نماز آقا را می‌دیدیم. همان حدود ساعت شش بیدارمان می‌کردند و اوّل نماز می‌خواندیم و صبحانه‌ای می‌خوردیم و بعد می‌رفتیم مدرسه. آن موقع می‌دیدم که آقا بعد از نماز صبح، دو رکعت نماز می‌خواندند. یک وقتی از ایشان سؤال کردم که این نماز برای چیست، آقا جواب دادند این هدیه‌ی هر روز من به آقا و خانم است. این نماز را آن موقعی می‌خواندند که هر دوی آن‌ها در قید حیات بودند. احتمال می‌دهم حالا هم آقا آن را بخوانند، منتها زمانش را تغییر داده‌اند و پیش از اذان صبح می‌خوانند. این روزها که توفیق بود بعد از نماز صبح خدمتشان بودم، ندیدم که آن نماز را بخوانند و احتمالاً آن را به شب منتقل کرده‌اند.

حدسم این است بعد از فوت این بزرگواران، آقا بیشتر از این‌ها هم انجام داده باشند؛ چون آقا برای بعضی افراد که به لحاظ نَسَبی دورترند هم مقیّد به انجام برخی امور هستند؛ هم برای اموات و هم حتّی برای کسانی که زنده‌اند. گاهی اوقات آقا برای کسانی طلب مغفرت می‌کنند که شاید خود آن افراد با آقا میانه‌ی چندانی نداشته باشند.»

منبع : ایلنا



دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ - 8 June 2026
سایت رکنا

فیلم گفتگو و عکس ها / آخرین تماس قاتل دختر دانشجوی دندانپزشکی قزوین : من و سمیرا نباید زنده بمانیم / مادر سمیرا : به سه …

خشم فیلترچی ها از گشایش اینترنت - مردم سالاری آنلاین
روزنامه مردم سالاری

خشم فیلترچی ها از گشایش اینترنت - مردم سالاری آنلاین

مجلس دوازدهم در اقدامی که بوی تند تسویه‌حساب‌های سیاسی می‌دهد، تیغ استیضاح را تیز کرده و بار دیگر در حال کلید زدن پروژه استیضاح یک وزیر است؛ حرکتی که اینبار حتی  در ظاهر نیز رنگ و بوی نظارتی ندارد، و چیزی نیست جز تلاش برای تسویه‌حساب سیاسی جریان تندرو با دولت.
از «آخ گفتن خاتمی» تا روایت‌سازی از انتخاب رهبری / ادعاهای خبرسازی که تکذیب شدند
سایت تابناک

از «آخ گفتن خاتمی» تا روایت‌سازی از انتخاب رهبری / ادعاهای خبرسازی که تکذیب شدند

در شرایطی که کشور به انسجام و همگرایی سیاسی نیاز دارد، برخی اظهارات درباره فرآیند انتخاب رهبری با واکنش و تکذیب چند تن از اعضای مجلس خبرگان رهبری در گفتگو با تابناک مواجه شده و از سوی آنان نادرست عنوان شده است؛ اظهاراتی که می‌تواند زمینه‌ساز دوقطبی و سوءاستفاده جریان‌های معاند شود.
زنان چادری در کافه‌ها ؛ دعوا بر سر پوشش است یا تصاحب فضاهای عمومی؟
سایت عصرایران

زنان چادری در کافه‌ها ؛ دعوا بر سر پوشش است یا تصاحب فضاهای عمومی؟

برای سال‌ها یک قرارداد اجتماعی نانوشته میان گروه‌های مختلف جامعه شکل گرفته بود: مذهبی‌ها مسجد، حسینیه و هیئت را قلمرو خود می‌دانستند و بسیاری از جوانان سکولا...
زیست آموزشی در خطر؛ تهدید خاموش سرمایه انسانی
سایت عصرایران

زیست آموزشی در خطر؛ تهدید خاموش سرمایه انسانی

مسألۀ امروز ما صرفاً «تعطیلی» نیست؛ خطر عادی‌سازی تعطیلی است. خطر آنجاست که جامعه به حذف تدریجی زیست حضوری عادت کند و نسبت به خاموش شدن آرام قلب تپنده آموزش،...
سایت رکنا

عکس ها / درخواست غیر اخلاقی ملی پوش ایرانی از دختری نوجوان در هتل لوکس ترکیه / اتهام علیه فوتبالیست معروف !/ از عکس ها مشخص …

سایت دیدارنیوز

اگر هنگام حمله هوایی در خیابان بودیم، چه اقدامی انجام دهیم؟ +اینفوگرافی

دیپلماسی انرژی ؛پیوند اقتصاد و سیاست خارجی - سایت خبری اقتصاد پویا
سایت اقتصاد پویا

دیپلماسی انرژی ؛پیوند اقتصاد و سیاست خارجی - سایت خبری اقتصاد پویا

حسین قیدر / دیپلماسی انرژی به مجموعه اقداماتی گفته می‌شود که کشورها از طریق منابع انرژی، صادرات، سرمایه‌گذاری، همکاری‌های فنی و توسعه زیرساخت‌های مرتبط برای تحقق اهداف سیاسی، اقتصادی و راهبردی خود انجام می‌دهند. کشورهایی که از ذخایر بزرگ نفت و گاز برخوردار هستند، می‌توانند از این ظرفیت برای گسترش روابط …
پولیتیکو: توافق به خیال‌پردازی نیاز دارد
سایت آخرین خبر

پولیتیکو: توافق به خیال‌پردازی نیاز دارد

دنیای اقتصاد/متن پیش رو در دنیای اقتصاد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست اگر تهران و واشنگتن واقعا اراده سیاسی برای توافق داشته باشند، احتمالا راه‌حل‌هایی پیدا می‌کنند که از نظر حقوقی یا سیاسی اجازه دهد هر دو طرف ادعای موفقیت کنند، حتی اگر برخی مسائل اساسی کاملا حل نشده باشند. ن
درنگی بر اقتدارگرایی دیجیتال
سایت عصرایران

درنگی بر اقتدارگرایی دیجیتال

در اقتدارگرایی دیجیتال، سانسور همیشه به معنای حذف کامل اطلاعات نیست. گاهی حکومت‌ها ترجیح می‌دهند به‌جای خاموش کردن صداها، فضا را از حجم عظیمی از اطلاعات متنا...
سایت فرارو

تصاویر؛ تنگه هرمز صد روز پس از آغاز جنگ

چشم سرمایه‌گذاران در هفته پیش‌رو به کدام داده‌های اقتصادی است؟
سایت اکوایران

چشم سرمایه‌گذاران در هفته پیش‌رو به کدام داده‌های اقتصادی است؟

از فرانکفورت تا وال‌استریت، هفته پیش‌رو مملو از رویدادهایی است که می‌توانند انتظارات سرمایه‌گذاران را دگرگون کنند. در حالی که بانک مرکزی اروپا برای مهار تورم آماده تصمیم‌گیری می‌شود و آمریکا داده‌های حساس تورمی خود را منتشر می‌کند، اسپیس‌ایکس نیز خود را برای عرضه اولیه‌ای آماده می‌کند که ممکن است تمامی …
آینده مناطق آزاد در اقتصاد منطقه‌ای - سایت خبری اقتصاد پویا
سایت اقتصاد پویا

آینده مناطق آزاد در اقتصاد منطقه‌ای - سایت خبری اقتصاد پویا

رضا قیدر / توسعه اقتصادی همواره با چالش توزیع متوازن فرصت‌ها در مناطق مختلف یک کشور روبه‌رو بوده است. بسیاری از مناطق مرزی، ساحلی یا دور از مراکز اصلی اقتصادی، به دلیل محدودیت زیرساخت‌ها و کمبود سرمایه‌گذاری، از رشد اقتصادی کمتری برخوردار هستند. در چنین شرایطی، مناطق آزاد می‌توانند به‌عنوان موتور محرک …
خیابان کدام انقلاب؟
سایت آخرین خبر

خیابان کدام انقلاب؟

روزنامه سازندگی/ متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست سیاه‌نمایی‌ها علیه دولت و مذاکرات در صداوسیما و تریبون‌ها توسط تندروها افزایش یافت بازار از سانسور بخش‌هایی از پیام اخیر رهبر انقلاب تا تریبون دادن به چهره‌هایی که مذاکره را «حرام» می‌دانند و تیم دیپلماسی
دوگانه‌های بی‌پایان؛ از شایعه‌های استعفا و اختلاف تا هشدارهای گرانی
سایت آخرین خبر

دوگانه‌های بی‌پایان؛ از شایعه‌های استعفا و اختلاف تا هشدارهای گرانی

شرق/متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست وحیده کریمی| این روزها ایران در گیرودار دو روایت موازی نفس می‌کشد؛ یکی روایت «جنگ شناختی» با کلیدواژه استعفای رئیس‌جمهور و دیگری روایت «بحران انرژی» با هشدار افزایش قیمت بنزین و قطعی برق در تابستان. در ظاهر‌ این دو خط داستان
تغییر سبک زندگی و تحولات جمعیتی - سایت خبری اقتصاد پویا
سایت اقتصاد پویا

تغییر سبک زندگی و تحولات جمعیتی - سایت خبری اقتصاد پویا

دانیال امینی / در دهه‌های گذشته، ازدواج در سنین پایین‌تر و تشکیل خانواده در سال‌های ابتدایی جوانی امری رایج بود. همچنین داشتن چند فرزند به‌عنوان یک ارزش اجتماعی پذیرفته می‌شد و خانواده‌های پرجمعیت بخش مهمی از ساختار جمعیتی کشور را تشکیل می‌دادند. اما با گذشت زمان، تغییر شرایط اقتصادی، افزایش سطح تحصیلات، …
کامل‌ترین برنامه جام جهانی ۲۰۲۶ از افتتاحیه تا فینال/ روز، ساعت و ورزشگاه میزبان + جدول اصلی مسابقات
سایت تابناک

کامل‌ترین برنامه جام جهانی ۲۰۲۶ از افتتاحیه تا فینال/ روز، ساعت و ورزشگاه میزبان + جدول اصلی مسابقات

جام جهانی ۲۰۲۶ به میزبانی کانادا، مکزیک و ایالات متحده آمریکا نخستین جام جهانی تاریخ با حضور ۴۸ تیم است که براساس برنامه کامل ارائه شده از سوی فیفا، از افتتاحیه تا فینال شامل ۱۰۴ مسابقه می‌شود.
آمریکا و اسرائیل پنهانی به دنبال جنگ با ایران هستند
روزنامه ستاره صبح

آمریکا و اسرائیل پنهانی به دنبال جنگ با ایران هستند

حسن هانی‌زاده درباره خطر نقض آتش بس میان ایران و آمریکا گفت: آمریکایی‌ها با آگاهی کامل از آنچه رخ خواهد داد، در روزهای اخیر تمامی خطوط قرمز آتش بس را رد کرده و توافقاتی که در این زمینه انجام شده بود را برهم زدند. حملاتی که آمریکا علیه ایران داشت، برای به واکنش وا داشتن و پاسخ گرفتن از تهران بود.
اختصاصی تابناک/ میزان پول بلوکه شده ایران در خارج/ ۳ سناریو برای آزادسازی
سایت تابناک

اختصاصی تابناک/ میزان پول بلوکه شده ایران در خارج/ ۳ سناریو برای آزادسازی

در خصوص میزان پول‌های بلوکه شده ایران در کشور‌های خارجی اعداد و ارقام متفاوتی وجود دارد.
سایت تابناک

دیگران چگونه نگاهمان می‌کنند/نعمتی که از آن غافل‌ایم!

آخرین اخبار تقابل ایران و اسرائیل: جزئیات حملات جدید
سایت فرارو

آخرین اخبار تقابل ایران و اسرائیل: جزئیات حملات جدید

در صدمین روز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، شلیک موشک‌های ایرانی به شمال اسرائیل، بسته شدن آسمان‌ها و باز شدن پناهگاه‌ها ، تقابل تهران و تل‌آویو را وارد مرحله‌ای تازه کرده؛ مرحله‌ای که در آن همزمان با هشدار ایران درباره پاسخ‌های کوبنده‌تر، واشنگتن و بازیگران منطقه‌ای می‌کوشند میان فشار برای مهار تنش …
سایت تابناک

چرا نباید تارا توربو اتوماتیک خرید؟

گمانه زنی درباره محتوای «نامه ویژه» پاکستان به رهبر انقلاب؛ «راهکار نوین مالی» برای باز کردن گره مذاکرات
سایت تابناک

گمانه زنی درباره محتوای «نامه ویژه» پاکستان به رهبر انقلاب؛ «راهکار نوین مالی» برای باز کردن گره مذاکرات

برخی منابع خبری مدعی هستند که سفر وزیر کشور پاکستان به ایران با هداف باز کردن گره مذاکرات با آمریکا با ارائه یک «راهکار نوین مالی» است.
سایت جوان آنلاین

مترو و اتوبوس رایگان را از ریل خارج کردند

پایان بازی تهران و واشنگتن به کجا می‌رسد؟
سایت فرارو

پایان بازی تهران و واشنگتن به کجا می‌رسد؟

رابرت مالی معتقد است آمریکا و ایران هر دو انگیزه‌ای قوی برای پایان بحران تنگه هرمز دارند؛ واشنگتن برای مهار هزینه‌های اقتصادی و سیاسی و تهران برای کاهش فشار اقتصادی و دستیابی به نوعی گشایش مالی. با این حال، بی‌اعتمادی عمیق، تردیدهای ترامپ، فشار تندروها و پیچیدگی پرونده هسته‌ای مانع توافقی پایدار شده …
آسمان که می‌سوزد، کسی به دود فکر نمی‌کند
روزنامه پیام ما

آسمان که می‌سوزد، کسی به دود فکر نمی‌کند

هفته محیط‌زیست است. در روزهایی که کشور نه در جنگ کامل است و نه در صلح پایدار، در آن فضای خاکستری و فرسایشی که همه چیز به «بعداً» موکول می‌شود و هر اولویتی پشت اولویت دیگری پنهان می‌شود. بودجه‌ها…
مراقب فتنه «جریان انحرافی دوم» باشید: میراث نامحمود احمدی نژاد با نمایش اغراق شدۀ انقلابیگری!
سایت عصرایران

مراقب فتنه «جریان انحرافی دوم» باشید: میراث نامحمود احمدی نژاد با نمایش اغراق شدۀ انقلابیگری!

زینهار که مارهای جریان انحرافی، بار دیگر با انقلابی نمایی، زهر خود را بر رگ های ایران وارد نکنند. مهم ترین هشدار ایران در حال حاضر این است که اگر از آن غفلت...
ترامپ در اولین اظهارات خود، پس از حمله ایران: به ایران می‌گویم؛ شما موشک‌های‌تان را شلیک کردید، دیگر بس است؛ حالا برگردید پای میز مذاکره / با نتانیاهو تماس خواهم گرفت و به او خواهم گفت که به ایران پاسخ ندهد / قبل از وقوع حملات، در آستانه اعلام توافق در «دوشنبه، سه‌شنبه یا چهارشنبه» بودیم / از حملات امروز اسرائیل راضی نیستم؛ حملات اسرائیل با ما هماهنگ نشده بود
سایت انتخاب

ترامپ در اولین اظهارات خود، پس از حمله ایران: به ایران می‌گویم؛ شما موشک‌های‌تان را شلیک کردید، دیگر بس است؛ حالا برگردید …

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در اولین اظهارات خود، پس از حمله ایران گفت: به ایران می‌گویم؛ شما موشک‌های‌تان را شلیک کردید، دیگر بس است. حالا برگردید پای میز مذاکره.
سایت ورزش ۳

هیاهوی ایران در هتل ماریوت تیخوانا (عکس)

صنعت کفش؛ از بحران تا بقا
روزنامه صمت

صنعت کفش؛ از بحران تا بقا

صنعت کفش امسال را با شوک و تردید آغاز کرد؛ سالی که در همان روزهای نخست، همزمانی فشارهای بیرونی با نگرانی‌های اقتصادی، بازار را در وضعیت بلاتکلیفی قرار داد و بسیاری از تولیدکنندگان را میان ماندن، صبر کردن یا شروع دوباره مردد کرد. اختلال در برنامه‌ریزی‌های شب عید، کاهش فروش، نوسان قیمت‌ها و دشواری در تأمین …
         
روایت فارن افرز از پایان امپراتوری نظامی آمریکا / چرا جنگ آمریکا علیه ایران کشورهای حاشیه خلیج فارس را نسبت به تضمین‌های امنیتی ایالات متحده بی‌اعتماد کرد؟
سایت تجارت نیوز

روایت فارن افرز از پایان امپراتوری نظامی آمریکا / چرا جنگ آمریکا علیه ایران کشورهای حاشیه خلیج فارس را نسبت به تضمین‌های …

برتری نظامی جهانی آمریکا بیش از آنکه بر توان رزمی متکی باشد، به دسترسی به خاک و پایگاه‌های متحدانش وابسته است؛ مزیتی که در حال فرسایش است. حملات ایران نشان داد توان مداخله جهانی آمریکا به همکاری کشورهای میزبان گره خورده و افزایش هزینه‌های این همکاری می‌تواند هژمونی نظامی واشنگتن را به چالش بکشد.
اگر این اقدامات را نکنیم حملات پیاپی آمریکا به ایران حتمی است
سایت خبرفوری

اگر این اقدامات را نکنیم حملات پیاپی آمریکا به ایران حتمی است

تجربه جنگ 12 روزه و 40 روزه نشان داد که ایران به جای تمرکز بر الگوها و عوامل سنتی مانند قدرت موشکی و نیروهای نیابتی باید روی عواملی جدید سرمایه گذاری کند. از جغرافیا گرفته تا تنگه هرمز و وحدت داخلی می توانند مهم ترین عوامل ایران در ترمیم بازدارندگی باشند.
پایان نایلون رایگان؟
روزنامه صمت

پایان نایلون رایگان؟

بازار نایلون و محصولات پلاستیکی در هفته‌های اخیر روزهای پرالتهابی را پشت سر گذاشته است. حملات اخیر به برخی زیرساخت‌های پتروشیمی و نگرانی‌های ناشی از تداوم تنش‌های منطقه‌ای، نگاه‌ها را به سمت یکی از مهم‌ترین حلقه‌های زنجیره تولید کشور معطوف کرد؛ صنعتی که تامین‌کننده مواد اولیه هزاران واحد تولیدی در حوزه …
حسین علایی: احتمال وقوع جنگ تا شهریورماه چندان زیاد نیست/ مسئله ترامپ گرفتن یک امضا از ایران است/ آینده ایران را نه جنگ، بلکه نحوه خروج از جنگ تعیین خواهد کرد/ نتانیاهو معتقد است که تغییر جمهوری اسلامی تنها از مسیر جنگ امکان‌پذیر خواهد بود
سایت جماران

حسین علایی: احتمال وقوع جنگ تا شهریورماه چندان زیاد نیست/ مسئله ترامپ گرفتن یک امضا از ایران است/ آینده ایران را نه جنگ، …

حسین علایی در یادداشتی نوشت: درباره آینده تحولات و سناریوهای پیش رو، به نظر من احتمال وقوع جنگ تا شهریورماه چندان زیاد نیست. این ارزیابی بر سه دلیل اصلی استوار است. نخست آنکه رقابت‌های جام جهانی در پیش است و آمریکا تمایلی ندارد شرایط منطقه به گونه‌ای دچار تنش شود که احتمال بروز ناامنی یا بی‌ثباتی بر …
اختصاصی تابناک/ آماده‌باش فیفا برای جایگزینی یک تیم به جای ایران
سایت تابناک

اختصاصی تابناک/ آماده‌باش فیفا برای جایگزینی یک تیم به جای ایران

فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا) در آماده‌باش است که اگر تیم ملی ایران از حضور در جام جهانی انصراف داد، تیمی دیگر را در گروه G جایگزین کند.
منطقه در وضعیت انتظار
سایت آخرین خبر

منطقه در وضعیت انتظار

شرق/ متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست عبدالرحمن فتح الهی| ۶۱ روز از اعلام آتش‌بس میان ایران و آمریکا می‌گذرد؛ آتش‌بسی که در نخستین روزهای شکل‌گیری، بسیاری آن را مقدمه‌ای برای عبور از بحران و ورود به مسیر توافقی فراگیر ارزیابی می‌کردند. اما اکنون، پس از گذشت دو
خودرویی به اندازه یک خانه|نگاهی به رشد شدید قیمت خودرو در ایران
سایت نبض بازار

خودرویی به اندازه یک خانه|نگاهی به رشد شدید قیمت خودرو در ایران

به طور تاریخی، مسکن به دلیل نقدشوندگی کند، رشد کمتری در قیمت‌های لحظه‌ای داشت. همواره فعالان این حوزه معتقدند که مسکن آخرین کالایی است که رشد می‌کند؛ اما خود...
    
صداهای بلند و گلوهای پاره وقتی زمان پاسخ‌گویی به مردم می‌رسد ناپدید می‌شوند
سایت رکنا

صداهای بلند و گلوهای پاره وقتی زمان پاسخ‌گویی به مردم می‌رسد ناپدید می‌شوند

رکنا سیاسی : روزنامه شرق نوشت : حقیقتِ سخت و گریزناپذیر این است: قدرتِ نظامی و میدانی، هرچند هم که باشکوه و حماسی باشد، اگر در زمانِ مناسب با دیپلماسی درنیامیزد و به دستاوردِ سیاسی تبدیل نشود، به فرسایشِ مطلق کشیده خواهد شد؛ همان‌طور که دیپلماسیِ بدون پشتوانه‌ی قدرتِ میدانی، به التماس می‌گراید.
سرمقاله فرهیختگان/ ساعت صفر در بیروت
سایت آخرین خبر

سرمقاله فرهیختگان/ ساعت صفر در بیروت

فرهیختگان/ «ساعت صفر در بیروت» عنوان یادداشت روز در روزنامه فرهیختگان به قلم سید علی موسوی که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: اول ژوئن ۲۰۲۶ به‌عنوان روز سقوط دکترین حرکت موازی واشنگتن در تاریخ ثبت شد. این دکترین که بر مبنای جدایی مسیر‌های نظامی و دیپلماتیک در خاورمیانه بنا شده بود، سال‌ها ستون فقر
روزنامه هفت صبح

عکس خبرساز از اتاق «نارین» دختر قربانی کودک آزاری در سنندج

آخرین وضعیت پتروشیمی‌های آسیب دیده
سايت نبض بورس

آخرین وضعیت پتروشیمی‌های آسیب دیده

آخرین گزارش‌ها از وضعیت عملیاتی شرکت‌های پتروشیمی کشور نشان می‌دهد بخش عمده مجتمع‌های پتروشیمی پس از اختلالات و حوادث اخیر در مسیر بازگشت به شرایط عادی تولید...
فرصت‌های پنهان در بازار پرریسک - سایت خبری اقتصاد پویا
سایت اقتصاد پویا

فرصت‌های پنهان در بازار پرریسک - سایت خبری اقتصاد پویا

کریمی/ اقتصاد ایران برای دستیابی به رشد پایدار و افزایش تولید ناخالص داخلی به منابع مالی کلان نیاز دارد. بخش قابل توجهی از زیرساخت‌های صنعتی، انرژی و حمل‌ونقل کشور نیازمند نوسازی و توسعه است و منابع داخلی به تنهایی پاسخگوی این حجم از سرمایه‌گذاری نیست. در چنین شرایطی، سرمایه‌گذاری خارجی نه یک انتخاب، …
سایت عصرایران

اولین علامت آلزایمر در پاها دیده می شود

روند صعودی قیمت طلا تمام شد؟
سایت جهان صنعت نیوز

روند صعودی قیمت طلا تمام شد؟

قیمت طلای ۱۸ عیار در روز شنبه با افت ۱.۶ درصدی به ۱۷ میلیون و ۹۸۳ هزار تومان رسید و به زیر میانگین‌های کوتاه‌مدت خود سقوط کرد. با این حال بررسی همزمان روند بازدهی، ساختار میانگین‌های متحرک و موقعیت قیمت نسبت به سطوح حمایتی نشان می‌دهد بازار هنوز وارد روند نزولی نشده، اما نشانه‌های آشکاری از کاهش شتاب …
قطعی اینترنت و سقوط سئو/ چرا سایت‌های ایرانی از چشم گوگل افتادند؟
سایت اقتصادآنلاین

قطعی اینترنت و سقوط سئو/ چرا سایت‌های ایرانی از چشم گوگل افتادند؟

اتصال مجدد اینترنت بین‌الملل در پنجم خردادماه، شاید در ظاهر پایانی بر یک حصر ۸۸ روزه برای کاربران و اینترنت بین‌ جهانی به نظر برسد اما برای مدیران سایت‌ها و متخصصان سئو، آغاز یک رویارویی تلخ با ویرانه‌ای به نام «وب فارسی» است.
سایت آخرین خبر

این ۴ مکمل جذب ویتامین D را افزایش می‌دهند/ مصرف ویتامین D با معده خالی یا پر؟

مسئله ایران؛ مشکلی که ترامپ نمی‌تواند آن را به تعویق بیندازد
سایت فراز

مسئله ایران؛ مشکلی که ترامپ نمی‌تواند آن را به تعویق بیندازد

درگیری لفظی کم‌سابقه دونالد ترامپ با بنیامین نتانیاهو بر سر طرح‌های تهاجمی اسرائیل در لبنان، پرده از شکافی عمیق در ائتلاف استراتژیک واشینگتن و تل‌آویو برداشت...
سرمقاله اعتماد/ حکمرانی با زبان واقعیت
سایت آخرین خبر

سرمقاله اعتماد/ حکمرانی با زبان واقعیت

اعتماد/ «حکمرانی با زبان واقعیت» عنوان یادداشت روز در روزنامه اعتماد به قلم قادر باستانی تبریزی که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: دو جنگ اخیر، صرف‌نظر از نتایج نظامی و سیاسی آن، یک حقیقت مهم را آشکار کرد که ملت‌ها در لحظه‌های بحران، بیش از هر زمان دیگری با واقعیت‌های خود روبه‌رو می‌شوند. در چنین
نفت ۹۳ دلار و ۹ سنت شد/ ادعای خبرنگار الجزیره: پیش‌نویس یادداشت تفاهم در اختیار نهادی در تهران قرار دارد تا در آن بررسی شود / ممکن است در اواسط هفته شاهد تحولاتی استثنایی باشیم؛ البته به شرطی که دولت آمریکا در لحظه آخر نظرش را تغییر ندهد / وزیر کشور پاکستان: پیامی که از طرف عاصم منیر برای رهبر ایران می‌برم مهم است؛ امیدوارم همه چیز به خوبی پیش برود
سایت انتخاب

نفت ۹۳ دلار و ۹ سنت شد/ ادعای خبرنگار الجزیره: پیش‌نویس یادداشت تفاهم در اختیار نهادی در تهران قرار دارد تا در آن بررسی شود …

آتش‌بس میان ایران و آمریکا در حالی وارد روز شصت و یکم شده که وزیر کشور پاکستان بار دیگر به تهران سفر کرده و می‌گوید من اینجا هستم تا نامه ویژه‌ای را از سوی فیلد مارشال ژنرال عاصم منیر فرمانده ستاد ارتش پاکستان و نخست‌وزیر شهباز شریف درباره شرایط فعلی به آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای رهبر انقلاب، تحویل …
منطقه  در وضعیت انتظار
روزنامه شرق

منطقه در وضعیت انتظار

۶۱ روز از اعلام آتش‌بس میان ایران و آمریکا می‌گذرد؛ آتش‌بسی که در نخستین روزهای شکل‌گیری، بسیاری آن را مقدمه‌ای برای عبور از بحران و ورود به مسیر توافقی فراگیر ارزیابی می‌کردند.