خبرگزاری ایلنا / ۷ ساعت قبل

گوشه‌ای از خاطرات رهبر انقلاب درباره رهبر شهید

​رهبر انقلاب سال‌ها قبل گفت‌وگویی درباره آیت الله سید جواد خامنه‌ای و رهبر شهید داشته‌اند و در آن به ذکر نکات قابل توجهی از زندگی شخصی ایشان پرداخته‌اند.
گوشه‌ای از خاطرات رهبر انقلاب درباره رهبر شهید

به گزارش ایلنا، پایگاه خبری مقام معظم رهبری اقدام به انتشار مصاحبه‌ای از آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای درباره منش پدر شهیدش حضرت آیت الله سیدعلی خامنه‌ای پرداخته است 

متن این گفت‌وگو به نقل از KHAMENEI.IR در ادامه می‌آید.  

«آنچه از نظر می‌گذرانید، بخش‌هایی از تنها مصاحبه‌ی رهبر انقلاب، حضرت آیت‌الله سیّدمجتبیٰ حسینی خامنه‌ای (دام‌ظلّه)   است. ایشان در همه‌ی این سال‌ها از حضور در رسانه‌ها و انجام هر گونه مصاحبه پرهیز داشتند و در این مورد استثنایی نیز که در آستانه‌ی برگزاری نکوداشت مقام علمی و معنوی آیت‌الله سیّدجواد خامنه‌ای (رحمه‌الله)  روی داد، صرفاً به قصد اداء حق و تجلیل شخصیّت مرحوم آیت‌الله سیّدجواد خامنه‌ای حاضر به انجام این مصاحبه شدند. در زمان انجام این مصاحبه ــ یعنی نیمه‌ی سال ۱۴۰۰ ــ که ساعاتی به طول انجامید، در ضمن گفت‌وگو درباره‌ی مرحوم آیت‌الله سیّدجواد خامنه‌ای، سخن از موضوعات مختلفی از جمله خاطرات شخصی و همچنین برخی ویژگی‌های ممتاز و بی‌بدیل رهبر شهید انقلاب نیز به میان آمد که البتّه ایشان ضمن پاسخ به سؤالات، متذکّر می‌شدند که موضوع اصلی این گفت‌وگو درباره‌ی آن عالم ربّانی و پرهیزگار است و مسیر سخن را به جریان اصلی آن بازمی‌گرداندند و ازاین‌رو، اساساً در مقام شرح و تبیین ابعاد شخصیّتی رهبر شهید انقلاب نبودند. بااین‌حال، گفتنی‌هایی در این مصاحبه ثبت شده که بسیار خواندنی و شایان توجّه است؛ لذا بخش‌هایی از این مصاحبه را که عمدتاً درباره‌ی رهبر شهید انقلاب بوده، برای مطالعه‌ی مخاطبان رسانه‌ی KHAMENEI.IR برگزیده‌ایم.  متن کامل این مصاحبه در ویژه‌نامه‌ی نکوداشت آیت‌الله سیّدجواد خامنه‌ای (قدّس سرّه) با عنوان «صحیفه‌ی پارسایی»، توسّط انتشارات انقلاب اسلامی منتشر خواهد شد؛ ان‌شاءالله.»

 یکی از نکاتی که در خاطرات شفاهی عموها و اخوی‌های جنابعالی وجود دارد، علاقه‌ و اُنس ویژه‌ی مرحوم آیت‌الله سیّدجواد با حضرت آقا است؛ شما هم نکته‌ای دراین‌باره به ذهن دارید؟

 حضرت آقا رابطه‌ی بسیار عاطفی و نزدیکی با پدرشان داشتند. البتّه معمولاً پدرها و فرزندان رابطه‌ی عاطفی نزدیکی با هم دارند، امّا همان‌طور که اشاره کردید، به نظر می‌رسد رابطه‌ی مرحوم آقا با پدرم یک رابطه‌ی صرفاً عاطفی محض نبوده، بلکه انگار چیزی فراتر بوده است. شاید دلیل عمده‌ی آن هم به کارهایی برمی‌گردد که پدرم انجام داده بودند و، به اصطلاحِ رایج، در چشم مرحوم آقا گل کرده بودند. فرض کنید ظاهراً ایشان در سنّ خیلی کم، دو شاگرد پیدا می‌کنند که آن‌ها آدم‌های بزرگسال بودند و می‌آمدند پیش ایشان درس می‌گرفتند و گویا یکی از همان افراد می‌آید و از ایشان دعوت می‌کند که در یک مجلس روضه‌ی زنانه مسئله بگوید. آن زمان در مجالس، مسئله‌گو حضور پیدا می‌کرد و از روی کتاب‌هایی که به شکل سؤال‌وجواب بود، مسئله می‌گفت. هنوز رساله‌های توضیح‌المسائل به شکل امروزی باب نشده بوده؛ این مدل رساله ظاهراً از زمان آقای بروجردی باب می‌شود. من خودم نیز از کتاب‌های جدّ مادری‌مان، دو کتاب سؤال‌وجواب داشتم ــ به‌هرحال، ایشان کاسب و بازاری بود و از این کتاب‌ها داشت ــ یکی سؤال‌وجواب مرحوم آقا سیّدابوالحسن و یکی هم مربوط به آقا شیخ عبدالکریم حائری. گویا ایشان یکی از همان کتاب‌های سؤال‌وجواب را از مرحوم پدرشان می‌گیرند و پدرشان ایشان را توجیه می‌کنند و می‌روند و از پس این قضیّه هم به‌خوبی برمی‌آیند. آن زمان، پدرم حدود دوازده سیزده سال داشتند. لذا این حالت‌ها نیز طبیعتاً در ذهن مرحوم آقا اثر داشته است.

نکته‌ی دیگر، جنبه‌ی علمی بارز آقا در آن سنّ کم بود. طبیعتاً بُروز استعداد علمی پدرم در این ذهنیّت مرحوم آقا اثر داشته است. ظاهراً وقتی مرحوم آقا به پدرم «شرح لمعه» درس می‌دادند و حاضرجوابیِ درسیِ آقا را می‌بینند، می‌گویند که علی آقا مجتهد است. البتّه طبعاً چنین تعبیری در آن سن، بیانگر تصدیق اجتهاد به معنای متداول آن نبوده، چون بالاخره آقا سال‌ها زحمت کشیدند و پای درس بسیاری از بزرگان رفتند؛ این تعبیر، در واقع، نوعی تمجید و تحسین بوده که مرحوم آقا از وضعیّت علمی پدرم داشتند و منظورشان این بوده که این دست‌فرمان را اگر ایشان پیگیری کند، علی‌القاعده در زمان کوتاهی به اجتهاد متداول منتهی می‌شود.

به‌علاوه، ایشان نسبت به پدرشان اطاعت بارز و همراهی‌هایی در امور دیگر مثل حرم رفتن‌های مرحوم آقا داشتند. ظاهراً گاهی اوقات که مرحوم آقا به حرم مشرّف می‌شدند، پدرم نیز در ایّام نوجوانی با ایشان همراهی می‌کردند؛ در طول مسیر، بعضی‌ها با مرحوم آقا سلام و احوالپرسی می‌کردند که ایشان مشغول نافله یا ذکری بودند و پدرم جواب سلام افراد را می‌دادند. مرحوم آقا به نوافل و مستحبّات خیلی مقیّد بودند. پدرم نقل می‌کنند که زیارت جامعه‌ی کبیره را آن‌قدر در زیارت‌های همراه با مرحوم آقا خوانده بودند که خودشان هم حفظ شده بودند.

به‌هرحال، برای پدرم نسبت به دیگر فرزندان فرصت خوبی برای خدمت به پدرشان فراهم می‌شود. مثلاً ایشان مقیّد بودند که هر روز به خانه‌ی پدرشان بروند و با مرحوم آقا گعده می‌کردند و برایشان کتاب می‌خواندند و بحث و گفت‌وگو داشتند. کلّاً به جهت همین فضای طلبگی، بین آن‌ها هم‌زبانیِ بیشتری بوده و این یعنی غیر از آن عواطف، یک بسترِ طبیعیِ این‌چنینی هم وجود داشته است.

یک خاطره‌ای را آقا خودشان از زمان ریاست جمهوری برایمان تعریف می‌کردند. خب عادت آقا این بود که به صورت مستمر، هر چند روز یک بار، با والدینشان تماس تلفنی می‌گرفتند و صحبت و احوالپرسی می‌کردند. یکی از روزها، آقا چند دقیقه‌ای با ایشان صحبت کردند و بعد خداحافظی کردند، مرحوم آقا هم خداحافظی کردند. بعد با این تصوّر که آقا گوشی را گذاشته‌اند، خیلی آرام ــ که انگار دارند با خودشان صحبت می‌کنند ــ با همان لهجه‌ی شیرین ترکی گفتند «قربانت علی». ایشان تصوّر می‌کردند که آقا گوشی را گذاشته‌اند، ولی آقا هنوز گوشی را نگه داشته بودند و این جمله را شنیده بودند.

در مجموع، این حالت‌ها جدای از رابطه‌ی پدر و فرزندی باعث اثراتی می‌شود؛ همه‌ی این موارد، در رابطه‌ی عاطفی ایشان مؤثّر بوده است.

البتّه از همه مهم‌تر ماجرای معروف نابینایی مرحوم آقا است که آقا به خاطر پدرشان تحصیل در قم را ترک کردند و آمدند مشهد؛ این هم حتماً اثر زیادی بر رابطه‌ی عاطفی بین آقا و پدرشان داشته است. در اوایل دهه‌ی ۴۰، چشم پدربزرگ ما دچار همان بیماری‌های آب‌مروارید و آب‌سیاه شد که خطرناک بود و لازم بود یک نفر در کنار ایشان باشد و کمک و رسیدگی و پیگیری نماید. خب عمو محمّدِ ما تازه ازدواج کرده بودند و سرِ زندگی رفته بودند. عمّه‌مان هم که از عمو هادی بزرگ‌تر بود، در آن ایّام نوجوان بود. پسران کوچک‌تر مانند عموهادی‌آقا هم که سنّشان کم بوده است. بنابراین، طبیعتاً اوّلین کسی که می‌توانسته این کار را بکند آقا بودند. ایشان امّا در آن زمان قم بودند و به لحاظ علمی و حوزوی وضع خیلی خوبی داشتند و درس‌هایشان را با جدّیّت می‌خواندند. ایشان قبل از آن، در قم، در درس‌های مختلفی از جمله درس‌های آقای بروجردی شرکت می‌کردند؛ حتّی گویا جزوه‌ی ایشان در درس آقای بروجردی، از جزوات منتخب شده و تقدیر و تحسینی هم دریافت می‌کنند. درس مرحوم امام و مرحوم داماد هم می‌رفتند و خیلی هم علاقه داشتند. درس امام جزو درس‌های شلوغ بوده و آقا علاقه‌ی فراوانی به این درس داشتند. درس آقای داماد به آن شلوغی نبوده، امّا به‌هرحال درسی عمیق بوده است. درس مرحوم آقا مرتضیٰ حائری نیز بسیار کم‌تعداد بوده و ظاهراً در دوره‌ای، تنها منحصر به خود آقا بوده است؛ یعنی درس یک‌نفره داشتند. مرحوم آقای حائری هم به آقا علاقه داشتند. حاج شیخ مرتضیٰ به دلیل علاقه‌شان به پدرم، جزوات خودشان را می‌دادند به ایشان که استفاده کنند. وقتی آقا بنا را بر برگشت به مشهد می‌گذارند، برخی از اساتیدشان از جمله مرحوم حاج آقا مرتضیٰ به رفتن ایشان راضی نبودند. البتّه بعضی از فضلای قم در تحسین ایشان می‌گویند فلانی یا رئیس کل می‌شود یا رئیس خراسان که منظور از «رئیس»، همان مرجعیّت بوده است. این مسائل نشانگر میزان رشد و ارتقاء علمی حضرت آقا در قم بوده است. لذا ایشان مردّد بودند که باید چه کاری را انجام دهند. از طرف دیگر، وضع پدرشان بود و در قبال پدر، احساس مسئولیّت می‌کردند. در همان ایّام، یک روز آقا به تهران می‌آیند و به منزل مرحوم آقا ضیاء آملی، پسر آشیخ محمّدتقی آملی که با هم ارتباط و رفاقت داشتند، می‌روند. آقا می‌گویند که من هرچه نگاه می‌کنم، می‌بینم دنیا و آخرت من در قم است و از طرف دیگر، وضع پدر من آن‌گونه است. مرحوم آقا ضیاء می‌گویند که اگر خدا بخواهد، دنیا و آخرت شما را در همان مشهد درست می‌کند. آقا می‌گفتند تا این جمله را گفتند، من دیدم عجب! من که خودم این را می‌دانستم، امّا چرا به این مطلب توجّه نداشتم. لذا همان جا بسیار راحت تصمیم به بازگشت به مشهد می‌گیرند. جالب آنکه بعد از این تصمیم، درها یکی‌یکی به روی آقا باز می‌شود، از لحاظ تدریس، از لحاظ مسجد و منبر و مانند این‌ها.

 بعد از این ماجرا بود که فعّالیّت‌های تبلیغی آقا در مساجد مشهد اوج می‌گیرد؟

 بله؛ مثلاً از زمانی که من به یاد دارم، ایشان در دو مسجد فعّالیّت داشتند: یکی مسجد کرامت بود که به‌نوعی مرکزیّت داشت و دیگری مسجد امام حسن که بعدها توسعه پیدا کرد. مسجد امام حسن یکی از مراکز مهمّ تجمّعات مبارزان در مقدّمه‌ی انقلاب، یعنی کانون مبارزه‌ی طلّاب و دانشجویانِ فعّال بود. یکی از صحنه‌هایی که مکرّر اتّفاق می‌افتاد و هنوز به یادم دارم، صحنه‌ای است که آقا ایستاده در حال سخنرانی بودند و عدّه‌ی زیادی از افراد، ضبط‌صوت‌ها را روی دست گرفته و بالا آورده‌ بودند که صدای ایشان را ضبط کنند؛ بعد از سخنرانی هم افراد، دُور آقا جمع می‌شدند و خیلی شلوغ می‌شد.

 یعنی خود همین بازگشت آقا به مشهد به خاطر پدرشان، زمینه‌ی توفیقات ایشان هم می‌شود.

 طبیعتاً این خدمات بی‌جواب نمی‌ماند و به هر ترتیب، آن اقدامی که آقا در نسبت با پدرشان کردند، حتّی اگر مرحوم آقا هم به آن توجّهی نمی‌داشتند ــ که داشتند ــ تکویناً اثر خودش را در زندگی آقا می‌گذاشت، که گذاشت. البتّه آثار این خدمت به پدر و مادر هم در هر کسی ممکن است متفاوت باشد. مثلاً عمو حسنِ ما وقتی همه باید می‌آمدند تهران، کنار مرحوم آقا و خانم در مشهد ماندند؛ خود ایشان می‌گفت که اثر آن خدمت به پدر و مادر این بود که من زندگی خیلی باآسایش و آرامی دارم.

 رابطه‌ی علمی رهبر معظّم انقلاب با مرحوم آیت‌الله سیّدجواد خامنه‌ای چگونه بوده؟ لطفاً قدری از مراوده‌ی علمی ایشان با پدرشان نیز بفرمایید.

 ظاهراً ابتدا مرحوم آقا به عموی ما آقا سیّدمحمّدآقا یک درس می‌گفتند و به پدرم درس سطح پایین‌تری را می‌گفتند که بعد از مدّتی، درس این دو نفر یکی می‌شود و با هم «شرح لمعه» را نزد مرحوم آقا می‌خوانند. پدرم می‌گفتند در دوره‌ای وقتی من از درس آقای میلانی برمی‌گشتم، مرحوم آقا هم از نماز حرم برمی‌گشت و ما در راه به هم می‌رسیدیم. مرحوم آقا از من سؤال می‌پرسیدند که آقای میلانی امروز در درس چه گفت، من شروع به تقریر درس آقای میلانی می‌کردم و ایشان نیز نکاتی در تکمیل یا توضیح می‌گفتند. البتّه مرحوم آقا این کار را روی حساب می‌کردند تا پدرم بلافاصله بعد از آن درس مهم، یک نوع مباحثه‌ با یک فرد ارشد داشته باشند و نکاتی را بگویند. این فرایند، بسیار مؤثّر است و مطلب را در ذهن حک می‌کند و اگر مستمر انجام شود، اثرات بسیار مهم و فراوانی دارد. گویا این برنامه هم مدّتی استمرار داشته است.

آقا گاهی در همان سنین، در مباحثه‌های علمی پدرشان مشارکت می‌کردند و نظر هم می‌دادند که خاطراتی هم از این مشارکت‌ها هست. مثلاً یک بار ایشان به همراه پدرشان به منزل آقا سیّدهاشم رفته بودند. آنجا مرحوم آقا سیّدهاشم یک بحث علمی مطرح می‌کند و پدرم با ایشان بحث می‌کند. وقتی خارج می‌شوند، مرحوم آقا به پدرم می‌گویند که شما چرا این‌جوری کردید و با ایشان بحث کردید. البتّه مرحوم آقا به محتوای کلام پدرم اشکال نکرده بودند، بلکه به نحوه‌ی مواجهه با مرحوم آقا سیّدهاشم خرده گرفته بودند. یک بار من از پدرم سؤال کردم که آقا سیّدهاشم شاگرد آقای نائینی بوده، مرحوم آقا نیز شاگرد ایشان بوده؛ آیا شما از نظر علمی این دو نفر را با هم مقایسه کرده‌اید؟ پدرم گفتند که بعضی‌ها معتقد بودند که مرحوم آقا خیلی با آقا سیّدهاشم تفاوت دارد و از نظر علمی بالاتر است و ترجیح دارد. البتّه به لحاظ سنّی، آقا سیّدهاشم ده سال بزرگ‌تر و هم‌سنّ مرحوم آقای حکیم بودند و بنا به گفته‌ی مرحوم آقای واعظ‌زاده، دوره‌ای هم با آقای حکیم در نجف هم‌بحث بودند.

یک وقتی هم آقا درباره‌ی پدرشان می‌فرمودند که مرحوم آقا تا همان آخر هم به مطالعه و به‌خصوص مطالعه‌ی فقه خیلی علاقه داشتند و یکی از خصوصیّات اخلاقی خوبشان این بود که وقتی مثلاً به ما «کفایه» می‌گفتند، گاهی پیش می‌آمد که بگویند اینجا را اشتباه گفتم. آدم‌ها معمولاً این کار را نمی‌کنند؛ مثلاً روی منبر گاهی اوقات که اشتباه می‌کنند، با شیوه‌ای نامحسوس برای مردم، حرف خطا را به صحیح منتقل می‌کنند. خب در تدریس و مانند این‌ها، این کار سختی است که آدم به اشتباهش اعتراف کند؛ یعنی کسی بخواهد از این کارها بکند، اعتبارش زود از دست می‌رود و معمولاً این کار را نمی‌کنند و حتّی ممکن است یک منطقی هم برای اشتباهشان درست کنند.

 سؤالی که می‌خواهم بپرسم، بیشتر تحلیلی است تا خاطره. با توجّه به موضوعاتی که فرمودید، به نظر شما حضرت آقا در چه ویژگی‌هایی از ابوی‌شان متأثّرند؟

 پاسخ به این سؤال کمی سخت است؛ احتمالاً التزام ایشان به نوافل و این موارد، به پدرشان برمی‌گردد.

 اگر بخواهم سؤالم را دقیق‌تر بگویم، ‌منظورم «شباهت» بود؛ به نظر شما چه شباهت‌هایی بین این دو بزرگوار وجود دارد؟

 یکی‌اش شاید زهد آقا باشد. این توضیح لازم است که باید گفت مرحوم آقا زاهد بودند و حتّی فقیر بودند. البتّه این‌طور نبوده که مرحوم جدّمان از روی بیچارگی زاهد شده باشد. زهد حضرت آقا هم کاملاً زهد انتخابی است. ایشان دریافت مالی به عنوان حقوق مرسوم ندارند؛ یعنی اصلاً حقوق نمی‌گیرند. مثلاً من یک وقتی می‌خواستم مبلغی را احتیاطاً از طرف خودم به دفتر بدهم، یکی از برادرهای دفتر گفت که آقا همین تازگی فلان قدر برای تصرّفات خودشان داده‌اند؛ خب از بیت‌المال که برنمی‌دارند بدهند به بیت‌المال، از همین نذوراتی است که افراد برای شخص ایشان انجام می‌دهند.

غیر از نذورات، هدایایی که افراد از سر عشق و علاقه برای شخص آقا می‌آورند هم به همین نحو است. مثلاً در یک مورد، حدود سی سال پیش، برادران یمن یک ظرف حلبی بزرگ از نگین‌های عقیق یمنی برای ایشان آوردند؛ در کنار این، چند جعبه که نگین‌های خاص را در آن گذاشته بودند هم آوردند که کسانی که عقیق‌شناس بودند می‌گفتند قیمت آن‌ها خیلی زیاد است؛ امّا بااین‌حال، ایشان همه‌ی آن نگین‌ها را به دیگران داد. یا یک کسی عبایی برای آقا آورده بود که بسیار لطیف و گران‌قیمت بود؛ آقا آن را دادند که بفروشند و با پول آن، ‌ تعدادی عبا تهیّه کردند و به اشخاص مختلف هدیه دادند. مسائل مادّی اصلاً برای حضرت آقا اهمّیّت نداشته است و در عین تمکّن بالایی که دارند و با انواع و اقسام محامل شرعی می‌توانند بهره‌مند باشند، امّا هرگز استفاده نمی‌کنند.

پدرم معمولاً هدایای ارزشمندی را که به شخص ایشان اهدا می‌کنند، به آستان قدس رضوی می‌دهند. کتاب‌های خطّی بسیار زیادی به آقا هدیه می‌شود که ایشان نوعاً آن‌ها را به آستان قدس می‌سپارند. یکی از اساتید بزرگ و معاصر خط برای ایشان یک دیوان حافظ به خطّ شکسته‌ی نستعلیقِ وصال شیرازی فرستاد که بسیار زیبا بود؛ من قصد داشتم آن را به یک نفر نشان دهم که دیدم نیست؛ در نهایت، معلوم شد آقا آن را مانند بقیّه‌ی موارد خوب و زیبا به آستان قدس داده‌اند و اصلاً خودشان استفاده و تصرّف نمی‌کنند. کلّاً چیزهای نفیس و خوب را آقا می‌دهند آنجا.

همین جا بگذارید خاطره‌ای برایتان بگویم. من در کودکی از کلمه‌ی «فقیر» بدم می‌آمد. خب بچّه بودم و تصوّرم از «فقیر» مثلاً کسی بود که گوشه‌ی خیابان می‌نشیند و گدایی می‌کند. آن زمان هنوز انقلاب پیروز نشده بود و من کلاس دوّم دبستان بودم و مشهد زندگی می‌کردیم، در همین خانه‌ای که الان هم هست. یادم هست در گوشه‌ای از همان خانه، مقداری بسته‌های آذوقه و روغن‌نباتی بود. ما، یعنی سه فرزند و پدر و مادر، نشسته بودیم و در حال صحبت بودیم که آقا در میان کلام گفتند که من افتخار می‌کنم که فقیر هستم! تا این را آقا گفتند، این‌قدر این جمله برای من ضرب داشت که یک‌دفعه گویا تصوّرم نسبت به «فقر» عوض شد، به طوری که تا الان هم همین‌جوری هستم. این به‌نوعی نشانه‌ی بی‌تعلّق بودن ایشان به دنیا از همان اوایل زندگی و تارک بودن ایشان است.

 آقا در مصاحبه‌ای در اوایل پیروزی انقلاب می‌گویند که من چون نمی‌خواهم فقرنمایی بشود، خاطرات زندگی خودم را نمی‌گویم و عبور می‌کنند. اگر صلاح می‌دانید، شما قدری دراین‌باره توضیح بفرمایید.

 ایشان اصلاً اجازه نمی‌دهند زندگی‌شان دچار زرق‌وبرق شود. مثلاً وسایل زندگی ایشان بسیار ساده است. فرض کنید اجاق‌گاز خانه‌ی ایشان از همین اجاق‌های سه‌شعله‌ی قدیمیِ رومیزی است که من چند بار از والده خواهش کردم که این را عوض کنید. والده هم در این جهت واقعاً از آقا کمتر نیستند. هنوز اجاق‌گازشان همان سه‌شعله‌ی قدیمی است که روی میز می‌گذارند! مادر، به رغم اصرارهای زیاد ما، آخر هم قبول نکردند و گفتند اصلاً نمی‌شود.

تا چند سالِ گذشته، تلویزیون منزل آقا از همان قدیمی‌ها بود. یک دستگاهِ گیرنده، به قیمت آن موقع، حدود پنجاه هزار تومان تهیّه شد و من آمدم که آن را به تلویزیون وصل کنم. آقا سر نماز بودند. دیدم این تلویزیون این‌قدر قدیمی است که اصلاً جای فیش آن دستگاه را ندارد! تلویزیون خود ما هم قدیمی است، امّا جای فیش آن را دارد. ما فکر این را نکرده بودیم که این‌ دستگاه این‌قدر قدیمی باشد که جای فیش ورودی از دستگاه را نداشته باشد. بعد از آن، دیگر آن تلویزیون واقعاً از حیّز انتفاع ساقط شد و بعد از چند سال از همین تلویزیون‌های معمولی که حالاها معمول شده و چند کانال را می‌گیرد، به خانه‌ی آقا آمد.

مورد دیگر مثلاً این است که آقا از سال ۸۰ به دلیل کمردرد مجبورند به تجویز دکتر روی صندلی بنشینند. ایشان حتّی بین دو نماز باید روی صندلی بنشینند و تقریباً نشستن روی زمین ندارند و والده هم مشکل کمردرد دارند. امّا صندلی‌ و میزی که در خانه‌ی آقا وجود دارد، پلاستیکی است؛ مثل مغازه‌هایی که می‌خواهند بدون هیچ هزینه‌ی اضافه‌ای صندلی چوبی یا آهنی نخرند، ولی صندلی هم داشته باشند. لذا تعدادی از همین صندلی‌های پلاستیکی خریده‌اند و گوشه‌ای در اتاقِ پشتیِ منزل روی هم گذاشته‌اند برای مهمان‌ها که در مواقع نیاز به تعداد بیشتر، دُور اتاق چیده می‌شود.

از این دست وسایل قدیمی، می‌توان به تخت آقا اشاره کرد. تختی که آقا الان روی آن می‌خوابند، همان تختی است که از سال ۶۰، یعنی از زمان ترور و جراحت و آسیب ناشی از آن، روی این تخت خوابیده‌اند و الان چهل سال است که از آن استفاده می‌کنند. اگر یک نفر یک قلم و کاغذ بردارد، شاید بتواند بیش از پانزده مورد از این وسایل قدیمی را فهرست کند. والده نیز در این جهت بسیار مؤثّر بوده‌اند؛ ایشان هم پابه‌پای آقا در تمام این سال‌ها بوده‌اند.

 غیر از این ویژگی زهد، دیگر چه شباهت‌هایی بین حضرت آقا با پدر و مادرشان وجود دارد؟

 پدرم، با وجود فهم سیاسی و تجارب متراکم و دقّت‌هایی که در جزئیّات دارند، صفا و صمیمیّت خاصّی هم دارند. امروز ۴٢ سال از انقلاب می‌گذرد و شاید بیش از پانزده سال نیز قبل از انقلاب، این مبارزات ادامه داشته است و در نتیجه، ایشان تجارب و تشخیص‌های مختلفی دارند؛ امّا با وجود این، صفای خاصّی دارند. صفا به معنی صدق. این شاید به آن دو بزرگوار، یعنی خانم و آقا، برمی‌گردد؛ زیرا آن‌ها نیز همین صفا را داشتند.

از جلوه‌های این صدق، صراحت لهجه است. من این حالت صراحت را در خانم دیده‌ام؛ مثلاً اگر کسی غیبت می‌کرد، صراحتاً به او می‌گفتند غیبت نکنید یا آن حرف را قطع می‌کردند. یادم هست من بچّه بودم و با ایشان و مادرم و بعضی دیگر به روضه‌ای در ابتدای خیابان احمدآباد می‌رفتیم. آنجا برخی از فرزندان صاحبخانه یا مهمانان دیگر بی‌حجاب بودند. خانم همان جا با یک‌یکِ آن بچّه‌ها با لحن ملایم و با «دخترم» و الفاظی مانند آن شروع کرد به صحبت‌کردن و پیگیر ماجرا شد، به طوری که همان جا چادر به سر کردند؛ در حالی که نه مرحوم خانم فرد منسوب به قدرتی بود و نه پشتوانه‌ی دیگری از این قبیل داشتند.

در یک مورد دیگر مثلاً خانم به تهران آمده بودند و بعضی از خانم‌های شخصیّت‌ها که مطّلع می‌شدند، از طریق والده‌ی ما ایشان را به مهمانی زنانه دعوت می‌کردند. در یکی از آن مهمانی‌ها که در منزل یکی از شخصیّت‌های مهم بود، آن‌ها برای پذیرایی عصرانه چند نوع غذا درست کرده بودند. امّا این موارد از نظر فرهنگ ما و به‌ویژه مرحوم خانم زیاد بود و ایشان بعد از مجلس و به طور خصوصی تذکّر می‌دهد که خیلی اسراف کرده‌اید و چرا اسراف می‌کنید. خانم در بحث امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر بسیار صریح بودند و این صراحت در پدرم نیز وجود دارد. مثلاً وقتی آقا ایرانشهر تبعید بودند، یک بار رفته بودیم ملاقات ایشان. من کلاس سوّم دبستان بودم، ماه رمضان بود و هوا هم گرم. من می‌خواستم کتاب بخوانم، امّا کتابی نداشتم. آقا آن موقع کلید سه تا کتابخانه‌ی شهر را داشتند، با هم رفتیم که کتاب انتخاب کنیم. در مسیر، جوانی را دیدیم که داشت علناً ساندویچ می‌خورد؛ آقا همان جا به او تذکّر دادند. حالا تصوّر کنید که آقا در آن شهر تبعید بودند، امّا باز هم دست از نهی‌ازمنکر برنداشته بودند.

 علاقه‌ی زیاد آقا به کتاب و کتاب‌خوانی چطور؟ آیا این هم به نظر شما یک ویژگی وراثتی است؟

 خب هم پدر و هم مادر آقا هر دو اهل مطالعه بودند. پدرشان که معلوم است، مادرشان نیز اهل ‌مطالعه بودند و حتّی فکر کنم از خود خانم شنیده بودم که من بیشتر از آقا ــ یعنی پدربزرگ ما ــ حدیث بلدم؛ شاید منظورشان همین تسلّط به مسائل مختلف بوده و اینکه مثلاً مرحوم آقا فقه بلد هستند و ایشان حدیث بلدند. امّا بااین‌حال، به نظرم این علاقه به کتاب و مطالعه در این حدّی که آقا دارند، می‌توان گفت ذاتیِ خودشان است.

جالب است بدانید آقا وقتی که دوازده‌ سیزده سالشان بود، گاهی می‌رفتند در این مغازه‌هایی که کتاب‌های فرسوده و کهنه داشتند، می‌گشتند و از بین آن‌ها کتاب‌هایی را که به‌دردبخور بود انتخاب می‌کردند، بعد خودشان آن‌ها را صحّافی می‌کردند و برمی‌داشتند برای مطالعه. من الان یک کتاب «نصاب‌الصّبیان» دارم که مال همان ایّام است و آقا خودشان آن را صحّافی کرده‌اند. کتاب «نصاب‌الصّبیان» شاید اوّلین کتاب تحصیلی حساب بشود و من آن را از کتب صحّافی‌شده‌ی خود آقا دارم. یک بار به یکی از خدمه‌ی دفتر که برای مرتّب‌سازی اتاق به من کمک می‌کرد، این را توضیح دادم که مثلاً آقا هزینه‌ی تهیّه‌ی کتاب نداشتند و از میان آن کتاب‌ها که ارزان‌تر بود، این‌ها را جمع می‌کردند و صحّافی می‌کردند. وقتی این‌ها را توضیح می‌دادم، او به‌شدّت متأثّر شده بود.

بنابراین، من فکر می‌کنم عادت مطالعه‌ی ایشان فوق این مطالب است. مثلاً مطالعه‌ی قبل از خواب یک امر کاملاً مرسوم برای آقا است، مگر وضعیّتِ خلافِ قاعده‌ای پیش بیاید؛ وَالّا قاعده‌ی ایشان این است که همیشه با کتاب و مطالعه بخوابند. مطالعه‌ی ایشان از نظر تنوّع کتب و موضوعات هم بسیار گسترده و عجیب است. اگر کسی ایشان را همان زمان جوانی‌شان هم می‌دید، برایش جالب بود و این دیدگاه نسبت به ایشان از ناحیه‌ی افرادی که حتّی از حوزه نبودند و مثلاً در ادبیّات و شعر یا حتّی در موضوعات روشنفکری سررشته داشتند، ابراز شده است.

 آخرین باری که مرحوم پدربزرگ‌تان را دیدید کِی بود و از رحلت ایشان چگونه مطّلع شدید؟

 من در خانواده‌ی خودمان آخرین کسی هستم که مرحوم آقا را پیش از فوت دیدم؛ مرحوم خانم را هم آخرین نفر من دیدم؛ یعنی اتّفاقاً این‌طوری شده است. من دو هفته پیش از فوت مرحوم آقا، اوایل تیر ۱۳۶۵، در جبهه دچار یک بیماری عجیب شدم که هر کس من را می‌دید، از چهره‌ی بسیار زرد و زارم متوجّه می‌شد که خیلی بیمار هستم و من خودم هم از واکنش آن‌ها می‌فهمیدم که حالم خیلی بد است. من خیلی اهل مرخصی نبودم، لذا خود فرمانده گفت تو باید برگردی تهران. ماه رمضان بود و من به توصیه‌ی فرمانده به مرخصی آمدم. ابتدا آمدم تهران و بعد از چند روز با رفقا به مشهد رفتیم. اوّل به منزل مادربزرگ مادری و بعد به منزل پدربزرگ و مادربزرگ پدری رفتم. مرحوم آقا و خانم به دلیل بیماری و کهولت سن نمی‌توانستند روزه بگیرند، لذا ناهار درست کرده بودند؛ من هم در مشهد مسافر بودم و روزه نمی‌گرفتم. خانم به من گفت ناهار پیش ما بمان؛ امروز ظهر برای آقا برنج و گوشت درست کردم، شما هم بمان. من ماندم و یک سفره‌ی سه‌نفره پهن کردند. از جمله‌ی چیزهایی که از آن روز یادم هست، اینکه مرحوم آقا مکرّر برای من گوشت می‌گذاشت و می‌گفت بخور. بعد از غذا، خانم به آقا گفتند که مجتبیٰ می‌خواهد به جبهه برود. با مرحوم آقا خداحافظی کردیم و ایشان برای استراحت تشریف بردند؛ خانم نیز معمولاً ظهرها می‌خوابیدند، من هم رفتم یک کتاب برای مطالعه برداشتم و بعد از استراحت، خداحافظی کردم و رفتم تا به وعده‌ی قرار با رفقا برسم.

بعد از برگشت به تهران، چند روزی در تهران بودم و با اتمام مرخصی به منطقه برگشتم. به‌زودی، عملیّات کربلای یک شروع شد. بعد از مرحله‌ی دوّم عملیّات، شبی که در حال برگشت از منطقه به پشت جبهه بودیم، یاد خانم و آقا افتادم. از میان این‌همه مطلبی که در عالم هست، یکباره به ذهن من خطور کرد که اگر منافقین به منزل خانم و آقا که محافظ ندارند، بروند و آسیبی بزنند یا مثلاً آن‌ها را بربایند، آن‌وقت باید چه کار کنیم! در واقع، این افکار من احتمالاً هم‌زمان بود با همان ساعاتی که مرحوم آقا فوت کرده بودند. در این افکار بودم که به چادرهای محلّ استقرارمان رسیدیم و از شدّت خستگی نتوانستم کاری بکنم و خوابیدم. در آن منطقه، یک رودخانه ظاهراً به نام گاوی وجود داشت که رود عریضی بود و آب کم‌عمقی هم در آن جریان داشت. صبح رفتم و داخل آب رودخانه نشستم تا گل‌های چسبیده به سر و بدنم پاک شود. بقیّه‌ی نیروها هم کم‌کم بیدار می‌شدند و برخی می‌آمدند مثل من در آب می‌نشستند که لباس‌هایشان تمیز شود و برخی هم می‌رفتند دنبال کارهای دیگر مثل تهیّه‌ی صبحانه. در همین اثنا، یک نفر از محلّ چادرها به سمت من آمد و بی‌مقدّمه گفت «محمّدجواد حسینی خامنه‌ای چه‌کاره‌ی تو است؟» ما اصلاً آقا را به اسم «محمّدجواد» نمی‌شناختیم، ولی او گفت «محمّدجواد»! من درگیر نام «محمّدجواد» بودم که ببینم کیست و اصلاً ذهنم به سمت مرحوم آقا نمی‌رفت. دوباره گفت «آیت‌الله سیّدمحمّدجواد حسینی خامنه‌ای کیه؟» گفتم پدربزرگم است که ناگهان و به‌یکباره گفت «فوت شد»! من هنوز در آب نشسته بودم و تا این را گفت، به تعبیر خودمانی وا رفتم. این بنده‌خدا هفده سال بیشتر نداشت؛ نمی‌دانم می‌خواست مثلاً کار بامزه‌ای کرده باشد یا گمان می‌کرد اگر این‌طور خبر بدهد، بهتر است. بعد هم خیلی محترمانه تسلیت گفت و دوستان هم به‌تدریج یکی‌یکی آمدند و تسلیت گفتند. گویا دوستان رادیو را روشن می‌کنند که اخبار صبح را گوش کنند و در آنجا در اخبار اوّلیّه خبر درگذشت پدر رئیس‌جمهور را می‌دهند. گویا همان جا نیز پیام تسلیت امام (رحمة الله علیه) را قرائت می‌کنند.

از آنجا که عملیّات تمام شده بود و دیگر کار خاصّی نبود، با اجازه‌ی معاون گردان، بعدازظهر از نیروها جدا شدم و خودم را به اندیمشک رساندم و با قطار اندیمشک به تهران آمدم. وقتی رسیدم، فردای روز دفن مرحوم آقا بود و پدرم از مشهد برگشته بودند. مرحوم حاجی شمقدری و چند نفر از پاسدارها و دایی ما آقا مهدی خجسته حضور داشتند. گویا حاج آقا مصطفیٰ نیز همراه آقا در تهران بودند. من وارد ریاست‌ جمهوری شدم و آقا روی ایوان ما را دیدند و روبوسی کردیم. آقا مغموم و گرفته بودند و این کاملاً مشخّص بود.

خاطره‌ای که به‌مناسبت خوب است اینجا نقل کنم، این است که ظاهراً پدرم در همان ایّام، مرحوم آقا را خواب دیده بودند که با کوله‌پشتی نظامی دارد می‌رود. چون همان‌ زمان هم من جبهه بودم، ایشان این‌طور گمان کرده بودند که شاید تعبیر این خواب این است که من شهید شده‌ام. اتّفاقاً در همان عملیّات و در مرحله‌ی اوّل، در میان شلوغی‌هایی که آن زمان در شب اوّل عملیّات بود، تعاون لشکر اسم من و جمعی از دوستان را به عنوان مفقودی ثبت کرده بود. مرحوم آقای هاشمی به آقا می‌گویند که شما مجتبیٰ را فرستاده‌اید جبهه، آقا می‌گویند بله؛ ایشان هم گفته بود چرا بچّه را فرستاده‌اید جبهه و آقا جواب داده بودند که مگر طوری شده، ایشان هم احتمالاً برای اینکه آقا را آماده کنند، گفته بودند نه، ولی یک چیزهایی میگویند حالا. در هیئت دولت هم گفته بودند که احتمالاً پسر آقای خامنه‌ای شهید شده است و برای همین، چنین تصوّری نسبت به من وجود داشت. لذا وقتی من آمدم تهران، همه در ابتدا یک جوری به من نگاه می‌کردند. آقا این خوابشان را همان وقت‌ها برای من تعریف کردند و من این‌طور به ذهنم آمد که آن خواب مربوط به خود مرحوم آقا بوده و در واقع، خود ایشان بوده که داشته می‌رفته است.

خلاصه، عصر همان روز من به سمت مشهد رفتم. مادربزرگ مادری‌مان به فرودگاه آمده بود و از همان جا من را مستقیم به مجلس ختم بردند. بعد از مجلس ختم، به منزل مرحوم آقا آمدیم که آنجا آقای دانشمند و آقای لوائی و دیگران حضور داشتند. پس از آن، در مجالس ختم متعدّدی از جمله در مسجد ترک‌ها و مسجد امام حسن که مساجد خود مرحوم آقا بودند، حضور پیدا کردیم.

محلّ دفن مرحوم آقا پشت سر حضرت رضا (علیه السّلام) واقع شده است. آن زمان، چند جای خالی محدود بود که برای برخی از علما بود. با توجّه به اینکه ایشان هیچ گاه و مطلقاً درباره‌ی محلّ دفنشان فکر و برنامه و پیشنهادی نداشتند، به نظر می‌رسد این عنایتی بوده است که به هر ترتیب، آن محلّ دفن برای ایشان پیش آمد. از آنجا که این محل در قسمت پشت سر و زنانه است، پدرم فقط در مراسم‌های غبارروبی حرم مطهّر می‌توانند برای قرائت فاتحه در آنجا حضور پیدا کنند. خانم که فوت کردند نیز در همین قسمت زنانه، کمی دورتر، در دارالضّیافه دفن شدند.

من از مرحوم آقا خواب‌های خوبی می‌دیدم. یک شب خواب دیدم که مرحوم آقا برای نماز جماعت آمده‌اند و ظاهراً قرار است امام‌جماعت باشند؛ اذان را گفتند امّا قبل از اینکه اقامه را بگویند، یک ظرف خرما بود که یک یا دو خرما برداشتند و خوردند. وقتی برای پدرم این خواب را گفتم، ایشان فرمودند الحمدلله معلوم می‌شود نمازهای آقا قبول شده است.

 به عنوان سؤال آخر، بفرمایید بعد از فوت آن مرحوم، آیا آقا عمل خاصّی برای ایشان انجام می‌دادند؟

 بله، هم در زمان حیات ایشان‌ و هم بعد از آن. مثلاً برایشان نماز می‌خوانند. ما وقتی که نوجوان بودیم، در فصل‌های ابتدایی سال چون اذان صبح زودتر است و آقا هم مقیّد به نوافل شب بودند، چندان نماز صبح آقا را درک نمی‌کردیم؛ امّا در فصل‌های سرد که اذان صبح در تهران کمی قبل از ساعت شش است، نماز آقا را می‌دیدیم. همان حدود ساعت شش بیدارمان می‌کردند و اوّل نماز می‌خواندیم و صبحانه‌ای می‌خوردیم و بعد می‌رفتیم مدرسه. آن موقع می‌دیدم که آقا بعد از نماز صبح، دو رکعت نماز می‌خواندند. یک وقتی از ایشان سؤال کردم که این نماز برای چیست، آقا جواب دادند این هدیه‌ی هر روز من به آقا و خانم است. این نماز را آن موقعی می‌خواندند که هر دوی آن‌ها در قید حیات بودند. احتمال می‌دهم حالا هم آقا آن را بخوانند، منتها زمانش را تغییر داده‌اند و پیش از اذان صبح می‌خوانند. این روزها که توفیق بود بعد از نماز صبح خدمتشان بودم، ندیدم که آن نماز را بخوانند و احتمالاً آن را به شب منتقل کرده‌اند.

حدسم این است بعد از فوت این بزرگواران، آقا بیشتر از این‌ها هم انجام داده باشند؛ چون آقا برای بعضی افراد که به لحاظ نَسَبی دورترند هم مقیّد به انجام برخی امور هستند؛ هم برای اموات و هم حتّی برای کسانی که زنده‌اند. گاهی اوقات آقا برای کسانی طلب مغفرت می‌کنند که شاید خود آن افراد با آقا میانه‌ی چندانی نداشته باشند.»

منبع : ایلنا



شنبه ۱ فروردین ۱۴۰۵ - 21 March 2026
تجاوز جدید رژیم صهیونیستی علیه ایران/ وزیر جنگ اسرائیل از حمله به تهران خبر داد + عکس و فیلم
سایت جماران

تجاوز جدید رژیم صهیونیستی علیه ایران/ وزیر جنگ اسرائیل از حمله به تهران خبر داد + عکس و فیلم

وزیر جنگ رژیم صهیونیستی تجاوز جدید علیه ایران را تایید کرد.
چرخش به اقتصاد تهاتری / تهاتر با نفت به شیوه غالب تامین مالی در اقتصاد ایران تبدیل شد؟
سایت تجارت نیوز

چرخش به اقتصاد تهاتری / تهاتر با نفت به شیوه غالب تامین مالی در اقتصاد ایران تبدیل شد؟

نهادها و وزارت‌خانه‌های متعدد از گسترش احتمال تهاتر با نفت صحبت به میان آورده‌اند. در این میان به نظر می‌رسد که نفت بیش از پیش جای پول را در تامین مالی گرفته است.
چرا واگذاری فروش نفت به واردکنندگان نهاده یک خطای راهبردی است؟
روزنامه چارسوق

چرا واگذاری فروش نفت به واردکنندگان نهاده یک خطای راهبردی است؟

واگذاری فروش نفت به واردکنندگان نه‌فقط مسئله تأمین کالای اساسی را حل نمی‌کند، بلکه با تعمیق شبکه‌های تراستی، تضعیف انحصار حاکمیتی فروش نفت و ایجاد رانت، هزینه‌های اقتصادی و امنیتی کشور را افزایش می‌دهد. راه‌حل پایدار، حفظ فروش نفت در سطح حاکمیتی، استفاده محدود از تهاتر مستقیم دولتی به‌عنوان گام گذار …
         
ناترازی در تراز تأمین اجتماعی؛ اختلاف ۲۵ هزارمیلیاردی در دخل‌وخرج
روزنامه چارسوق

ناترازی در تراز تأمین اجتماعی؛ اختلاف ۲۵ هزارمیلیاردی در دخل‌وخرج

مولدسازی دارایی‌ها راهکاری است که می‌تواند در پوشش ناترازی تأمین اجتماعی نقشی مؤثر داشته باشد. ناترازی ماهانه حدود ۲۵ هزار میلیارد تومانی سازمان تأمین اجتماعی، حاصل شکاف میان تعهدات ماهانه در سطح حدود ۱۱۵ هزار میلیارد تومان و متوسط درآمد تحقق‌یافته نزدیک به ۹۰ هزار میلیارد تومان است، این فاصله که از …
جسم در کلاس، ذهن در فرار
روزنامه هفت صبح

جسم در کلاس، ذهن در فرار

گزارش میدانی روزنامه هفت صبح نشان می دهد که در مدارس، بسیاری از دانش آموزان فقط حاضر هستند؛ نه در یادگیری، که در آمار. پدیده ای به…
سایت اعتماد آنلاین

جزئیات جدید از قتل ملیکا قدبگلویی / متهم به قتل: کاش اعدامم کنند

تلفات سینمایی
سایت روزنامه سازندگی

تلفات سینمایی

خداحافظی شهاب حسینی از سینما
علیه ویرانی طلبی
سایت روزنامه سازندگی

علیه ویرانی طلبی

پویش ملی «نه به جنگ» دانشگاهیان ایرانی
سقوط قدرت خرید سرمایه‌گذاران طلا
روزنامه شرق

سقوط قدرت خرید سرمایه‌گذاران طلا

قیمت طلا در بازار تهران در مدت یک سال گذشته چیزی حدود 202 درصد رشد داشته است. هر گرم طلای 18 عیار در اسفند سال گذشته فقط حدود شش میلیون تومان قیمت داشت که در‌حال‌‌حاضر بهای آن به بیشتر از 20 میلیون تومان رسیده است. اما این فشار سنگین رشد یکباره قیمت طلا، این بار اتفاق متفاوتی را در بازار طلا رقم زده …
سایت خبرفوری

عاشقیت در آفساید | زندگی عشقی پرمشغله لامین یامال | زنِ تازه زندگی ستاره بارسا | لیلی رولند کیست؟

پیام‌های تبلیغاتی از رو نمی‌روند!
خبرگزاری ایسنا

پیام‌های تبلیغاتی از رو نمی‌روند!

هرچند روش‌های بسیاری برای جلوگیری از ارسال پیامک‌های تبلیغاتی ارائه شده، اما به همان اندازه هم راه‌های دور زدن این روش‌ها ایجاد شده است. یکی از این آن‌ها استفاده از پنل‌های ارسال سیم‌کارتی است که هر بار با سبز شدن سیم‌کارت‌های جدید، مانع از مسدود شدن کامل پیامک‌های مزاحم می‌شود.
آینده آبی ایران با  آب خاکستری  روشن می‌شود؟
خبرگزاری ایسنا

آینده آبی ایران با آب خاکستری روشن می‌شود؟

بحران آب در حالی بر سر ایران سایه انداخته که کارشناسان بر این باورند با بازچرخانی آب خاکستری و استفاده از آن برای مصارفی مانند صنعت و کشاورزی می‌توان تا حدی به کم‌رنگ‌تر شدن این بحران کمک کرد.
شش کالایی که این روزها تمام ایران مشتری آن هستند!
سایت برترینها

شش کالایی که این روزها تمام ایران مشتری آن هستند!

خیابان‌ها همان رگ‌های همیشگی‌ هستند که خون سرد زمستان در آنها جریان دارد اما اتمسفر، بوی آشنای سال‌های پیش را نمی‌دهد...
         
اینترنت؛ اولین قربانی هر بحران
روزنامه هفت صبح

اینترنت؛ اولین قربانی هر بحران

عضو هیات‌مدیره نظام صنفی رایانه‌ای می‌گوید هیچ پروتکل شفافی برای تصمیم‌گیری درباره قطع اینترنت در شرایط بحران وجود ندارد
مرد جنگی استقلال آماده دردسرسازی!
سایت خبرآنلاین

مرد جنگی استقلال آماده دردسرسازی!

باشگاه استقلال بار دیگر در آستانه یک چالش حقوقی بین‌المللی قرار گرفته است.
زنگ خطر تازه برای سفره خانوارها | تورم کالاهای خوراکی و آشامیدنی به ۱۰۵.۵ درصد رسید | حرکت اقتصاد ایران به سمت تورم‌های بالا
سایت اقتصادنیوز

زنگ خطر تازه برای سفره خانوارها | تورم کالاهای خوراکی و آشامیدنی به ۱۰۵.۵ درصد رسید | حرکت اقتصاد ایران به سمت تورم‌های بالا

اقتصادنیوز:کارشناسان معتقدند نزدیک شدن فواصل جهش‌های تورمی نشان‌دهنده ورود تورم مزمن و بالای اقتصاد ایران به دوره‌های تورمی با امکان مهار پایین‌تر است.
روزنامه هفت صبح

شوهر همسرکش: حتی یک استکان چای برایم نمی‌ریخت

مذاکرات آنقدر پیشرفت کرده که آمریکا به دنبال اقدام نظامی علیه ایران نباشد/ ایران پذیرفته هرگز مواد هسته‌ای لازم برای ساخت بمب نداشته باشد
روزنامه شرق

مذاکرات آنقدر پیشرفت کرده که آمریکا به دنبال اقدام نظامی علیه ایران نباشد/ ایران پذیرفته هرگز مواد هسته‌ای لازم برای ساخت …

وزیر خارجه عمان با ابراز امیدواری نسبت به اینکه مذاکرات آنقدر پیشرفت کرده که آمریکا به دنبال اقدام نظامی علیه ایران نباشد، گفت که باید به مذاکرات زمان بیشتری داده شود تا هدف نهایی حصول بسته جامع توافق تحقق یابد.
روی خط تعلیق
روزنامه شرق

روی خط تعلیق

برخلاف آنچه در آستانه دور سوم مذاکرات ژنو انتظار می‌رفت، گفت‌وگوهای میان هیئت‌های ایران و آمریکا نتوانست از حجم تعلیق و ابهام حاکم بر فضا بکاهد؛ چون نه نشانه‌ای روشن از گشایش قطعی پدیدار شد و نه سایه تقابل به‌طور محسوسی عقب نشست، بلکه وضعیت همچنان میان دوگانه «جنگ یا توافق» در نوسان باقی مانده است.
همزیستی شوم بانک مرکزی و نهادهای مالی در خلق نقدینگی
روزنامه توسعه ایرانی

همزیستی شوم بانک مرکزی و نهادهای مالی در خلق نقدینگی

با شدت گرفتن تورم 2 رقمی در ایران، که پس از جراحی اقتصادی دولت نرخ تورم کالاهای خوراکی 3 رقمی هم شده است، برخی تحلیلگران توجه ویژه‌ای به نرخ رشد نقدینگی در اقتصاد ایران می‌کنند زیرا در ادبیات جریان اصلی اقتصاد، نقدینگی به عنوان عامل اصلی تورم معرفی می‌شود و این کارشناسان تورم را پدیده‌ای پولی تفسیر می‌کنند. …
وزیر خارجه عمان پس از دیدار با معاون ترامپ در مورد ایران: امیدوارم در روزهای آینده پیشرفت قاطعی حاصل شود و صلح در دسترس ما قرار گیرد/ جی دی ونس را در جریان جزئیات مذاکرات با تهران و پیشرفت‌های حاصل‌شده تا کنون قرار دادم
سایت جماران

وزیر خارجه عمان پس از دیدار با معاون ترامپ در مورد ایران: امیدوارم در روزهای آینده پیشرفت قاطعی حاصل شود و صلح در دسترس ما …

بدر البوسعیدی وزیر خارجه عمان نوشت: امروز با معاون رئیس‌جمهور جی‌دی ونس دیدار کردم و جزئیات مذاکرات جاری بین ایالات متحده و ایران و پیشرفت‌های به‌دست‌آمده تا کنون را با او در میان گذاشتم.
سایت آخرین خبر

ترامپ: از نحوه مذاکرات ایران راضی نیستم

سیم‌کارت بدون فیلتر؟
روزنامه دنیای اقتصاد

سیم‌کارت بدون فیلتر؟

عرضه اینترنت بدون فیلتر با سیم‌کارت «پرو» در کشور کلید خورده که تنها برای کسب‌وکارها و با قیمت 2‌میلیون تومان در دسترس است. این اقدام، به اینترنت طبقاتی رسمیت می‌بخشد و دسترسی آزاد مردم را محدود و تبعیض دیجیتال را تشدید می‌کند.
         
ظهور ملی‌گرایی اقتصادی؛ آفت تجارت جهانی
روزنامه دنیای اقتصاد

ظهور ملی‌گرایی اقتصادی؛ آفت تجارت جهانی

دنیای اقتصاد: ملی‌گرایی اقتصادی تازه در جهان شکل گرفته و حتی با کاهش احتمالی جنگ‌های تعرفه‌ای، دولت‌ها و شرکت‌ها همچنان منافع ملی را در اولویت قرار می‌دهند. اگر در سال ۲۰۲۶ اخبار اقتصادی را دنبال کرده باشید، ممکن است این‌طور به نظر برسد که تنش‌های جهانی در حوزه اقتصاد به اوج خود رسیده‌اند. حکم اخیر دیوان …
         
سهمیه‌ای‌ها عامل آشوب
سایت روزنامه سازندگی

سهمیه‌ای‌ها عامل آشوب

دکتر مسعود تجریشی ، رئیس دانشگاه صنعتی شریف در نامه‌ای به وزیر علوم اعلام کرد: ۱۰۰درصد افرادی که در تجمعات این دانشگاه اقدام به هتاکی و خشونت کردند، نه از بدنه اصلی معترضان، بلکه از دانشجویان انصرافی و سهمیه‌ای بودند که معدل ۷۰درصد آنها زیر ۱۴ و حتی در مواردی زیر ۱۰ بوده است. سازندگی به بررسی این …
آژانس اتمی: ایران اورانیوم با غنای بالا را در یک سایت زیرزمینی ذخیره کرده/ از مکان تأسیسات غنی‌سازی اورانیوم که ایران در اصفهان اعلام کرده، اطلاعی نداریم/ نمی‌توانیم تعلیق غنی‌سازی در ایران را تایید کنیم
سایت جماران

آژانس اتمی: ایران اورانیوم با غنای بالا را در یک سایت زیرزمینی ذخیره کرده/ از مکان تأسیسات غنی‌سازی اورانیوم که ایران در …

آژانس اتمی در گزارشی جدید مدعی شد: ناتوانی ما در تأیید ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران باعث نگرانی شده/ از مکان تأسیسات غنی‌سازی اورانیوم که ایران در اصفهان اعلام کرده، اطلاعی نداریم/ مهم است که فعالیت‌های راستی‌آزمایی در ایران بدون تأخیر بیشتر انجام شود
اقتصاد رانتی و اعتراضات دی ماه؛ ریشه نارضایتی ها در کجاست - سرمایه و بورس
سایت سرمایه و بورس

اقتصاد رانتی و اعتراضات دی ماه؛ ریشه نارضایتی ها در کجاست - سرمایه و بورس

اعتراضات دی ماه که با محوریت مطالبات اقتصادی و نگرانی فعالان بازار نسبت به بی ثباتی قیمت ها شکل گرفت، بار دیگر این پرسش را در فضای عمومی پررنگ کرد که ریشه این نوسانات چیست و چرا آثار آن بیش از همه بر دوش طبقات متوسط و پایین جامعه سنگینی می کند.
قوانین دست و پا گیر مانع واردات خودروهای کارکرده/ منافعی در خطر است؟
سایت تجارت نیوز

قوانین دست و پا گیر مانع واردات خودروهای کارکرده/ منافعی در خطر است؟

با وجود اینکه در خرداد ۱۴۰۲ با هدف تنظیم بازار، واردات خودروهای کارکرده مجاز و در مفاد قانون تصویب شد، اما هنوز به مرحله اجرای واقعی نرسیده و دبیر انجمن واردکنندگان خودرو با انتقاد از مشروط‌سازی واردات خودروهای کارکرده به ارائه خدمات پس از فروش، معتقد است که پیچیده‌سازی فرآیندها عملا واردات را به سم
مالیات، بدهی و تورم؛ مثلث فشار بر معیشت مردم
روزنامه هفت صبح

مالیات، بدهی و تورم؛ مثلث فشار بر معیشت مردم

افزایش درآمدهای مالیاتی در بودجه ۱۴۰۵ در شرایط رکود کسب‌وکارها فشار مضاعفی بر حقوق‌بگیران و تولیدکنندگان وارد می‌کند
تکرار فاجعه 2003؛ سناریوی عراق برای ایران تکرار می‌شود؟
سایت جهان صنعت نیوز

تکرار فاجعه 2003؛ سناریوی عراق برای ایران تکرار می‌شود؟

کارل بیلدت، سیاستمدار باسابقه اروپایی، با زیر سؤال بردن ادعاهای مربوط به توسعه موشک‌های قاره‌پیما توسط ایران، این روایت‌ها را به فضای تبلیغاتی پیش از جنگ عراق در سال 2003 تشبیه کرده و نسبت به تکرار سناریویی هشدار داده است که بر پایه اطلاعات نادرست شکل گرفت.
رفتار نامتقارن قیمت دلار؛ کف بازار ارز کجا است؟
سایت جهان صنعت نیوز

رفتار نامتقارن قیمت دلار؛ کف بازار ارز کجا است؟

رفتار اخیر بازار ارز نشان می‌دهد دلار به اخبار منفی به‌سرعت و با جهش‌های قیمتی واکنش نشان می‌دهد، اما با تعدیل همان ریسک‌ها حاضر به عقب‌نشینی متناسب نیست. این نامتقارنی، نه‌تنها مسیر اصلاح قیمت را دشوار کرده، بلکه با بالا نگه‌داشتن نرخ ارز برای مدت طولانی، خود به عاملی برای افزایش سطح تعادلی آینده تبدیل …
سایت اکوایران

ببینید/ شستشوی دیوارهای کعبه توسط بن سلمان ولیعهد عربستان

پایان جنگ ایران آمریکا کجاست؟
سایت جهان صنعت نیوز

پایان جنگ ایران آمریکا کجاست؟

هم‌زمان با مذاکرات میان آمریکا و ایران، آرایش سنگین نیروهای آمریکایی در منطقه به نقطه‌ای رسیده که دیگر فشار دیپلماتیک به نظر نمی‌آید. در این میان، مسئله محوری نه فقط احتمال جنگ، بلکه نبود هدف روشن برای آن است؛ خلأیی که حتی در سطح فرماندهی نظامی آمریکا نیز به نگرانی تبدیل شده، چون بدون تعریف پایان کار، …
کودتای اسرائیلی در منطقه کلید می‌خورد؟
سایت آخرین خبر

کودتای اسرائیلی در منطقه کلید می‌خورد؟

اکو ایران/متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست دیدار فرمانده سنتکام با ترامپ در همان روزی برگزار شد که مقامات ایالات متحده و ایران مذاکرات خود را در ژنو انجام دادند. در هفته‌های اخیر، تهران در پی برگزاری مذاکرات جدید با واشنگتن،  از دستیابی به «اصول راهنما» د
ریشه‌ اقتصادی پنهان اعتراضات
روزنامه دنیای اقتصاد

ریشه‌ اقتصادی پنهان اعتراضات

دنیای اقتصاد: افزایش تورم، جهش‌های پیاپی نرخ ارز و گسترش نااطمینانی اقتصادی در سال‌های اخیر، تصویر تازه‌ای از فشار معیشتی بر خانوارهای ایرانی ترسیم کرده است. اعتراضات دی‌ماه، که با نارضایتی‌های اقتصادی و نگرانی فعالان بازار از بی‌ثباتی قیمت‌ها آغاز شد، بار دیگر این پرسش را در فضای عمومی برجسته کرد که …
سایت تابناک

«سرباز آمریکایی» چگونه در شب مذاکره به صدا و سیما نفوذ کرد؟

واکنش بازار به مذاکرات دور سوم ایران و آمریکا در ژنو چه بود؟
روزنامه ستاره صبح

واکنش بازار به مذاکرات دور سوم ایران و آمریکا در ژنو چه بود؟

به نظر می رسد بازار همچنان درباره مذاکرات ایران و امریکا سردرگم هست و به نتیجه قطعی درباره روند مذاکرات نرسیده است.
    
تورم نقطه‌ای در دهک‌های کم‌درآمد در مرز ۷۴ درصد
سایت فرهیختگان

تورم نقطه‌ای در دهک‌های کم‌درآمد در مرز ۷۴ درصد

نرخ تورم نقطه‌ای برای دهک اول درآمدی به ۷۳.۷ درصد رسید. طبق بررسی «فرهیختگان» یکی از دلایل اصلی این شکاف، سهم بالاتر هزینه خوراکی‌ها در سبد مصرفی خانوارهای کم‌درآمد است.
سایت آخرین خبر

پرستوی مکزیکی؛ سلطان مواد مخدر مکزیک چگونه لو رفت؟

پایان مذاکرات ایران - آمریکا در ژنو / مذاکرات فنی، هفته آینده در وین / عمان: پیشرفت بزرگ در مذاکرات
سایت عصرایران

پایان مذاکرات ایران - آمریکا در ژنو / مذاکرات فنی، هفته آینده در وین / عمان: پیشرفت بزرگ در مذاکرات

این سومین دور مذاکرات ایران و آمریکا پس از جنگ 12 روزه است/ مذاکرات در محل اقامتگاه کنسول عمان در ژنو در حال برگزار است.
پیش‌بینی خطرناک درباره تورم در سال آینده/ سه سناریو از نگاه یک اقتصاددان
سایت اقتصادنیوز

پیش‌بینی خطرناک درباره تورم در سال آینده/ سه سناریو از نگاه یک اقتصاددان

اقتصادنیوز: آیا اقتصاد ایران به نقطه‌ای از ثبات نسبی رسیده یا همچنان در وضعیت شکننده و فرسایشی حرکت می‌کند؟
    
وقتی اینترنت قطع می‌شود، اقتصاد هم متوقف می‌شود
روزنامه هفت صبح

وقتی اینترنت قطع می‌شود، اقتصاد هم متوقف می‌شود

در بحران ها، اولین قربانی خاموش، اقتصاد دیجیتال است. از استارتاپ ها و فروشگاه های آنلاین تا خدمات بلیت، تجارت خارجی و شرکت های صادراتی، همه…
بدن‌های بی‌دفاع؛ وقتی فشارهای اجتماعی و روانی به بدن یورش می‌برند
سایت آخرین خبر

بدن‌های بی‌دفاع؛ وقتی فشارهای اجتماعی و روانی به بدن یورش می‌برند

شرق/ متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست نسترن فرخه| بدن‌هایشان در برابر موجی از فشارهای اجتماعی و روانی ناتوان شده است. هرکدام در ماه‌های اخیر به شکلی با بروز یا شدت بیماری روبه‌رو شده‌اند. مشاهدات نشان می‌دهد استرس‌های اجتماعی و بحران‌های اخیر در ایران، فقط سلام
موتورسواری بانوان قرار است حل شود ولی عده‌ای دوست ندارند قانونی شود!
سایت روزنو

موتورسواری بانوان قرار است حل شود ولی عده‌ای دوست ندارند قانونی شود!

سال‌هاست زنان موتورسوار در خیابان‌های شهر حضور دارند؛ حضوری که در چند سال اخیر پررنگ‌تر شده است، بی‌آنکه نامی از آنها در نظام رسمی صدور گواهینامه ثبت شده باشد. حضوری واقعی در زندگی روزمره، اما غایب در ساختار‌های قانونی. در حالی که قانون به‌صراحت ممنوعیتی برای رانندگی زنان با موتورسیکلت پیش‌بینی نکرده، …
سرمقاله دنیای اقتصاد/  راهبرد ترامپ چیست؟
سایت آخرین خبر

سرمقاله دنیای اقتصاد/ راهبرد ترامپ چیست؟

دنیای اقتصاد/ «راهبرد ترامپ چیست؟» عنوان یادداشت روز در روزنامه دنیای اقتصاد به قلم حسن احمدیان است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: هشت ماه پس از جنگ مورد حمایت آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ژوئن۲۰۲۵ مذاکره‌کنندگان در عمان گرد هم آمدند تا راه‌های احتمالی رسیدن به توافق را بررسی کنند. این درگیر
سرمقاله اعتماد/ ارزیابی استراتژیک دکترین نظامی ایران
سایت آخرین خبر

سرمقاله اعتماد/ ارزیابی استراتژیک دکترین نظامی ایران

اعتماد/ «ارزیابی استراتژیک دکترین نظامی ایران» عنوان یادداشت روز در روزنامه اعتماد به قلم عارف دهقاندار است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: با تغییرات اخیر در آرایش نیروهای نظامی ایالات متحده در منطقه خاورمیانه و حضور ناوگان دریایی و هوایی این کشور، بررسی سناریوهای تقابل احتمالی میان واشنگتن و
         
پیام نشست «گنگ ۸» درباره ایران
سایت فرارو

پیام نشست «گنگ ۸» درباره ایران

قانون آمریکا تصریح می‌کند که رئیس‌جمهور باید کمیته‌های اطلاعاتی کنگره را از فعالیت‌های امنیتی کشور مطلع نگه دارد؛ اما زمانی که رئیس‌جمهور تشخیص دهد دسترسی به اطلاعات حساس باید محدود باشد، صرفاً این جمع هشت‌نفره در جریان اطلاعات قرار می‌گیرند. در جلسه مربوط به ایران که چند ساعت پیش از حضور ترامپ در کنگره …
         
بازار داغ سناریوهای ترسناک؛ من درست گفتم!
سایت جهان صنعت نیوز

بازار داغ سناریوهای ترسناک؛ من درست گفتم!

در شرایطی که جامعه ایران یکی از سنگین‌ترین دوره‌های اقتصادی و سیاسی سال‌های اخیر را تجربه می‌کند، موج گسترده‌ای از پیش‌بینی‌های قطعی و تحلیل‌های سطحی در فضای مجازی، اضطراب عمومی را تشدید کرده است. در حالی‌که حتی تصمیم‌گیران اصلی نیز در بسیاری از موارد با عدم‌قطعیت مواجه‌اند، رقابت برای دیده‌شدن با سناریوهای …
سعید حجاریان: از سیاست جز یک کاریکاتور باقی نمانده/باید منتظر تکرار امواج اعتراضی بود/وقتی اصلاحات مسدود می‌شود، خیابان جای سیاست را می‌گیرد
سایت اکوایران

سعید حجاریان: از سیاست جز یک کاریکاتور باقی نمانده/باید منتظر تکرار امواج اعتراضی بود/وقتی اصلاحات مسدود می‌شود، خیابان جای …

اکو ایران: سعید حجاریان گفت: مادام‌که نظام سیاسی کشور می‌خواهد معضلات و بحران‌ها را به‌شکل تبلیغاتی حل کند، دائماً باید منتظر امواج اعتراضی باشد. مشخصاً، زمانی‌که تنها فهم حاکمیت از جوانان، «زیست کافه‌ای» و «فعالیت فضای مجازی» آن‌هاست و حیات اجتماعی و سیاسی را از آن‌ها سلب کرده، باید منتظر باشد در نقاط …
افزایش 279 درصدی هزینه های زندگی!
روزنامه آرمان امروز

افزایش 279 درصدی هزینه های زندگی!

آرمان امروز : در پایان دی‌ماه، هزینه‌های ساده یک خانواده ۳.۳ نفره، چیزی حدود ۶۵ میلیون تومان است؛ رقمی که به شدت نجومی‌ست و فاصله‌ی بسیار معناداری با دستمزد ماهانه طبقه کارگر دارد. «مردم در رنج معیشتی به سر می‌برند». این جمله یک گزاره‌ی ساده است اما معنای آن ساده نیست؛ قرار گرفتن اکثریت مردم [ ]