
به گزارش خبرنگار ایلنا، پس از حملات وحشیانه آمریکا و اسرائیل به کشورمان و آغاز جنگ رمضان موسیقی تعطیل شد. هنرمندان تولیدات را متوقف کردند و کنسرتهای تهران و شهرستانها یک به یک لغو شد. اما در این میان برخی افراد و گروهها بیکار ننشستند و به کف میدان آمدند و با حضور در تجمعات شبانه و مناسبتهایی در رابطه با جنگ، دین خود را کشورشان ادا نمودند. «آوای ساحل» یکی از این گروههاست که طی چند ماه گذشته با فعالیتهای تئاتری و موسیقایی خود فصل پرکاری را از سر گذرانده است.
گروه موسیقی «آوای ساحل» طی دو سال اخیر تلاش کرده موسیقی آیینی و نواحی جنوب ایران را از سالنهای تئاتر تا اجراهای میدانی و پرفورمنسهای شهری به مخاطبان معرفی کند.
هادی لشکری یکی از اعضای گروه، طی گفتگو با ایلنا ضمن توضیح درباره شکلگیری «آوای ساحل»، از حضور در تجمعات شبانه و اجرای موسیقی در میادین تهران گفت. او که به اتفاق دیگر نوازندگان گروهش در پروژه «شبهای میناب» حضور داشته از این همکاری گفت و درباره اجرای زنده موسیقی در نمایش «چهل گیس» به کارگردانی سیروس کهوری نژاد، توضیحاتی داد.

ضمن معرفی خودتان از فعالیتهای گروه «آوای ساحل» در روزهای جنگ تحمیلی سوم بگویید.
من هادی لشکری هستم؛ برنامهریز و دستیار کارگردان نمایش «چهلگیس» و عضو گروه موسیقی «آوای ساحل». فعالیت گروه ما از مهرماه ۱۴۰۳ آغاز شد. با آغاز حملات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، ما هم تلاش کردیم در کنار مردم حضور داشته باشیم. در نقاط مختلف شهر از جمله میدان فردوسی، میدان محسنی، میرداماد و برخی فضاهای عمومی برنامه اجرا کردیم.
طی سه، چهار ماه گذشته جذابترین اجرای میدانیتان، کدام بوده است؟
یکی از متفاوتترین اجراهای ما در خیابان کشوردوست بود؛ حدود ۴۰ دقیقه سنج و دمام نواختیم و فضای بسیار معنوی و خاصی شکل گرفت.
چه شد که در پروژه «شبهای میناب» با اجرای پرویز پرستویی و مرضیه برومند حضور پیدا کردید؟
این پروژه از سوی خانه سینما برگزار شد و از گروه ما برای همکاری دعوت به عمل آمد. پس از چند جلسه تمرین و گفتگو به این نتیجه رسیدیم که موسیقیسنج و دمام میتواند به فضای پرفورمنس کمک کند. از آنجا که این برنامه به یاد جانباختگان و آسیبدیدگان میناب برگزار میشد، احساس کردیم حضور ما میتواند ادای احترامی به یاد این عزیزان باشد.
در اجرای خانه هنرمندان چه موسیقی یا چه رپرتوارهایی را اجرا کردید؟
محور اصلی اجرا، موسیقیسنج و دمام بود؛ اما برای هماهنگی با بخشهای مختلف پرفورمنس تنظیماتی انجام دادیم. در قسمتهایی که حسامالدین سراج آواز میخواند یا «شروهخوانی» و «نوحهخوانی» اجرا میشد، شدت سازها را کنترل میکردیم تا میان موسیقی و آواز تعادل ایجاد شود.
همواره میشنویم که موسیقی نواحی مختلف ایران میتواند در این روزها شنیده شود و بر روحیه مردم تاثیر بگذارد. در اینباره بگویید که موسیقی جنوب چه نسبتی با «حماسه» و «جنگ» دارد؟
بخش مهمی از موسیقی آیینی جنوب ریشه در فرهنگ عاشورا دارد. صدای دمام تداعیکننده حرکت اسبها در میدان نبرد و صدای سنج یادآور برخورد شمشیرهاست. به همین دلیل این موسیقی ذاتاً حال و هوای حماسی دارد و شنونده را به یاد ایثار، مقاومت و رشادت میاندازد.
آیا موسیقی جنوب را باید موسیقی «سوگ» دانست یا موسیقی «سور» یا همان شادی؟
موسیقی جنوب فقط موسیقی سوگ نیست. در جنوب ایران موسیقیهای شاد بسیار زیادی وجود دارد که در جشنها و آیینهای مختلف اجرا میشوند و سازهایی مانند نیانبان و عود نقش مهمی در آنها دارند. اما چونسنج و دمام و آیینهای عاشورایی بیشتر شناخته شدهاند، بسیاری از مردم موسیقی جنوب را بیشتر با وجه سوگوارانه آن، میشناسند.
برنامه آینده گروه «آوای ساحل» چیست؟ با این توضیح که ماه محرم نیز نزدیک است.
با نزدیک شدن به ماههای محرم و صفر، بخش مهمی از فعالیتهای ما به اجرای برنامههای آیینی و مذهبی اختصاص خواهد داشت. همچنین در حال مذاکره برای حضور در چند پروژه نمایشی جدید هستیم. تلاش میکنیم هر اثر تازه نسبت به کار قبلی یک گام جلوتر باشد و بتوانیم سهم بیشتری در معرفی فرهنگ و موسیقی جنوب ایران ایفا کنیم.
به طور کلی «تئاتر» و «موسیقی» تا چه اندازه میتوانند در حفظ آیینها و میراث ناملموس ایران نقش داشته باشند؟
به نظر من این وظیفه بسیار مهمی است. متأسفانه تعداد آثاری که به شکل جدی به فرهنگهای بومی میپردازند کم است. تئاتر و موسیقی میتوانند آیینهایی را که در معرض فراموشی هستند، به نسل جدید معرفی کنند و این میراث فرهنگی را زنده نگه دارند.
حال که بحث تئاتر هم مطرح شد از همکاری با سیروس کهوری نژاد در نمایش «چهل گیس» بگویید. شما و اعضای گروهتان در این نمایش اجرای زنده داشتید. کمی درباره این تجربه نیز توضیح دهید.
در ابتدا قرار بود روی نمایشی با عنوان «برمودا» کار کنیم اما بعد از چند ماه تمرین، آقای کهورینژاد تصمیم گرفتند متن دیگری از آقای چرمشیر را روی صحنه ببرند و به این ترتیب نمایش «چهلگیس» شکل گرفت. از فروردین ۱۴۰۴ به صورت جدی وارد این پروژه شدیم و حدود ۲۰ اجرا در سالن مهر حوزه هنری داشتیم. بعد از آن نیز در سالن چهارسوی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه رفتیم. دغدغه اصلی ما از ابتدا معرفی موسیقی جنوب و ظرفیتهای فرهنگی این منطقه به مخاطبان بود. همکاری من با آقای کهورینژاد به دوستی بیش از ۳۵ سالهمانبازمیگردد. ما سالها در پروژههای مختلف کنار هم کار کردهایم. از طرف دیگر آثار آقای چرمشیر به دلیل تصویرسازیهای قوی و فضای شاعرانهای که دارند، بستر بسیار مناسبی برای موسیقی هستند. به همین دلیل تلاش کردیم موسیقی جنوب را به گونهای طراحی کنیم که با فضای نمایش و تصاویر صحنه کاملاً همخوان باشد. در رابطه با بخش آخر سوالتان هم باید بگویم از آنجا که فضای نمایش «چهل گیس» به جنوب ایران نزدیک بود، تصمیم گرفتیم موسیقی را به صورت زنده اجرا کنیم. از سازهایی مانند عود، نیانبان، دمام، سنج، دایره، تمپو و سازهای کوبهای دیگر استفاده کردیم. بخش مهمی از موسیقی نمایش به آیین زار اختصاص داشت. تلاش کردیم با استفاده از اشعار و نواهای جنوبی، فضای بومی نمایش را به مخاطب منتقل کنیم.
در بازآفرینی موسیقی «زار» تا چه اندازه به اصالت آن وفادار ماندید؟
در بخشهای مربوط به زار تقریباً هیچ دخل و تصرفی انجام ندادیم. شعرها و سازهایی را انتخاب کردیم که در آیین اصلی زار مورد استفاده قرار میگیرند. اعتقاد داشتیم این آیین هویت مستقلی دارد و نباید برای جذابیت نمایشی، ساختار آن را تغییر داد. به همین دلیل سعی کردیم اصالت موسیقایی و آیینی آن حفظ شود.
در تئاتر اجرای زنده موسیقی چه تفاوتی با استفاده از موسیقی ضبط شده دارد؟
به نظر من اجرای زنده تأثیر بیشتری بر مخاطب میگذارد. همانطور که تماشای تئاتر با دیدن یک فیلم متفاوت است، موسیقی زنده هم کیفیت دیگری دارد. وقتی بازیگر روی صحنه حضور دارد و همزمان صدای عود یا دمام شنیده میشود، ارتباط عمیقتری میان تصویر، صدا و احساس شکل میگیرد و این اتفاق روی مخاطب هم تأثیر میگذارد.
موسیقی در «چهلگیس» صرفاً فضاسازی میکرد یا بخشی از روایت نمایش بود؟
از ابتدا قرار بود موسیقی، بازیگری، طراحی حرکت و کارگردانی در یک مسیر حرکت کنند. ما موسیقی را جدا از نمایش نمیدیدیم. گاهی موسیقی شاد بود و گاهی غمگین؛ اما در هر صورت تلاش میکردیم در خدمت روایت باشد. حتی از لحظه ورود مخاطب به سالن با نوای نیانبان، او را وارد فضای آیینی نمایش میکردیم.
هماهنگی میان بازیگران و گروه موسیقی در چنین اجرایی چقدر دشوار بود؟
کار دشواری بود، چون بسیاری از بازیگران با موسیقی جنوب آشنایی نداشتند. ما باید موسیقی، ریتمها، شعرها و حتی لهجه را به آنها منتقل میکردیم. بخش زیادی از زمان تمرین صرف هماهنگ کردن این عناصر شد تا در نهایت همه اجزای نمایش در یک مسیر قرار بگیرند.
واکنش مخاطبان نسبت به موسیقی زنده چگونه بود؟
خوشبختانه ارتباط بسیار خوبی با موسیقی برقرار کردند. این موضوع را هم در تشویقهای پایان اجرا و هم در بازخوردهایی که از مخاطبان دریافت میکردیم، کاملاً احساس میکردیم. فکر میکنم موسیقی زنده این امکان را فراهم میکند که مخاطب ارتباط مستقیمتری با اثر برقرار کند.
آیا ناگفتهای باقی مانده؟
خیر. از شما بابت این گفتگو ممنونم.
منبع : ایلنا
















































