آلمان، تابع مصلحت سنجیهای سلیقهای قدرتهای بزرگ
در ساحت سیاست بینالملل، زبان ابزاری برای «واقعیت سازی» و مهندسی ادراکات عمومی است. هنگامی که مقامات آلمانی برای توصیف یک تهاجم نظامی علیه حاکمیت سرزمینی یک کشور از عبارت تقلیلگرایانه «جنگ غیرضروری» استفاده میکنند، فراتر از یک لغزش کلامی شاهد یک «پروژه زبانی» برای بازتعریف مفاهیم حقوقی تثبیت شده هستیم. این صورت بندی خطرناک با هدف استحاله ماهیت «جرمِ تجاوز» به یک «خطای محاسباتی سیاسی» طراحی شده است.