احمد شاملو داستانهایش را منتشر کرد و زهرایی بدون اینکه در جریان باشد، داستانهایش را در یک کتاب چاپ کرد. دستنوشتههایش را در خرمشهر جا گذاشت و سالها هم داستان ننوشت؛ البته دلیلش را اینگونه بیان کرده بود: «هزینه در تهران زیاد است. ناچار در چند شرکت کار میکردم و وقتی برای نوشتن نمیماند.»