در خانوادهای که شعر، زبان مشترک نسلها بود و بایاتیها(شعرهای کوتاه ترکی) از لب مادربزرگ تا دل نوهها جاری میشد، سهیلا باقریان دختری از باغمیشه تبریز که شعر را نه آموخت بلکه نفس کشید. سالها بعد، در بهار بیستوچهارم زندگی شعر نه مهمان که ساکن جانش شد. حال که دو دهه از آن روز گذشته، او شاعری است که مادری را زیسته و مادری است که شعر را در دل زندگی پرورانده است.