خواهرم تماس گرفت، اما صدایش عادی نبود مثل صدای کسی بود که داشت خودش را کنترل میکرد لذا شک کردم. اصرار کردم که بگوید خبری دارد؟ که گفت حسین آقا مجروح شده است. درهمان حال زنگ خانه را هم زدند، مجدد دوستم تماس گرفت و من دیگر فهمیده بودم برای حسینم اتفاقی افتاده، به دوستم گفتم فقط به من بگویید حسین شهید شده است، نگویید مرده چراکه حسین من شایسته شهادت بود و دوستم که همسرشهید بود گفت: بله! زینب، حسینآقا عاقبت بخیر شد