امیرعلی در کارهای خیر شرکت میکرد. چون رشتهاش روانشناسی بود با استادش به یک مرکز توانبخشی رفته بود و همکاری میکرد. به دو معلول برای فیزیوتراپی و نرمش کمک میکرد. یک خانم سرطانی در محلهمان است که امیر علی هوای ایشان را داشت. فرد بیمار میگفت: امیرعلی معمولاً میدانست من در چه احوالاتی هستم و کمکم میکرد