دوشنبه / ۱۳ بهمن / ۱۴۰۴ - 2 February, 2026
 سایت جوان آنلاین / ۱ ساعت قبل

همسرم حسینی رفت و من زینبی صبر می‌کنم

همسرم حسینی رفت و من زینبی صبر می‌کنم
وقتی سعید دانشگاه را به اتمام رساند، یک روز همراه مادر و خواهرش به خانه ما آمدند و قرار شد همان شب دسته‌جمعی به پارکی که اول شهر سرپل ذهاب است برویم. آن شب خودش سر صحبت را باز کرد و از پدرم اجازه خواست تا با من صحبت کند. دلش می‌خواست قبل از هر چیز نظر من را بداند. با هم قرار‌های زندگی را گذاشتیم.