از وسط خیابون عبور میکردیم. انگار یه دالان باریک بود که باید خودمونو به انتهاش میرسوندیم. من در طول عمرم معمولا احتیاط میکردم و شبهای چهارشنبه سوری زیاد تو خیابون آفتابی نمیشدم ولی امسال واقعا فرق میکرد. نمیشد ازش در بری. میدونستم باید جون کف دست بگیری و حتما بیای.