پنجشنبه / ۷ اسفند / ۱۴۰۴ - 26 February, 2026
 سایت خبرفوری / ۴ روز قبل / ۱۴۰۴/۱۲/۰۳

داستان گنجینه‌ای در دستان پدر/ چرا گاهی باید از دارایی‌های کوچکمان بگذریم تا به رویاهای واقعی برسیم؟

 داستان گنجینه‌ای در دستان پدر/ چرا گاهی باید از دارایی‌های کوچکمان بگذریم تا به رویاهای واقعی برسیم؟
ویکتوریا دختر زیبا و باهوش پنج ساله ای بود. یک روز که همراه مادرش برای خرید به فروشگاه رفته بود، چشمش به یک گردن بند مروارید بدلی افتاد که قیمتش 90 دلار بود، دلش بسیار آن گردن بند را می خواست. پس پیش مادرش رفت و از مادرش خواهش کرد که آن گردن بند را برایش بخرد....